jamejamnashriyat
کد خبر: ۵۴۴۰۰۶   ۰۶ اسفند ۱۳۹۱  |  ۱۶:۱۷

علی انصاریان، مدافعی که 2 دهه در فوتبال ایران بازی کرد

مقصر فقط خودم بودم نه برانکو

سرانجام بعد از حدود دو دهه حضور در سطح اول فوتبال ایران، علی انصاریان یکباره کفش‌ها را آویخت و با فوتبال خداحافظی کرد! انصاریان که فصل پیش با شاهین بوشهر به فینال جام‌حذفی هم صعود کرد، پیشینه بازی در بسیاری از تیم‌های ایران از جمله استقلال و پرسپولیس را در کارنامه خود درج کرده است. او حتی وقتی در پرسپولیس بازی می‌کرد براحتی دروازه الیور کان، دروازه‌بان افسانه‌ای بایرن‌مونیخ را هم گشود و در همه تیم‌های دیگر خود نیز عنصری کلیدی به منظور استحکام دفاعی و گلزنی قابل احتساب روی ضربات ایستگاهی محسوب می‌شد. مدافع میانی سال‌های نه چندان نزدیک تیم ملی، در بهترین سال‌های عمر فوتبال خود به خاطر درگیری‌های همیشگی با حاشیه‌ها، اغلب از این تیم دور ماند، هرچند تعصب و جنگندگی بی‌نظیری از خود نشان می‌داد. حالا در سی و شش سالگی انصاریان در ابتدای راه مربیگری قرار گرفته است.

انصاریان با این سن و سال کاملا سرحال و روپا بازی می‌کرد و تیم‌های خواهان خود را داشت. چطور یکباره خداحافظی کردید؟ بحث اتفاق یا مصدومیت یا تصمیم قبلی مطرح بود؟

نه، اصلا این طور نبود و از قبل هیچ پیش‌بینی نکرده بودم، ولی بعد از پایان فینال جام‌حذفی یکباره تصمیم گرفتم دیگر بروم و بازی نکنم؛ نه مصدومیتی بود و نه اتفاقی. چرا بازیکنان نباید در اوج خداحافظی کنند؟ من در 18 دوره لیگ و پیش از آن‌که به لیگ برتر موسوم شود تا امسال بازی کردم، به همه چیز‌هایی که در بازی فوتبال می‌خواستم دست پیدا کرده‌ام و آدم‌هایی را که می‌خواستم ببینم دیدم. افتخار همبازی‌شدن با بازیکنانی را پیدا کرده‌ام که تکرار شدنی نیستند و جزو افتخارات ایران محسوب می‌شوند. اتفاقا پیشنهادهای مختلفی برای همکاری با تیم‌های لیگی هم داشتم، ولی ترجیح دادم در همین نقطه به بازی فوتبال خاتمه دهم.

کار عجیب‌تر این بود که مربیگری را هم از تیم پیشکسوتان پرسپولیس شروع کردید! کجا چنین چیزی دیده بودید؟!

بله، همه مربیان معمولا از تیم‌های پایه شروع می‌کنند و به مربیگری تیم‌های سنین بالاتر می‌رسند، ولی من به انجام کارهای عجیب و غیرمترقبه عادت دارم. کارم اینقدر عجیب بود که برای خودم هم تازگی داشت. روزگاری آرزویم این بود که زودتر موعد مسابقه پرسپولیس برسد تا من به ورزشگاه بروم و به عنوان یک تماشاچی کوچک، بهروز سلطانی را ببینم و تشویق کنم، همین‌طور فنونی‌زاده، ضیا عربشاهی، ناصر محمدخانی،‌ مجتبی محرمی،‌ محسن عاشوری و... را و اخیرا همان بازیکنان مورد عشق و علاقه سال‌های دور خود را به عنوان مربی‌شان تشویق می‌کردم، از عمق وجود برایشان فریاد می‌زدم و اگر می‌باختند گریه می‌کردم. در سال‌های گذشته هیچ وقت پیشکسوتان پرسپولیس در قالبی هماهنگ به میدان نرفته بودند و بازیکنان این تیم در تیم‌های مختلفی حضور داشتند، ولی ما امسال آنها را جمع کردیم و از همان اول گفتیم قهرمانیم و در نهایت هم قهرمان جام یونس شکوری شدیم.

ولی تنها با این روش نمی‌شود در شرایط سخت مربیگری جدی و حرفه‌ای نتیجه گرفت.

به خاطر همین سخت در حال مطالعه و طی کردن دوره‌های مختلف هستم.

خیلی بازیکنان با تجربه دیگر هم این دوره‌ها را تا پیشرفته‌ترین مراحلش طی کرده‌اند، ولی الان مربی هیچ تیمی نیستند، چون می‌گویند رابطه این کار را ندارند.

ولی من خیلی سریع مربی خواهم شد و تیم خواهم گرفت.

یعنی روابطش را پیدا کرده‌اید؟

قرار نیست از ابتدا به عنوان سرمربی وارد عمل شوم. فکر می‌کنم بعد از طی مدارج علمی لازم مربیگری و پایان دادن تحصیلاتم به عنوان دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد تربیت بدنی، یکی دو سالی در کنار مربیان با تجربه کسب تجربه بیشتر و ایجاد آمادگی کنم، ولی نمی‌گذارم بادی پشت این قضیه بیفتد و بسرعت وارد جرگه سرمربیان خواهم شد.

با وجود آن‌که اغلب یک مدافع بودید، ولی به بازیکنان بزرگ غیرمدافع دنیا ارادت داشتید. در عرصه مربیگری پیرو مکتب کدام مربی دنیا هستید؟

بله. من عاشق بازی زین‌الدین زیدان بودم که یک مدافع نبود، البته در دفاع هم مالدینی و نستا را خیلی قبول داشتم. در مربیگری هم مورینیو را بهترین می‌دانم.

یعنی ترجیح می‌دهید به فوتبالی محکم و بسته بپردازید و به فوتبال باز و زیبای مورد ارائه گواردیولا علاقه‌ای ندارید؟

مورینیو را بهترین می‌دانم، ولی معتقدم راهی وجوددارد که افکار او را با روش‌های گواردیولا تلفیق کرد و معجون سحر‌انگیزی برای موفقیت در فوتبال ایجاد کرد.

در بین مربیانی که شاگردشان بوده‌اید کار کدام‌ را بیشتر پسندیده‌اید؟

از هر یک از مربیان داخلی،‌ نکته‌ای آموخته‌ام‌؛ از فرهاد کاظمی، فیروز کریمی، حمید درخشان، ناصر ابراهیمی، قلعه‌نویی، صمد مرفاوی و... فکر می‌کنم از گلچین شگردهای این مربیان، آموزه‌های مفیدی به دست می‌آید. ضمن این‌که بهترین مربیان خارجی را که دیده‌ام برانکو، بلاژه‌ویچ، آری هان و زوبل بوده‌اند.

عجیب است چون برانکو شما را در بهترین شرایط‌تان به تیم ملی دعوت نمی‌کرد!

او مربی بزرگی بود و در این مورد هم حق داشت، چون در کنار عملکرد فنی خوب آن دوره‌ام در اردوها حاشیه‌سازی‌ها و شیطنت‌های زیادی هم می‌کردم که شاید برای تیم مشکل‌ساز می‌شد. من از این‌که در بهترین سال‌های فوتبالم از تیم ملی دور شدم، خیلی ناراحتم و فقط خود را مقصر می‌دانم، نه بلاژه ویچ و ایوانکوویچ که هر دو از بهترین مربیان‌مان بودند.

در ابتدای ورود به لیگ، مدافع میانی و بعضا مدافع کناری فجر بودید. بعدها در هافبک دفاعی و بعضا به عنوان مهاجم تیم‌های مختلف هم بازی کردید؟ بالاخره پست مورد علاقه شما کجا بود؟ همان مدافع میانی که بیشتر فوتبالدوستان شمارا در آن پست می‌شناختند؟

نه. من عاشق بازی در پست هافبک میانی و دفاعی بودم و مثلا برای استقلال در این پست بازی‌های زیادی کردم و گل‌های خوبی هم زدم، ولی در دوره بلند بازی من، هافبک دفاعی‌های خوبی حضور داشتند که مانع از بازی بیشتر من در این پست شدند، مثل کریم باقری یا یحیی گل‌محمدی که در دوره حضور کوتاه‌مدتش در پست هافبک دفاعی، سبک تازه و متفاوتی از بازی را به این پست آورد و حتی افشین پیروانی که مدت‌ها در هافبک دفاعی بازی کرد. اینها هم باشگاهی‌های من بودند و به همین دلیل، کمتر فرصتی برای بازی در پست مورد علاقه‌ام پیدا کردم.

مجید عباسقلی / گروه ورزش

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر