در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
افسانهای کهن
ممکن است به دلیل ساخته شدن فیلمها و نمایشنامههای متعدد، بسیاری از مردم جهان با افسانه تروا آشنایی داشته باشند و شخصیتهای شهیر این افسانه را بخوبی بشناسند، اما برای دوستانی که از این افسانه کهن آگاهی ندارند، مختصری از داستان را روایت میکنیم.
در روزگاری دور، پسر پادشاه تروا در سفر به سرزمین یونان اقدام به دزدیدن همسر برادر پادشاه یونان کرد و به سرزمین خود گریخت. پادشاه یونان به تروا لشکرکشی کرد، ولی دیوارههای این شهر به قدری مستحکم بودند که هیچ کاری از پهلوانان یونان برنمیآمد. ارتش یونان دست به دامن اسطوره رویینتنشان یعنی آشیل شدند.
آشیل براساس روایات یونانی در هنگام کودکی توسط مادرش در آبی مقدس شست و شو داده شده بود که تماس این آب با بدن موجب میشد که بدن در برابر همه سلاحها مقاوم و تاثیرناپذیر باشد، ولی مادر آشیل وی را از پاشنه پا گرفته و به آب فرو برده بود و به همین دلیل این بخش از بدن وی با آب تماس نداشته و مانند سایر انسانها آسیبپذیر بود.
آشیل در مبارزهای تن به تن، پهلوان اول و اسطوره تروا که پسر ارشد پادشاه بود کشت و جنازه او را به ارابهای بسته و شروع به جولان دادن کرد تا اینکه دیگر پسر پادشاه که مسبب این جنگ بود، از بالای دیوار تیری پرتاب کرد که به پاشنه پای آشیل (تنها نقطه ضعف بدن او) برخورد کرد و آشیل کشته شد.
در ادامه یکی از پهلوانهای باهوش یونان با نام ادیسه، یک ایده ویژه داد. یونانیها یک شبه اسبی چوبی ساخته و از مسیر دریا عقبنشینی کردند. مردم تروا نیز اسب را به نشانه هدیه پیروزی به داخل شهر بردند، ولی داخل اسب پر از سرباز بود و سربازان شبانه دروازه را روی ارتش یونان که مخفیانه بازگشته بود، گشودند تا تروا فتح شود. چند سال پیش بود که فیلمی با اقتباس از این افسانه با نام تروی ساخته شد و فروش بسیار بالایی در گیشه داشت؛ هرچند داستان این افسانه باستانی در این فیلم بشدت تغییر یافته بود.
پیشینه تاریخی
امروزه خرابههای تروا در ترکیه قرار گرفته است و سالانه تعداد زیادی از گردشگران برای دیدن این خرابههای باستانی روانه این محل میشوند، ولی اکتشاف این آثار نیز در نوع خود دارای تاریخ طولانی و ویژهای است. نخستین اکتشافات سال 1870 میلادی توسط باستانشناس شهیر، هانریش شیلیمان صورت گرفت که به کشف یک نقاب باستانی منجر شد که به اعتقاد این باستانشناس متعلق به آگاممنون (پادشاه فاتح تروا) بود، ولی شک و تردیدها درباره این اکتشاف به حدی بالا بود که شیلیمان تصمیم به ادامه کاوش خود گرفت. شهر اصلی تروا 3000 سال پیش از میلاد به صورت یک قلعه کوچک بنا شده و در تمام متون تاریخ، بارها به تزئینات زیبای دروازه جنوبی شهر اشاره شده بود و حتی در آن زمان نیز گردشگران برای دیدن این تزئینات به این شهر میرفتند، ولی این آثار سال 2500 پیش از میلاد در یک آتشسوزی نابود گردید و شهر جدید تروا روی یک تپه و به سادگی ساخته شد، خانههای افراد عادی در این شهر از جنس گل بود و افراد متمول نیز خانههایی سنگی داشتند، ولی این شهر که به تروای دوم مشهور است، سال 2300 پیش از میلاد دوباره در یک آتشسوزی از بین رفت.
در بازه زمانی 2300 تا 1700 پیش از میلاد بود که تروای چهارم و پنجم نیز ساخته شدند، ولی یافتههای کمی درباره دورههای سوم و چهارم بهجای ماند و به این ترتیب شرایط فعلی به نحوی شکل گرفت که بیشترین میزان اطلاعات فعلی از دوره هفتم در اختیار گردشگران قرار گرفته است و بیشترین یافتههای باستانشناسی نیز از این دوره هستند؛ هرچند تروای هفتم نیز سال 85 پیش از میلاد توسط رومیها فتح شد.
احسان محمد حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: