من و برف و بارون با هم

تا قبل از تو، برف عاشقم بود. باران را هم دوست داشتم. عجیب آمدی، عجیب‌تر رفتی. همین‌ها بود که سوال‌هایم را غلیظ‌تر کرد.
کد خبر: ۵۴۴۱۴۸

همین‌ها دلم را زد... ولی از بی‌قواره‌ترین راه‌های جدایی که پنهان نیست، از تو چه پنهان. عادتم شده هی در میان صد من افکار نشُسته بگویم: اگر برگردی می‌بینی که برف و باران هنوز هم دوست‌داشتنی‌اند و من نیز!

بدون نام

حالا که ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند، تا تو خودتم به برف و بارونه بچسبونی، خب اسمت رو آخر نوشته‌هات بنویس که بدون نام نشی دیگه!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها