با فعالیت مرموز محافل صهیونیستی در هند، متاسفانه هندوئیسم معتدل که به تبعیت از مهاتما گاندی منادی عدم خشونت بود در انزوا قرار گرفت و افراطی گری رشد یافت و در نتیجه در اواخر قرن بیستم شاهد اوج درگیری و قتل عام
کد خبر: ۵۴۳۲۴
مسلمانان هند بودیم تا آنجا که افراطیون ابتدا موفق به اشغال مسجد مزبور شدند و مدتی بعد که زمینه را کاملا مساعد دیدند، به تخریب آن مبادرت کردند.
در دسامبر سال 1992 میلادی ( 1371 شمسی ) خیل عظیمی از هندوهای افراطی که توسط احزاب ماجراجو، تندرو، قدرت پرست و ضد اسلام هند تحریک و بسیج شده بودند، از دیواره های مسجد بابری ، خشمگین و شتابان بالا رفتند و به این بهانه که «این مسجد، روی خرابه های معبد رام {خدای افسانه ای هندوها} ساخته شده» به تخریب مسجد پرداختند.
قبلا نیز در روز اول فوریه 1986- بهمن 1364 این مسجد توسط جمعی از هندوها به اشغال در آمده بود که با برخورد نکردن جدی دولت مرکزی مواجه شد.
مقاله حاضر، ریشه ادعاهای واهی این کسان و نقش استعمار انگلستان در این اختلاف افکنی را در ترازوی نقد قرار می دهد.
مسجد بابری در شهر فیض آباد (ایودهیا) از ایالت اوتارپرادش در شمال مرکزی هند واقع شده و نماد بارزی از فرهنگ و تمدن با شکوه اسلامی در هند شمرده می شود. متاسفانه ، سستی دولت مرکزی وقت هند (که در ادعا، خود را سکولار یعنی خالی از هر گونه تعصب مذهبی به نفع هندوها و طرفدار همزیستی مسالمت آمیز ادیان و مذاهب در هند و حفظ حقوق پیروان آنها می شمرد) همراه با بند و بست پاره ای از اعضای آن دولت با عناصر افراطی و نیز حمایت های پنهان و آشکار حکومت ایالتی منطقه از مهاجمان ، مانع اقدام جدی پلیس ایالت در جلوگیری از حمله و هجوم سازمان یافته و از پیش طراحی شده عوامل فشار شد و عناصر وابسته به سازمان ها و احزاب تندرو هندو نظیر حزب جاناتا (B.J.P)، سازمان R.S.S، شورای جهانی
هندوها (V.h.P)، سازمان نظامی بجرنگ دل و حزب شیواسینا توانستند این بنای اسلامی مهم را ویران کنند.
عناصر افراطی ، به رهبری لعل کریشنا ادوانی (رئیس حزب جاناتا) پیش از این تاریخ یعنی در سپتامبر 1990نیز درصدد انهدام مسجد بابری بودند، اما سر وزیر وقت ایالت اوتارپرادش و شخصیت برجسته و سکولار هندی (مستر ملائم سنگ یادو) مانع انجام این عمل زشت شد و با آن که جمع زیادی از هندوهای افراطی برای این کار در ایودهیا جمع شده بودند، مسجد را از دستبرد آنان حفظ کرد و اصولا عمل هدم مسجد، جز پس از سقوط حکومت او در آن ایالت ، انجام نگرفت.
دولت هند پس از تخریب مسجد، در سراسر کشور وضعیت فوق العاده اعلام کرد و رئیس جمهور وقت شانکار دایال شانها نیز دولت ایالتی اوتارپرادش را منحل کرد.
وی در یک سخنرانی کم سابقه ، ضمن اظهار تاسف از این رویداد گفت : کسانی که به ساختمان این مسجد آسیب رسانده اند، آداب و رسوم قومی چندصدساله ای را که به وسیله مردم و رهبران بزرگ هند در زمان مبارزه برای آزادی ، پرورش و تقویت یافته بود، جریحه دار کردند.
دولت هند در پی تخریب مسجد بابری ، فعالیت 3 گروه افراطی هندو (سازمان آر.اس.اس ، شورای جهانی هندوها و سازمان چریکی بجرنگ دل) و همچنین 2 گروه اسلامی (جماعت اسلامی و سازمان خدمتگزاران اسلامی: ای.اس.اس) را از عصر روز پنجشنبه 10دسامبر 1992 غیرقانونی اعلام کرد.
سابقه مسجد
مسجد بابری در سال 934 قمری / 1528 میلادی توسط ظهیر الدین محمد بابر (نواده تیمور و بنیانگذار امپراتوری مسلمان تیموری هند) بنا نهاده شده است.
گویند که بابر، قبل از حمله به هندوستان در لباس یک فقیر، از کابل به دیار هند آمد و در فیض آباد، بر فراز یک تپه بلند با شخصیت های بزرگی چون شاه جلال الدین و حضرت موسی عاشقان ملاقات کرد. بابر از آن دو خواست که برای پیروزی او دعا کنند. آنان نیز به بابر حکم کردند چنانچه حاجتش برآورده شد، روی همان تپه ، مسجدی بنا کند.
احداث مسجد بابری در 934ق/ 1528م که به دستور ظهیرالدین محمد بابر و توسط فرماندارش ، میرباقی ، در ایودهیای ایالت اوتارپرادش صورت گرفت
در اصل ، پاسخی به همین خواهش بود.
مسجد بابری ، به علت بنای باشکوهش در آن زمان و نیز به علت مرکزیتی که نسبت به مناطق اطراف داشت ، محل تجمع و عبادت بسیاری از مسلمانان بود.
تخریب مسجد بابری ، فاجعه بزرگی در تاریخ هند محسوب می شود که طی آن هندوهای افراطی به ستیز آشکار با اسلام و مسلمین برخاستند.
تعابیری که این جماعت از حادثه مزبور دارند (و از آن با عباراتی چون «آغاز عصر جدید در تاریخ هند» و «گامی انقلابی» در راه ایجاد «هند نوین » یاد می کنند) و هر ساله نیز وقوع حادثه را به عنوان روز فتح و ظفر بر اسلام و مسلمین جشن می گیرند، همگی حاکی از نیات و مقاصد ضداسلامی عاملین این جنایت است.
ظهیرالدین محمد بابر، بنیانگذار مسجد بابری ، خود شرح حال و کارنامه زندگی خویش را با جزییات ، از آغاز تا پایان در کتاب «تزوک بابری» نوشته است ، ولی هیچ گونه اشاره ای به تخریب معبد مزبور و بنای مسجد روی خرابه های آن ندارد.
به علاوه ، شیوه بابر آن گونه که از اظهارات صریح او مشهود است اقدام به این گونه اعمال (که طبیعتا حساسیت و عکس العمل منفی هندوها را برمی انگیخته) نبوده است.
راجندرا پراشاد، رئیس جمهور اسبق هند و دوست صمیمی گاندی و نهرو، در کتاب «هند تجزیه شده» نامه بابر به فرزند خویش (همایون) را چنین نقل می کند:
فرزندم ، هند سرزمین ادیان متعدد است.
خدای را سپاس بگذار که تو را مالک این بلاد قرار داد. بر تو واجب است که جمیع تعصبات مذهبی را از قلبت بیرون کنی و با جمیع مردم این بلاد، به عدل و داد رفتار کنی که عدل کلید تسخیر دلهاست و هرگز معابد هندو و دیگر معابد را ویران مکن که انتشار اسلام از راه عدل و رفتار نیکو بهتر از انتشار آن از طریق ظلم و جور است.
بر توست که برای جمیع مردم سرزمینت زندگی ای امن و آسوده فراهم کنی زیرا که وجود درگیری و اغتشاش ، گاه (تو کشور و حکومت را) به هلاکت می کشاند.
همچنین در کتاب رامایانا نوشته تولسیداس که سراسر به شرح داستان رام اختصاص دارد، حتی یک بار هم اشاره ای به شهر ایودهیا یا مسجد بابری یا ولادت رام در محل این مسجد نشده است.
بی جهت نیست که مورخ شهیر هندی ، دکتر رام شرن شرما که تحقیقات مبسوطی در باب مسجد بابری و معبد رام انجام داده ، معتقد است:
هیچ دلیل و شاهدی وجود ندارد که نشان دهد بابر معبدی از هندوها را خراب کرده و به جای آن مسجد ساخته باشد و ما هیچ دلیل و اثری نیافته ایم که نشان دهد قبل از بنای مسجد بابری ، معبد هندو در آن محل وجود داشته است.
وی می افزاید: بهتر است مکان مزبور حفاری شود تا حقیقت قضیه روشن شود و این کار نیز پس از هدم مسجد، کاری سهل و آسان است. به گفته وی ، اصولا بررسی حیات اجتماعی عصر رامایانا و مهابهارات یا شخصیت رام و کریشنا بسیار مشکل است.
زیرا قصه مهابهارات ابتدا مشتمل بر 18800 فقره (اشلوک) بوده که بعدها چیزهایی به آن افزوده شده و به 24000 فقره بالغ شده است و حتی به 100 هزار فقره رسیده است.
قصه رامایانا نیز نخست 6000 فقره بوده و سپس به 24000فقره افزایش یافته است. دکتر شرما می گوید: از بررسی آثار موجود برمی آید که در ایودهیا، 400 سال پیش از میلاد مسیح ، اثری از حیات نبوده است.
وی در مورد آیین هندو نیز می گوید: در این آیین ، عقاید گوناگون و طبقات مختلفی یافت می شود که قابل احصا نیست و لذا امکان ارائه صورت روشنی از دیانت هندو وجود ندارد.
شخصیت خیالی، ادعای واهی
در سالهای اخیر، زمانی که بحث بر سر مسجد بابری بالا گرفت ، یک هیات تاریخی تشکیل شد که درباره صحت و سقم ادعای مزبور تحقیق کند.
هیات مزبور، پس از انجام تحقیقات لازم ، در نخستین نامه ای که در می 1991 حضور نخست وزیر هند نوشت ، چنین اظهار داشت : در اینجا، هیچ دلیلی مربوط به قبل از قرن 18که نشان دهد راما در ایودهیا متولد شده وجود ندارد.
پس از تحقیقات باستان شناسی در منطقه نیز هیچ گونه سندی که حاکی از وجود معبد رام یا معبد دیگر در زیر مسجد بابری باشد یافت نشد و اندیشه بنای مسجد بابری روی معبد راما در ایودهیا، تنها در قرن 18 میلادی ساز شده است.
بگذریم از این که اساسا در اصل موضوع ، جای بحث و مناقشه وجود دارد که آیا «رام» (خدای هندو) همچون آدمیان است که محل تولد داشته باشد یا شخصیتی خیالی و اسطوره ای است که در میتولوژی هندو به صورت آدمی بروز یافته است؛
در بررسی های باستان شناسی نیز هیچ گونه سندی حاکی از وجود معبد رام یا معبد دیگر که در زیر مسجد بابری ساخته شده باشد، یافت نشده است و اصولا فکر بنای مسجد روی خرابه های معبد (خیالی) رام ، از جعلیات غرض آلود انگلیسی ها در نیمه قرن 19است.
کسانی هم که امروزه سخن مشکوک آن صاحب منصب انگلیسی را مستمسک قرار داده اند، در اصل هدفی جز نابودی کیان اسلام و محو مسلمین در هند ندارند و اگر این قضیه نیز نبود، بهانه های دیگری برای پیشبرد مقاصد سیاسی خویش می تراشیدند. چنان که از پس تخریب مسجد بابری نیز، لبه تیز حمله را متوجه 2 مسجد بزرگ شهر کاشی (بنارس ) و متهورا ساخته اند.
روز تاریک احزاب
افراطی هندو (همچون حزب بهاراتیا جاناتا و شیواسینا و آر.اس.اس) هر ساله ، سالروز تخریب مسجد بابری - 6دسامبر - 1992 را روز فتح و ظفر بر مسلمین تلقی کرده و به جشن و سرور می پردازند؛ ولی احزاب مخالف (نظیر حزب کنگره و جبهه متحده و جاناتادال) این روز را روزی سیاه در تاریخ هند می شمرند که چهره آزادی و دمکراسی را در کشور هندوستان ملکوک ساخته و حیثیت و آبروی آن کشور را در جهان بر باد داده است.
چنان که مستر اندرجیت گوپتا، وزیر کشور هند در دسامبر 1996 اظهار داشت: روز 6 دسامبر 1992 در تاریخ هند روزی سیاه و تاریک است.
روزنامه تایمز آو ایندیا در شماره 12 ژانویه 1996 خود مقاله ای به قلم اس.ان.سارائو منتشر کرد که در آن آمده بود: من به جمیع هندوهای افراطی و تندرو هشدار می دهم که از هر عمل و گفته ای که نام و آوازه دین هندو را خراب می سازد اجتناب ورزند. چقدر آسان است که به هندوئیسم زیانی فاحش وارد کرد و چقدر سخت است که مکانت رفیع این آیین را که در طول قرون احراز کرده حفظ نمود. محال است که هندوئیسم بتواند از راه تخریب اماکن مقدس دینی دیگر، مقام بلند خویش در جهان را به دست آورد. بلکه بالعکس باید اماکن دینی ای برای عبادت جمیع پیروان ادیان در شهرهای ایودهیا و کاشی و متهرا بنا کنیم تا این گونه اماکن تبدیل به مرکزی برای عبادت کلیه ادیان شود. ضروری است پیوسته متذکر این کلام سوامی ویوه کانندا باشیم که می گفت : آیین هندو با ادیان دیگر سهل گیر و اهل مداراست ، بلکه این آیین بر جمیع ادیان دیگر صدق کرده (و می تواند در قالب یکایک آنان ظهور و بروز یابد). وحیدالدین خان ، نویسنده مسلمان و بزرگ هندی نیز در مقاله ای که در ماهنامه «الرساله» هند (شماره دسامبر 1996) به چاپ رسیده می نویسد: در سفر همراه قاضی هندی آقای کهنا بودم.
در گفتگوی خصوصی که با هم داشتیم ، به من گفت که به ال .ک.ایدوانی ، رئیس حزب جاناتا، گفتم بر او واجب است از اقدام به کارهایی که آبروی هند را در جهان می برد، در شهر ایودهیا پرهیز کند.
همچنین که وی پس از جریان تخریب مسجد بابری در 6دسامبر 1996 به ادوانی گفته است ما پس از هدم مسجد بابری ، از این که در هند به سر می بریم پشیمان و خجالت زده ایم.
راجیش پائلت ، وزیر مرکزی امنیت داخلی هند در سخنرانی ای که در پارلمان هند ایراد کرده و در نشریه «دعوت» (ارگان جماعت اسلامی هند، صادره از دهلی ، تاریخ 1/9/95 انتشار یافت اظهار داشت: ایالت اوتارپرادش (که مسجد بابری در آن واقع شده است) به علت تخریب مسجد بابری در 6 دسامبر 1992 گرفتار ننگ و عار شد و دیگر امکان ندارد که دوباره دچار چنین ننگ و عاری شود.
مجله ایندیاتودی (India Today) که هر 15 روز یکبار منتشر می شود، به مناسبت پنجاهمین سال استقلال هند، آماری از نظریات مردم هند در باب هدم مسجد بابری تهیه کرده که نشانگر مخالفت بسیاری از مردم با حادثه مزبور است.
این مجله در شماره 31/8/96 خود می نویسد: 45 درصد از هندوها عمل تخریب مسجد بابری را عملی نیکو نمی شمرند و 94درصد از مسلمین نیز مخالفت خویش را با این عمل اظهار می کنند.
33درصد از نامزدهای هندو مذهب ، حزب جاناتا را تایید می کنند ولی با هدم مسجد مخالفند. 63درصد از مویدین حزب کنگره این عمل را محکوم می کنند.
60درصد از هندوها، 83درصد از مسلمین ، 73درصد از مسیحیان و 54درصد از سیکهای هند، معتقدند که باید حقوق اقلیت ها حفظ و محترم شمرده شود و سیاست دولت در زمینه دفاع از حقوق آنان ادامه یابد.
42درصد از هندوها، 67درصد از مسلمانان ، 54درصد از مسیحی ها و 51درصد از سیکها نیز عقیده دارند که باید هر گروه و مذهب در هند، در احوال شخصیه براساس قانون مذهبی خویش آزادی عمل داشته باشند و با تصویب قانون مدنی واحد مخالفند.