در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در برخی سریالهای جدید تاریخی شاهدیم ادبیات محاورهای امروز با اصطلاحات قدیمی آن دوره میآمیزد تا هم به نوعی وفاداری خود را به تاریخ اثبات کند و از دست ندهد و هم مخاطب عام که مخاطب اصلی سریال اوست، بتواند آن را بفهمد و با خود اثر ارتباط برقرار کند. به نظر میرسد این شیوه با توجه به مخاطبشناسی امروز بهتر جواب میدهد. در ضمن باید پذیرفت وقتی پای یک فیلم یا سریال تاریخی در میان است سویه دراماتیک و نمایشی آن بر اصالت و حقیقت تاریخی ماجرا میچربد و قرار است در اینجا یک اثر داستانی با مخاطبانش ارتباط برقرار کرده، زبان قابلفهمی را به آنان معرفی کند تا به واسطه فهم آسانتر، قصه روایت و درک شود. از این نظر نهتنها نمیتوان به نحوه دیالوگنویسی سریالهایی با این سبک دیالوگنویسی ایراد گرفت بلکه میتوان آن را یکی از حسنهای این سریالها دانست، اما این شیوه دیالوگپردازی بیعیب هم نیست.
اول اینکه برخی واژهها و اصطلاحاتی که در این سریالها مورد استفاده قرار گرفته خیلی معاصر و امروزی است که قطعا در آن زمان کاربرد نداشته و مورد استفاده قرار نمیگرفته است و دوم اینکه گاهی این سادهگویی و همه فهمگویی دارای وجوه زیبایی شناختی نبوده و جاذبه ادبی و هنری آن را حذف یا کم اثر میکند. مثلا یکی از جذابیتهای آثار علی حاتمی، شیوه دیالوگپردازی و ادبیات خاص سینمای وی بوده که زیباشناختی اثر را تقویت میکرد، اما شاید در برخی مواقع این مساله برای مخاطب عام آزاردهنده باشد. دیالوگنویسی سریال سالهای مشروطه ساده، روان و قابل فهم است، اما دارای زیباییشناسی نیست و صرفا در خدمت آسانفهم بودن آن از سوی مخاطب است.
شاید نمونه موفق دیالوگنویسی تاریخی که در عین ساده و سلیس بودن، دارای کارکردهای زیباییشناختی است به آثار میرباقری برمیگردد که اتفاقا کارگردان موفقی در ساخت آثار تاریخی و مذهبی است. درواقع دیالوگنویسی تاریخی از یکسو باید وفاداری تاریخی خود را حفظ کند و از سوی دیگر باید دارای وجوه زیباییشناسی باشد.
رضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: