در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
افرادی که ملانی را میشناختند و مامورانی که درگیر این پرونده جنایی شدند، تقریبا تردیدی ندارند این زن جوان شرایط بغرنجی داشته و یک آسیب دیده اجتماعی بوده است. نخستین معضل زندگی او مجردیاش بود. پدیده مادران مجرد برای آمریکاییها موضوع تازه و جدیدی نیست و حتی برخیها از آن دفاع میکنند اما حقیقت این است که بسیاری از این زنان در زندگی دچار مشکلات گوناگون مالی، اجتماعی و روانی میشوند. همین مشکلات بود که ملانی را به سمت ارتکاب جنایت سوق داد.
ماموران پلیس زمانی که از پیغام مرگبار ملانی روی صفحه فیسبوکاش مطلع شدند، سراسیمه به سمت خانه او رفتند. پیش از این نیز جنایتکاران زیادی قبل از اینکه دست به سلاح ببرند و فاجعه بیافرینند از طریق شبکههای اجتماعی تصمیم خود را به اطلاع عموم رسانده بودند. شاید تا چند سال قبل چنین پیامهایی جدی گرفته نمیشد و پلیس آنها را شوخی زشتی تلقی میکرد اما اکنون کوتاهترین جملات نیز زنگ خطری جدی است. آنها در طول راه، خود را برای هر اتفاقی آماده کرده بودند؛ رودرروشدن با زنی خشمگین که میخواهد خانه را به آتش بکشد، دیوانهای که سلاح را به سمت خودروهای پلیس نشانه میرود و حتی دیدن خانهای ساکت که جنازه یک کودک در گوشهای افتاده است.
ملانی در اداره پلیس محلی، زنی شناخته شده بود زیرا ماموران او را دو هفته قبل به اتهام ضرب و جرح دستگیر کرده بودند. ملانی در آن زمان با چوب بیسبال به جان پسر مورد علاقهاش افتاده و او را زخمی کرده بود اما مجازات سنگینی انتظارش را نمیکشید، برای همین هم خیلی زود آزاد شد.
این زن برای اداره خدمات اجتماعی نیز نامآشنا بود. بازرسان این سازمان صبح همان روزی که ملانی پیغام شومش را نوشت به خانه او رفته بودند تا به تقاضای این زن برای بهرهمندی از خدمات ویژه رسیدگی کنند و ببینند آیا او مستحق دریافت کمک هست یا خیر، اما هیچ یک از دو گروه،نه پلیس و اداره خدمات اجتماعی، تصور نمیکرد این زن دست خود را به خون فرزندش آلوده کند، کودکی که شش ماه بیشتر از تولدش نمیگذشت.
ماموران وقتی به خانه او رسیدند، بدون هیچ مقاومتی وارد شدند. سکوتی سنگین حکمفرما بود. آنها چندبار ملانی را صدا زدند و پرسیدند کسی اینجا نیست و پاسخی نشنیدند. ماموران به جستجو پرداختند و ناگهان یکی از آنها فریاد زد. او جنازهای را یافته بود اما نه جسد کودک را بلکه پیکر بیجان و غرق در خون خود ملانی را. چند ثانیه بعد جنازه پسر شش ماهه نیز پیدا شد. ابعاد فاجعه بزرگتر از آن بود که در ابتدا تصور میشد.
گروههای بررسی صحنه جرم خودشان را به خانه زن جوان رساندند و تجسسها با دقت صورت گرفت تا اینکه بالاخره ثابت شد ملانی بعد از کشتن فرزندش با شلیک گلوله، خودش نیز به استقبال مرگ رفته و خودکشی کرده است.
این پرونده اکنون بسته شده و چیزی برای اثبات یا تحقیق باقی نمانده است.
مترجم : سارا لقایی
منبع: کورتتیوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: