امریکایی هاضعیف شده اند

می گوید: «بعد از این همه جنگ ، امریکایی ها دیگر ضعیف شده اند و ارتش آن ها امنیتی برای مردم عراق ایجاد نمی کند. محمد جعفری ، کارشناس مسائل خاورمیانه و عراق ، نقش امریکا در عراق را این طور تبیین می کند
کد خبر: ۵۴۲۴۲
و معتقد است تنها راه نجات ملت عراق بیرون رفتن اشغالگران و برگزاری انتخاباتی آزاد است».
گفتگویی که پیش روی شماست با بررسی اهداف اجلاس شرم الشیخ و منفعت طلبی امریکا آغاز می شود و به بررسی موشکافانه وضعیت امروز عراق می پردازد.
این گفتگو چندی پیش ، پس از اخبار ساعت 22:30 شبکه دوم سیما در گفتگوی ویژه خبری صورت گرفته که با توجه به استقبال بینندگان به دلیل نکات و تحلیل های بدیع ، متن آن پیش روی شماست.

جناب جعفری! اجلاس شرم الشیخ برای چه شکل گرفت و اهداف امریکا در این اجلاس چه بود؛
کشورهای شرکت کننده در شرم الشیخ هر کدام دنبال هدفی بودند. امریکا هم به طور مشخص در عراق بشدت تنها شده بود یعنی کسانی که از حضور امریکا در عراق خوشحال بودند، امروز از سیاست و رفتار امریکایی ها بشدت آزرده خاطر و مایوس شده اند.
کشورهایی که نیروی نظامی به عراق آوردند، اگرچه در این کشور حضور دارند، ولی در صحنه های درگیری حاضر نمی شوند و بیشتر سعی می کنند به نحوی در مناطق آرام حضور پیدا کنند.
در منطقه هم هیچ کشوری نیست که رسما از سیاست امریکا در عراق حمایت کند و در سطح بین المللی هم تقریبا مشابه منطقه است. در نتیجه امریکا احساس تنهایی می کند و دنبال آن است که برای سیاست هایش حمایتهایی کسب کند به همین منظور هم اجلاس شرم الشیخ را انتخاب کرد. مساله دیگر، امنیت است.
امریکایی ها این مساله را ترویج کردند که بعضی کشورهای همسایه در ناآرامی های عراق دخالت دارند و پیشنهاد کرده اند آنها در این اجلاس بپذیرند که از مرزهایشان مراقبت بیشتری بشود. در حقیقت امریکا قصد فرافکنی دارد. مساله دیگر، انتخابات است.
امریکایی ها از ابتدا با برگزاری انتخابات مخالف بودند و احتمال دارد از پشتوانه سیاسی شرم الشیخ استفاده کنند و انتخابات را به بهانه نبود امنیت به تاخیر بیندازند. بعضی کشورهای عربی با این عنوان که باید در عراق آشتی ملی به وجود بیاید، دنبال آن هستند که بعثی ها را برگردانند.
آنها قصد دارند با عنوان آشتی ملی رژیم گذشته را احیا کنند. بعضی کشورهای اروپایی هم می خواهند به افرادی که مشکلات و ناامنی در عراق فراهم می کنند، نوعی مشروعیت سیاسی بدهند برای همین درخواست کردند بعضی گروهها شرکت کنند.
اینها گروههایی نیستند که برای آزادی مردم عراق مبارزه کرده باشند بلکه کسانی هستند که در عراق ناامنی فراهم می کنند. بعضی کشورها هم دنبال آن هستند که ضرب الاجلی برای خروج اشغالگران مشخص شود.

با این همه تلاش پس چرا عراق هر روز شاهد فعالیت های تروریستی است و بعد از این همه مدت امن نمی شود؛
این که در عراق چرا امنیت برقرار نمی شود، بحث جداگانه ای است. امریکایی ها بعد از سقوط طالبان در افغانستان کار را به گروههای افغانی سپرد و جبهه متحد شمال یا ائتلاف شمال کار را به دست گرفت و هر کدام توانستند منطقه خود را کنترل کنند.
در مجموع ، افغانستان به سوی آرامش پیش رفت و امریکایی ها گفتند وضعیتی که در افغانستان پیش آمده ، به نفع ایران است.
از ابتدا مشخص بود نیروی زمینی امریکا با محیط عراق کاملا بیگانه است. برنامه این بود که امریکایی ها وزیر و تکنوکرات ها مشاور باشند، ولی وقتی آمدند، دیدند امکان این کار وجود ندارد و مجبور شدند شورای حکومتی تشکیل بدهند و از 25نفر شورای حکومتی ، 18-17 نفر دوستان ایران بودند.
بعد هم آیت الله سیستانی ، مساله انتخابات را مطرح کرد. بوش به بعضی رهبران سیاسی عراقی گفته بود شما چرا عجله می کنید، ما در کره جنوبی ، در فیلیپین و جاهای دیگر بعد از جنگ جهانی دوم مدت 6سال خودمان حکومت کردیم پس حداقل سه چهار سال خودمان حکومت خواهیم کرد.
با مطرح شدن مساله انتخابات از سوی آیت الله سیستانی با این که امریکایی ها حق ندارند، قانون اساسی عراق را بنویسند و دخالت کنند، یک نبرد سیاسی شروع شد که بمرور شرایطی را به امریکا تحمیل کرد که امریکا در برنامه اش نبود.
از نظر امنیتی نیز امریکایی ها ارتش را آوردند، ولی ارتش امنیتی برای مردم ایجاد نکرد. نیروهایی که شروع به کار کردند، عده ای از تروریست ها و نیروهای دیگر وارد عراق شدند.
حزب بعث که متلاشی شده بود، بمرور خود را پیدا کرد. بعد از این گروههای مافیایی و سارقین اینها خودشان را سازماندهی کردند. تروریست ها خرابکاری می کنند و افراد بی گناه را گروگان می گیرند و به اسلام لطمه می زنند.
اینها جریان هایی هستند که هیچ وقت علیه اسرائیل موضع نگرفته اند. امریکایی ها طی بیست ماه به یکی از شعارهای خودشان وفادار نماندند. واقعا رفتار اشغالگرانه داشتند و کرامت انسان عراقی را نابود کردند. جامعه عراق بخشی عشایری است.
وقتی رئیس عشیره را بدون دلیل دستگیر می کنند و به زنش توهین می کنند، مردم عراق نمی توانند تحمل کنند. بخشی از حوادثی که در عراق رخ می دهد، نتیجه رفتاری است که سربازان امریکایی با مردم عراق دارند. امریکایی ها 20هزار نفر را به عنوان محافظ شرکتهای خصوصی آورده اند و ماهانه میلیون ها دلار از پول دولت عراق به عنوان محافظ به اینها داده می شود.
بسیاری از این افراد، سابقه جنایت دارند. مشکل دیگری که وجود دارد، رقابت دستگاه های امریکایی است ؛ یعنی سازمان سیا با پنتاگون درگیر است و پنتاگون با وزارت خارجه درگیر است.
عکسهایی که در ابوغریب منتشر شد کار چه کسی بود؛ چرا بعد از انتشار این عکسها مدیریت از پنتاگون به سیا سپرده شد؛ نکته قابل توجه دیگر این است که امریکا ضعیف است.
تصویری که از قدرت امریکا داده می شود، اصلا صحیح نیست. امریکا با کمتر از یک درصد مردم عراق مواجه است ، ولی نمی تواند مقابله بکند.
در حمله به فلوجه طبل و دهل راه انداختند. آیا فرماندهان ارتش امریکا و دستگاهی که تصمیم گرفت حمله کند متوجه نیستند که وقتی با این هیاهو می خواهید حمله کنید، تروریست ها فرار می کنند؛
علاوه بر این ، نیروهایی هم که به عنوان پلیس و گارد ملی مطرح می شود، افراد باانگیزه ای نیستند. اینها صرفا به این علت که شغلی نداشتند، آمدند کار کنند، پولی بگیرند و به محض این که زد و خورد شروع می شود، فرار می کنند.
سربازان امریکایی ، به هیچ وجه جنگ تن به تن نمی کنند، در نتیجه زن و بچه مردم کشته می شوند و امنیت به وجود نمی آید.

راستی چرا 2 وزیر شیعه را ترور می کنند؛ چرا وزیر دادگستری عراق را که شیعی است ، در یک ماه 2بار به صورت نافرجام ترور می شود ولی برای دیگران این اتفاق نمی افتد؛
سوال خوبی است ، این ها را هم اضافه کنید که در جاده محمودیه یا لطیفیه شیعیان را می کشند و جنازه آنها را آتش می زنند. مگر نه این که امریکا می خواهد شیعه به قدرت نرسد؛
شیعیان اینقدر قدرت دارند که قابل هضم نیستند. امریکا می داند که قدرت مرجعیت شیعه قدرتی واقعی است. قدرت سیاسی شیعه قدرت واقعی است و احزاب شیعه احزاب قدرتمندی هستند. آنها مبارزه کردند و اینها را کسی نادیده نمی گیرد.
امریکایی ها اینها را آوردند سر کار. آنها با صدام حسین کار می کردند و می دانستند که صدام حسین خودش را در خدمت امریکا و غرب قرار داده است. اینها واقعیت هایی است که باید در عراق روشن شود.
امریکایی ها می خواهند شیعه را محدود کنند، اما قدرت حذف آن را ندارند.

با همه این تفاسیر، جنگ در عراق به نفع کیست؛
جنگ در عراق به نفع اسرائیل است. توجه همسایگان عرب اسرائیل متوجه غرب عراق است و کاری به اسرائیل ندارند. اسرائیل جنایات خودش را علیه فلسطینی ها ادامه می دهد.
از مسائلی که در غرب عراق می گذرد، اسرائیل خوشحال است. اسرائیل از یک سو همسایگان و دنیای اسلام را متوجه عراق کرده و از جانب دیگر فلسطینی ها را سرکوب می کند.

مقداری از این بحث دور شویم. صدام در عراق از صلابت و هیبت خاصی برخوردار بود. پس چرا ظرف 20روز در هم شکست که وضع عراق به این نحو در بیاید تا این همه گمانه زنی مطرح شود؛
صدام حسین از زمانی که رئیس جمهور بود، با ایران می جنگید و به کویت حمله می کرد و بعدا به او از سوی امریکا و متحدانش حمله شد تا این ده ، دوازده سالی که در حصر بود، تا زمانی که از آن سوراخ او را بیرون کشیدند هرگز نمی خواست با امریکا بجنگد.
وی تا 48ساعت پیش از حمله باور نداشت به او حمله می شود. همه اینها را مانور می دانست و به قیمت نفت فکر می کرد او آمادگی واقعی در خودش ایجاد نکرده بود و فکر نمی کرد حمله شود، چون بعضی کشورهای اروپایی به او گفته بودند اگر بازرسان بیایند و چیزی پیدا نکنند، حمله نخواهد شد.

پس کشورهای اروپایی او را فریب دادند. نه؛!
من نمی خواهم بگویم کشورهای اروپایی به صدام خیانت کردند. آنها فریب امریکا را خورده بودند. صدام حسین یک دیکتاتور کامل و صاحب یک حکومت کودتایی بود.
2طایفه اصلی که بیش از 80درصد جامعه عراق هستند، با صدام نبودند. عربهای سنی ، روشنفکران عرب ، نخبگان و جامعه مذهبی با صدام حسین نبودند. صدام حسین از ام القصر تا بغداد که امریکایی ها آمدند در حد یک مانور عمل کرد و جلو آمد.
ارتش عراق وقتی امریکایی ها از ام القصر وارد شدند مثل یک ناظر بی تفاوت به آنها نگاه می کردند. در بعضی نقاط درگیر شدند، ولی در خود بغداد صدام حسین بدون اطلاع فرزندانش مخفی شد.
این تصور بود که 10 درصد جامعه عراق از صدام حمایت بکند و اگر صدام حسین 10 درصد جامعه را به همراه خودش داشت ، یا امریکایی ها شکست می خوردند، یا با تلفات بسیار سنگینی می توانستند وارد عراق بشوند و بغداد به یک میدان جنگ واقعی مثل جنگهای چریکی با نیروی منظم تبدیل می شد.

پس فکر می کنید مدل افغانستان و عراق برای کشوری مثل سوریه هم قابل اجرا باشد؛ بالاخره آنها هم دارند مسیری را طی می کنند که عراق هم به نحوی در سال هایی آن را طی کرد.
امریکا در افغانستان به طالبان حمله کرد، به کسی که مولود خودش بود و بعد به صدام حسین امریکا هردوی آنها را خوب می شناخت.
در افغانستان ، امریکا طالبان را شکست نداد. افغانی ، افغانی را شکست داد، اگر جبهه متحد همزمان به هرات به مزار شریف و به بامیان حمله نکرده بود، مگر امریکا می توانست با موشک و هواپیما در کوههای افغانستان طالبان را شکست بدهد؛ ارتش عراق هم بعد از 12سال محاصره ماشینش لاستیک نداشت.
لباس سربازان مندرس شده بود. یک بخش از گارد ابتدا مقاومت کرد، ولی آنها هم کنار آمدند. صدام حسین به علت حکومت دیکتاتوری اش هیچ کس به دادش نرسید و در نهایت به آن شکل اسیر شد.
آن لحظه هم که اسیر شد، گفت من رئیس جمهور عراق هستم و آمدم مذاکره کنم! او جنایتکاری بود که فقط می توانست علیه ضعیفان و مظلومان کار کند، او قدرتی نداشت که در مقابل قوی تر از خودش بایستد. همیشه علیه مظلوم بود.

فکر نمی کنید قضیه افغانستان وعراق در منطقه قابل تکرار باشد؛
با شناختی که از ارتش امریکا دارم ، امریکا نمی تواند با حکومت هایی که حداقل از پایگاه مردمی برخوردارند، مقابله کند.

کمی به بحث نقش ایران برگردیم . در این مدت ، رسانه های غربی دایم از این موضوع حرف زدند که ایران ترجیح می دهد بجای مقابله رودررو در عراق با امریکا بجنگد. این چقدر حرف درستی است؛ بالاخره ما با امریکایی ها همکاری یا در کار آنها اخلال ایجاد می کنیم؛
درباره این که آیا ایران دنبال ناامنی عراق است ، باید به رفتار ایران با امریکا نگاه کنیم . وقتی اجلاس تهران برگزار شد، ایران وزرای کشورهای همسایه عراق را هماهنگ کرد.
تازه اجلاسی هم در لندن و واشنگتن برگزار شد. احزاب عراقی که در ایران بودند، براحتی از ایران به واشنگتن و لندن رفتند. ایران هیچ کس را منع نکرده است. بعد از سقوط صدام حسین ، تمام دوستان ایران وارد فعالیت های سیاسی ، اجتماعی و مدنی شدند. اکثر مجلس شورای حکومتی عراق دوستان ایرانی بودند.
دولت موقت فعلی از دوستان ایران هستند. مگر می شود از یک سو دوستان ایران در دولت و حکومت باشند واز سوی دیگر، خودش عامل ناامنی باشد.
امروز هم حرف ایران این است که انتخابات باید برگزار بشود. ما استراتژی روشنی داریم. با اشغالگران مخالفیم و خشونت را هم نفی کردیم. کشتن زن و بچه مردم را مردود دانستیم.
گفتیم تا انتخابات برگزار نشده اداره حکومت به دست رهبران مبارز عراق باشد. کسانی که سالها مبارزه کردند، وقتی انتخابات برگزار شد هر کسی که انتخاب شد، حکومت را در دست می گیرد. این استراتژی بوده که حکومت جمهوری اسلامی از آن حمایت کرده است. تمام استانهایی که هم مرز با ایران است ، امن است.
تمام استانهای شیعه نشین و کردنشین مناطقی است که دوستان ایران در آنجا هستند. در این چند ماه اخیر متاسفانه بعضی مقامات عراقی ورود زایران ایرانی را متوقف کردند. بیش از یک میلیون ایرانی به زیارت عتبات رفتند.
چه اتفاقی افتاد که عده ای از اینها را در کربلا و کاظمین در عملیات تروریستی شهید کردند؛ آیا یک ایرانی را با سلاح گرفتند؛ سفر یک میلیون ایرانی به زیارت عتبات موجب رونق اقتصادی شد و دوباره دوستی بین 2ملت احیا شد.
به نظر می آید تنها ایران است که از سقوط صدام حسین خوشحال است. امریکایی ها از سال 1370در شمال عراق بودند. در حالی که جمهوری اسلامی در آن مناطق قدرت بسیار زیادی دارد.
هیچ مشکلی برای آنها پیش نیامد. مردم عراق به اندازه کافی رنج کشیده اند. ما اختلافاتی با امریکایی ها داریم و خودمان می دانیم با آنها چه بکنیم. به هیچ وجه نمی خواهیم مردم عراق به خاطر اهداف جمهوری اسلامی در این زمینه ها هزینه بدهند درضمن رهبر معظم انقلاب هم این سیاست را مشخص کردند که عراقی ها خودشان باید برای خودشان تصمیم بگیرند.
درباره جوسازی هایی هم که علیه ایران می شود این را هم بگویم بعضی افرادی که در عراق علیه ایران حرف می زنند، خود دوستان عراقی می دانند که اینها وابسته به کدام سازمان جاسوسی هستند. آنها به عنوان یک مامور حرف می زنند، نه یک شخصیت سیاسی.
اینها یک عده هستند که اسامی شان مشخص است و رهبران سیاسی عراق اینها را می شناسند. یک عده کسانی هستند که می خواهند ضعف ارتش و دولت امریکا را در عراق پوشش بدهند؛ لذا ایران را متهم می کنند. به قول نخست وزیر عراق 162نفر تروریست را دستگیر کردند. یک نفر ایرانی داخل آنها نیست.
تمام استانهای مرزی ایران آرام است.

پس ما هم برای آرامش عراق هزینه می دهیم.
بله. ما هم برای آرامش و امنیت عراق زحمت می کشیم و معتقدیم به نفع آنهاست. ما معتقدیم با حرکت سیاسی ملت عراق باید به اهداف خودش برسد.
امریکایی ها این هیاهو را به راه انداختند و در بعضی مسائل هم برای ما قلدری می کنند، در حالی که خودشان در ضعف هستند. رفتار ایران در خدمت مردم عراق است . ما مرزهایمان را باز گذاشتیم.
مردم عراق می آیند به زیارت می روند و از ایران بازدید و خرید می کنند؛ بر می گردند به کشور خودشان ، اما از آن طرف ایرانی ها را اذیت می کنند. حتی کسانی که با پاسپورت و با اجازه دولت می روند در آنجا مورد اذیت قرار می گیرند.
امریکایی ها تلاش خواهند کرد که یا انتخابات به تعویق بیفتد یا اگر برگزار شد مردم عراق نتوانند آن طور که خواست شان است رای بدهند و نتایج از صندوق در بیاید، البته ما نگران نیستیم ، شخصیت های برجسته در عراق فراوان هستند.
نیروهای تیزهوش سیاسی مراقب هستند که از منافعشان دفاع کنند. امریکا فقط در یک هدف در عراق موفق بوده ، آن هم سقوط صدام حسین است والا در هیچیک از اهدافش موفق نبوده ، اما در مقابل احزاب و جریانات سیاسی و مرجعیت شیعه برنامه هایی داشتند که گام به گام پیش بردند و بحث انتخابات هم از همین مقوله است.
امریکایی ها سعی می کنند هنگامی که قرار است تصمیمات سیاسی مهمی گرفته شود برای عراق مشکلاتی درست کنند. وقتی اینها می خواستند دولت موقت تعیین کنند، در فروردین امسال جنگ نجف را درست و ارتباط مرجعیت را با مردم قطع کردند درعین حال هم شیعیان را دچار مشکل کردند تا بتوانند دولت دلخواه خودشان را درست کنند. با همه این احوال ، دولت موقت مطابق دلخواه آنها نشد.
برای تشکیل مجلس موقت در تابستان امسال خودشان چیزی شبیه انتخابات درست کردند و نتیجه این شد که شخصیت های موجه زیادی وارد مجلس شدند و 65درصد مجلس از شیعیان شد.
امریکایی ها آمدند؛ روز ششم مرداد را که قرار بود مجلس افتتاح بشود به تعویق انداختند و آن را به نهم مرداد موکول کردند؛ ولی نتوانستند کاری بکنند. جنگ مهمی که درغرب عراق راه انداختند، احتمال دارد که از آن استفاده کنند و به جاهای دیگر هم توسعه بدهند و بهانه ای کنند که انتخابات برگزار نشود، چون امریکایی ها از به قدرت رسیدن نیروهای مردمی که قدرتمند هستند نگران هستند.
اینها می خواهند کسانی روی کار بیایند بی هویت و نافذ پایگاه مردمی که مزدوری آنها را بکنند. امریکایی ها فقط دنبال منافع خودشان هستند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها