در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به سخنی دیگر فوتبال ایران چه در عرصه ملی و چه باشگاهی با یک کشمش گرمیاش میشود و با یک غوره سردی، تا ندانیم در کجای فوتبال آسیا قرار داریم. همین هفته پیش بود که با پیروزی استقلال بر الهلال در ریاض، کلی ذوقزده شدیم و لب به تعریف و تمجید از استقلال و امیر قلعهنویی گشودیم، اما در بازی برگشت که نتیجه دیگری رقم خورد، همین امیر قلعهنویی شد بدترین آدم استقلالی، تا تماشاگران از روی سکوها او را مورد لطف خود قرار داده و فرهاد مجیدی را به رخ وی بکشند.
حرف این نیست که چرا یک تیم میبرد و یک تیم بازنده میشود، بلکه حرف این است که چرا فرهنگ هواداری را در این فوتبال درست و حسابی به اجرا نمیگذاریم تا مجبور نباشیم مدام رنگ و رو عوض کرده و مقابل مربیان و بازیکنانی قرار بگیریم که خودمان تا دیروز حمایتگر آنان بوده و زمینه بزرگی و مطرح شدنشان را در این فوتبال فراهمکردهایم؟!
استقلال یک بر صفر به الهلال عربستان باخت و بد بازی کرد، به دلیل خستگی یا مغرور شدن بازیکنان یا هر دلیلی که بتوان برای آن برشمرد، اما همه اینها دلیلی نمیشود که حضور تماشاگر در ورزشگاه به عنوان عاملی بازدارنده و تحلیل برنده روحیه و انگیزه بازیکنان تبدیل شود.
آبیها در دقیقه 35 و روی یک اشتباه در دفع توپ، دروازه خود را روی مهمان عربستانی گشودند، اما در شرایطی که 60 دقیقه تمام وقت داشتند این گل را جبران کنند از این هدف بازماندند تا هواداران نیز تشویق فرهاد مجیدی را نماد اعتراض به نتیجه به دست آمده قرار دهند. شکستی که جشن صعود استقلال را به تاخیر انداخت. پرسشی که مطرح میشود این است، چطور استقلال بعد از خوردن گل در خانه الهلال، در عرض چند دقیقه موفق به زدن دو گل زیبا و پیروزیبخش میشود، اما در حضور 80 هزار تماشاگر داخلی نمیتواند به گل تساوی دست یافته و از شکست برابر الهلال فرار کند؟
آیا جز این است که این همه هوادار یک جاهایی بار منفی به خود میگیرند تا تیم با سابقه و پرطرفداری چون استقلال نیز در ورزشگاه آزادی نتواند از شرایط میزبانی درست و حسابی استفاده کند. باید یادآور شویم در شبی که استقلال در لیگ آسیا بازنده شد، در اروپا طرفداران گالاتاسرای ترکیه و دورتموند آلمان برای تیمهای خود در مصاف با رئال مادرید و مالاگای اسپانیا سنگ تمام گذاشتند. در استانبول، گالا با حمایت طرفداران خود رئال را در بازی برگشت 3 بر 2 شکست داد تا با وجود حذف از گردونه رقابتها (به دلیل باخت 3 بر صفر در بازی رفت) وداعی باشکوه با لیگ قهرمانان اروپا داشته باشد. کار بزرگتر را نیز هواداران دورتموند آلمان انجام دادند تا در شرایطی که تا دقیقه 90، 2 بر یک تیمشان را حذف شده از جام میدیدند برای یک لحظه نیز از حمایت تیم محبوب خود کوتاه نیامده و در پایان نیز با زدن دو گل، به همراه مردان وست فالن جشن صعود بگیرند.
هر چند که البته فرهنگ فوتبال آلمان در این زمینه خاص است و هیچ زمان تا سوت پایان زده نشده، نباید آنان را شکست خورده دانست، اما توجه به این نکات میتواند برای فوتبال ایران حاوی درسهای بزرگی باشد، از تماشاگران بگیرید تا مربیان و بازیکنانی که باید تا ثانیههای پایانی برای پیروزی و عوض کردن نتیجه بکوشند.
فکر میکنیم بعد از این همه سال باید از خودزنی در فوتبال داخلی پرهیز کنیم که فقط در این صورت میتوان دامنه پیروزیها را وسعت بخشید.
حجتاله اکبرآبادی / دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: