علیرضا دوباره دعوا راه انداخت. انگار زندگی برای او بدون جنجال معنایی ندارد. یک درگیری دیگر برای کاپیتان استقلال کافی بود تا او باز هم به سوژه اول اخبار تبدیل شود.
کد خبر: ۵۵۴۳۹
«نیکبخت عذرخواهی می کند»، «نیکبخت عذرخواهی نمی کند»، «من هر کاری می کنم تبدیل به جنجال می شود».
او خودش هم این را می داند. می داند که همیشه توی نگاه است. توی کادر است. می داند که گل زدنش با بقیه فرق می کند.
همان طور که دعوا راه انداختن اش.
این دفعه هم مثل بازی پیش ، بهانه پیش پا افتاده بود. چرا همه پاسها باید به او منجر شود و چرا انتظار دارد همه باید برای او بازی کنند؛
کاپیتان استقلال بعدها گفت که او حرمت نگه نمی دارد. گفت او یاغی شده است و حد و اندازه خودش را نمی داند. نیکبخت هم سعی کرد مثل همیشه جلوی دوربین ها لبخند بزند. مثل همیشه سر و ته ماجرا را با معذرت خواهی هم بیاورد.
«از محمود فکری پوزش خواستم ، تمام شد رفت.» روی همدیگر را بوسیدند یا نبوسیدند، چندان مهم نبود.
حتی این که فکری از دست مسوولان استقلال شاکی بود که چرا در این دعوا هوای او را نداشته اند و به قول او بازوبند کاپیتانی را به چیزی نگرفته اند هم چندان اهمیتی نداشت.
ایراد همه ماجرا، مثل همه دعواهایی که این روزها در گوشه و کنار روی می دهد این است که فوتبال بد جایی ایستاده است و هر اشتباهی می تواند ما را برای همیشه پشیمان کند.
درست چند روز مانده به آغاز دوباره جام جهانی ، پیش از شروع یک ماراتن دیگر که حتی تصورش پشت همه را می لرزاند، این درگیری های کوچک انرژی ها را تلف می کند. حالا همه فکر و ذکرشان بازی با بحرین و ژاپن و کره شمالی است.
لابد مربی آن سه تیم هم ذره بین دست گرفته اند فوتبال ایران را دنبال می کنند ببینند کی بیشتر روی فرم است و کی بیشتر پرخاش می کند و می شود در زمین بازی رویش کار کرد.در همه این احوال ، نیکی با یقه اسکی که زیر پیراهن اش می پوشد مثلا قرار است یکی از امیدهای ما برای رفتن به جام جهانی باشد.
او در کنار کعبی و کاملی مفرد و بداوی و مهدوی کیا و هاشمیان و نکونام و بقیه مثلا باید نماینده نسلی باشند که فقط یک جام جهانی را در کارنامه کم دارند؛ اما همه اینها می تواند با دو تا دعوای بیهوده و دو تا تکل خشن و بی مورد به باد برود.
خدا نکند. ما باید به جام جهانی برویم. این دعواها راه را دورتر می کند.