دومین فصل لمس هم در ده قسمت تهیه شده و به زودی پخش آن آغاز خواهد شد. تهیهکنندگان مجموعه در شرکت چرنین اینترتینمنت، آن را با همکاری واحد تلویزیونی شرکت فوکس قرن بیستم تهیه کردهاند و این روزها در تدارک تولید سومین فصل آن هستند. آنها پیشبینی میکنند استقبال تماشاگران از ماجراجوییهای شخصیتهای اصلی مجموعه، امکان تولید بیش از پنج فصل آن را هموار کند. با وجود حال و هوای ماورای طبیعی قصه مجموعه، بخش مهمی از آن به روابط پدر و فرزندی میپردازد و به قصه آن مضمونی خانوادگی و درام میدهد. در تبلیغات رسانهای لمس گفته شده «دنیا به شکل خاصی به هم وصل است، اما فقط پسر او میتواند آن را ببیند و درک کند.» همین تبلیغات پررمز و راز، یکی از عوامل اصلی جذب تماشاگران تلویزیونی به این مجموعه بوده است.
تیم کرینگ، خالق اصلی مجموعه لمس است. او فیلمنامه 20 اپیزود فصل اول و دوم مجموعه را نوشته و این روزها خود را آماده نگارش اپیزودهای جدید فصل سوم آن میکند. همان طور که شش فیلمنامهنویس فعال تلویزیونی به او در کار نوشتن فیلمنامه دو قسمت قبلی کمک کردند، فیلمنامههای فصل سوم هم با همکاری چند فیلمنامهنویس انجام خواهد شد. تیم کرینگ گفته برای جلوگیری از تکرار و به منظور تازهبودن قصه اپیزودها، نویسندگان جدیدی با وی همکاری خواهند کرد. به این ترتیب، گروهی که طی 1/5 سال قبل این فیلمنامهنویس را در نگارش 20 اپیزود فصل اول و دوم یاری داد، با وی در فصل جدید آن کار نخواهند کرد، اما کرینگ میگوید نلسون مککورمیک، یکی از کارگردانان اصلی فصل سوم مجموعه خواهد بود. او با کارگردانی هشت اپیزود از هر دو فصل لمس، بیشترین همکاری را به عنوان کارگردان با این طرح داشته است.
کیفر ساترلند، بازیگر نسبتا قدیمی سینما و تلویزیون در لمس در نقش مارتین بوهم بازی میکند. او مرد چهل و دو سالهای است که همسرش را از دست داده و حالا تنها زندگی میکند. او پدر جیک، کاراکتر دوم قصه مجموعه است. نقش جیک بوهم را دیوید مازوز بازی میکند. بزرگترین مشکل مارتین بوهم این است که نمیتواند با پسر 11 ساله خود ارتباط برقرار کند.
این ناتوانی در برقراری یک رابطه خوب پدر و فرزندی، ذهنیت مارتین بوهم را به هم ریخته و او نسبت به این مساله احساس گناه میکند؛ در حالی که جیک بوهم هم با مشکلات و دردسرهای زیادی روبهروست. بزودی مارتین بوهم یک واقعیت غیرقابل قبول و باور را کشف میکند.
او متوجه میشود پسرش جیک میتواند حوادث و اتفاقات مختلف را قبل از این که رخ بدهد، پیشبینی کند. درک مارتین بوهم از این واقعیت درباره جیک باعث تغییر همه چیز میشود و روابط این پدر و فرزند شکل تازهای به خود میگیرد.
منتقدان تلویزیونی میگویند، لمس با ظاهری اکشن و ماجراجویانه درباره پیشگوییهای آیندهنگرانه یک نوجوان، قصهای درام را درباره روابط پدر و فرزندی مطرح میکند و این بخش از قصه مجموعه، اهمیت بیشتر و بالاتری دارد. از دل روابط بین مارتین و پسرش جیک، تماشاچی به یک ارتباط پنهان میان آدمهای مختلف پی میبرد و به این ترتیب، روابط انسانی در کلیت خودش مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. زمانی که مارتین متوجه میشود بین پسر نوجوان او و سرنوشت سیاره زمین، ارتباط نزدیکی برقرار است، دنیا برای او شکل تازهای پیدا میکند و مارتین بوهم احساس میکند باید به هر شکل ممکن، رابطه نزدیکتر و منطقیتری با پسر خود برقرار کند.
سازندگان لمس برای تعریف قصه مجموعه خود از لحن و زبان اپیزودیکوار استفاده کردند. به این ترتیب، هر قسمت مجموعه با یک قصه مستقل سر و کار دارد که براساس پیشگوییهای جیک بوهم شکل میگیرد. با پایان هر قسمت، قصه و ماجراجوییهای آن به پایان میرسد و در قسمت بعدی، تماشاچی با یک قصه و ماجراجویی تازه روبهرو میشود. با آن که پیشگوییهای آیندهنگرانه در قصه مجموعه از سوی جیک بوهم عنوان میشود، ولی پدر او مارتین بوهم در راس ماجراجوییهای قصههای مجموعه قرار دارد و اوست که چرخ حرکت این قصه است و ماجراها را خلق و حل و فصل میکند. تیم کرینگ، خالق لمس در ارتباط با آن چنین میگوید: با تولید این مجموعه و قصه پر رمز و راز آن میخواستم به شرح این نکته بپردازم که چگونه زندگی آدمهای مختلف بدون آن که خودشان بخواهند، در هم گره میخورد و ارتباطی مستقیم با یکدیگر پیدا میکنند. خودم بیشتر از آنکه لمس را یک کار علمی ـ تخیلی بدانم، درام خانوادگی میدانم که تلاش دارد به تماشاگرانش کمک کند که ارتباط بهتری با نزدیکان خود برقرار کنند. این چهره سرشناس رسانه تلویزیون و فعالیت هنری خود را از سال 1996 با مجموعه موفق «امید شیکاگویی» آغاز کرد. این مجموعه در شش فصل تولید شد و درامی بیمارستانی و دلهرهآور در ارتباط با کادر فنی بیمارستانی در شیکاگو بود. کرینگ طی سالهای بعد در تولید 9 مجموعه دیگر تلویزیونی هم همکاری کرد که معروفترین آن قهرمانان است. پخش این مجموعه به مدت چهار سال در فاصله سالهای 2006 تا 2010 ادامه داشت. وی خالق اصلی این درام دلهرهآور علمی ـ تخیلی بود.
کیفر ساترلند، بازیگر اصلی مجموعه از سوی خود تیم کرینگ انتخاب شد و وی گفت زمان نگارش فیلمنامه لمس او را در نقش مارتین بوهم میدید. کیفر ساترلند، پسر دانلد ساترلند، بازیگر کلاسیک انگلیسی است و بیشتر از سینما با مجموعههای تلویزیونی همکاری دارد. او معمولا در فیلمهای سینمایی خود، در نقش شخصیت خبیث و شرور قصه ظاهر میشود. از کارهای مطرح تلویزیونی کیفر ساترلند میتوان به «اعتراف» و «24» اشاره کرد. او به عنوان صداپیشه با مجموعه کارتونی «سیمپسونها» هم همکاری کرده است. از فیلمهای سینمایی مطرح این بازیگر میتوان از «آینه»، «اتاقک تلفن»، «زمانی برای کشتن» و «چشم در برابر چشم» نام برد. ساترلند، بازیگری را از سال 1983 شروع کرد. او ابتدا فعالیت بیشتری در سینما داشت و بتدریج جذب بازی در کارهای تلویزیونی شد. اکنون وی بیشتر به عنوان یک بازیگر تلویزیونی شناخته میشود.
ورایتی / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم