در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه مدت مصرف داشتی؟
ده سال. از 40 سالگی سراغ مواد رفتم. تریاک مصرف میکردم. هفت یا هشت ماه هم شیشه مصرف کردم. در این مدت برابر ده سال تریاک کشیدن وضع مرا به هم ریخت. الان هم خدا را شکر نزدیک به 29 ماه است به درمان رسیدهام.
چرا در این سن به سمت مواد گرایش پیدا کردی؟
دلایل متعددی داشت. نمیتوان یکی از دلایل را فقط اعتیاد دانست، مثلا دوستان یا محیط و... همه دست به دست هم دادند تا مشکل اساسی به وجود بیاید.
ولی 40 سالگی، سن پختگی است و عجیب به نظر میرسد فردی در این سن معتاد شود.
اعتیاد به سن نیست. اعتیاد حاصل جهل است و در هر موقعیتی احتمال دارد، بروز کند و فرد مسیری را برود که نباید برود.
اولین بار چرا مصرف کردی؟
اولین بار تفننی بود. در جمع دوستان، دورهم نشسته بودیم، تعارف کردند و به خاطر کنجکاوی و با این خیال که معتاد نمیشوم، مصرف کردم. من اهل سیگار هم نبودم و الان هم نیستم. مثالی میگوید افرادی در دریا غرق میشوند که شناگر هستند، چون به خودشان اطمینان دارند، ولی کسی که شنا بلد نیست اصلا جرات نمیکند به جاهای عمیق برود. من هم، چون اصلا سیگاری نبودم فکر نمیکردم در اعتیاد پا بگذارم. فکر میکردم اراده بالایی دارم و میتوانم براحتی کنار بگذارم.
چطور شد فهمیدی اعتیاد پیدا کردهای؟
کمکم فهمیدم روزهایی که مصرف نمیکنم مشکل دارم، کسل هستم، بیقرار هستم، استخوان درد دارم. یعنی به صورت کلی مشکل داشتم. به همین دلیل مصرف میکردم. چون در بیمارستان مشغول به کار بودم، به خیلی از پزشکان مراجعه کردم ولی نتوانستند کمکی بکنند. خیلی به من لطف داشتند و همه سعیشان را میکردند ولی بعد از مدتی دوباره برمیگشتم و مصرف میکردم. علتش را نمیدانستم. پزشکان میگفتند یک مقدار اراده میخواهد. ولی مشکل جای دیگر بود. سیستمهایی که در بدنم از کار افتاده بود باید راهاندازی میشد و من این کار را در کنگره 60 انجام دادم.
خانوادهات چطور فهمیدند اعتیاد داری؟
از رفتارهای من و این که دائم از خانهگریزان بودم و همیشه به بهانههای مختلف سعی میکردم با دوستانی که مصرفکننده هستند ارتباط داشته باشم. به همین دلیل رفتهرفته خانوادهام به شک افتادند و متوجه شدند چرا من این رفتار را از خودم نشان میدهم ولی آنها هم نمیتوانستند کاری برای من انجام بدهند و فقط باعث جنگ اعصاب در آن دوران میشد.
رفتارهایت در آن مدت چه تغییری کرده بود؟
از شب تا صبح بیداربودن و دیر بیدارشدن. خدا را شکر الان همه چیز سر جای خودش برگشته و حتی روش زندگیام نسبت به دوران قبل از اعتیادم خیلی بهتر شده است. آن موقع حتی زمانی که برای دیدن مادرم به شهرستان میرفتم اطرافیان همه رفتار خاصی داشتند، البته مشکل را به من نمیگفتند اما متوجه میشدم رفتارهایشان عوض شده است.
خود من آن موقع غرق اعتیاد بودم و نمیدانستم دلیل تغییر رفتارها چیست. فقط با خودم میگفتم چرا؟ پیش خودم فکر میکردم شاید قبلا وضع مالیام خوب بود و الان نیست. البته حالا هم که درمان شدهام وضع مالیام خوب نیست و با وانت زیتون، سیرترشی و...میفروشم، اما اطرافیان به من احترام میگذارند. خدا را شکر همه چیز درست شده است.
واکنش خودت نسبت به اعتیاد چطور بود؟
واقعیت این بود که من سعی میکردم راه مناسبی پیدا بکنم، اما فایدهای نداشت و مسیرهایی که رفته بودم همه به بنبست خورده بود.
چه شد تصمیم به درمان گرفتی؟
دیدم دائم تحقیر میشوم و در حال طردشدن از جامعه و خانواده هستم. اوایل اعتیاد، دوران لذتبخشی است، ولی بعدها ذلتهایی به همراه دارد که برای هیچکس و حتی یک مصرفکننده قابل تحمل نیست.
چندبار شیوههای مختلف را برای کنار گذاشتن اعتیاد امتحان کردی؟
خیلی. شاید هر دو سال یکبار برای ترک اعتیاد میرفتم، ولی موفق نمیشدم.
این که میگویند شیشه توهم میآورد راست است و آیا توهم را تجربه کردهای؟
من وقتی راه میرفتم تصور میکردم یک نفر پشت سرم است و تعقیبم میکند. در خانه هم یکسری کارهایی انجام میدادم که الان یادم میافتد شرمنده خانواده میشوم. زمانی که شیشه مصرف میکردم رفتارهای من مشکلاتی به وجود آورده بود که داشتم از زندگی و خانواده دور میشدم، این در حالی است که در مدت 10سالی که تریاک مصرف میکردم، درست است تخریب داشت، اما زندگی عادیام را میکردم و تخریب آن به اندازه شیشه نبود، تخریب شیشه خیلی بالاست.
چرا؟
چون تریاک، ماده مخدر سنتی و گیاهی است، اما شیشه ماده مخدر صنعتی و شیمیایی است که سلولهای مغز را از بین میبرد.
بدترین خاطرهای که در دوران مصرف داری چیست؟
(با بغض) بدترین خاطره این است که من مادر سیدی داشتم که قبل از شروع مصرفم به او خیلی احترام میگذاشتم و الان هم واقعا به او احترام میگذارم. یکبار سر مصرف شیشه او را کتک زدم که هیچ وقت یادم نمیرود.
عید بود و به شهرستان رفته بودیم. او به من گفت پسرم تو آمدهای خانه ما عید دیدنی اما الان رفقایت را جمع کردهای و میخواهی مواد مصرف کنی. الان است که فامیلها برای عید دیدنی بیایند. من هم بدون هیچ مقدمهای بلند شدم و خانه را به هم ریختم و مادرم را زدم که خیلی خاطره بدی است. جواب مادری را که سالیان سال برای من زحمت کشیده بود و خیر مرا میخواست با آن شیوه جواب دادم.
الان در بین اعضای خانواده از آن روزهایی که مصرفکننده بودهای حرف میزنی؟
گاهی از آن روزهای تلخ صحبت میشود، اما در ادامه همه میگویند باید این اتفاقات میافتاد تا روش زندگی و رفتارت در خانواده، جامعه و بین اطرافیان عوض شود.
گفتی در بیمارستان کار میکردی. یعنی پزشکانی که اطرافت بودند روش صحیح درمان اعتیاد را نمیدانستند؟
سطح آگاهی آنها در مورد کارشان بسیار بالا بود، اما در مورد اعتیاد به نظرم به آن علمی نرسیدهاند که بتوانند برای اعتیاد درمان کاملی به کار ببرند، البته در کل باید بگویم علم در مورد اعتیاد آنقدر پیشرفت نداشته است. اکنون هم پزشکان مملکت ما و کل دنیا نظری درباره درمان قطعی اعتیاد ندارند و میگویند اعتیاد جایگزین دارد، اما درمان قطعی ندارد.
رفتار افراد جامعه در مدتی که مصرفکننده بودی چقدر تاثیرگذار بود؟
در جامعه ما به مصرفکننده به چشم دیگری نگاه میکنند البته طبیعی است، چون آگاهی ندارند و فکر میکنند مصرفکننده نمیخواهد مشکلش را حل کند، در حالی که واقعا اینطور نیست. به آنها حق میدهم چون نسبت به این مسائلی که گفتم آگاهی ندارند. یک مصرفکننده وقتی متوجه میشود به قول معروف معتاد شده، واقعا میخواهد مشکلش را حل کند و به این کار ادامه ندهد، اما نمیتواند. این در حالی است که جامعه میگوید اگر فرد یک ذره غیرت و همت داشته باشد، مشکل حل میشود. واقعا اینطور نیست چون اگر درمان به روش علمی نباشد شخص نمیتواند موفق شود. مواد مصرف نکردن خیلی سخت است.
این سوال آخر را از بقیه افرادی که به درمان هم رسیدهاند پرسیدهایم. توصیهات برای افرادی که در حال حاضر مصرفکننده هستند چیست؟
ما به افرادی که تفننی مواد مخدر مصرف میکنند میگوییم نامزد اعتیاد. توصیهام به چنین افرادی این است که زودتر به خودشان بیایند و تا پیهای ساختمان را موریانه نخورده است، ساختمان را بازسازی کنند. آنها هم که واقعا درگیر هستند به نظرم به فکر درمان باشند.
شاهد حلاج
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: