در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بهزاد (حمید گودرزی) پسر جوانی که عموی پولداری به نام حسام (حسین محجوب) دارد، قرار است با دختر عموی خود ـ بهار ـ ازدواج کند، اما رازی برای او برملا میشود که زندگیاش را دچار تغییراتی میکند. او مطلع میشود عمویش حسام، پدر او را به قتل رسانده است. بهزاد برخلاف نظر خانواده و به صورت پنهانی با ارغوان، وکیل دادگستری که دختر یک خانواده ضعیف است و بسختی از عهده هزینههای خود برمیآیند، ازدواج میکند و...
تم قضاوت و تاوان: تم اصلی داستان این سریال که توسط علیرضا کاظمیپور، سعید جلالی و سعید تشکری به نگارش درآمده است، تم قضاوت و تاوان است. آدمهای این قصه، دیگران را در معرض قضاوت قرار میدهند و برای این قضاوت، تاوان سنگینی میپردازند. براساس یک نظریه، شناخت به همراه قضاوت است و ما تا زمانی که دست به قضاوت نزنیم، نمیتوانیم به شناخت دسترسی پیدا کنیم. در اصل، قضاوت پلی است بین ادراک و شناخت. پلی است که انسان از طریق آن به خود کمک میکند تا بتواند به شناخت برسد، بنابراین ما بدون قضاوت نمیتوانیم به شناخت برسیم. قضاوت مدنظر در این سریال از نوع قضاوت اخلاقی و تصادفی است که مبنایی جز فعل و انفعالات بشری ندارد و عاری از آگاهی نسبت به درونیات، شرایط و امکانات است.
برادرکشی: تم دیگری که در این سریال به آن پرداخته میشود، تم برادرکشی است که از هابیل و قابیل آغاز و از آن وام گرفته شده و در آثار بزرگ کلاسیک جهان نمود مییابد. برادرکشی نهتنها با مضمون اخص به قتل رساندن، بلکه با مضمونی فراتر از آن یعنی نادیده گرفتن و ضایع کردن حقوق دیگران معنا مییابد، این موضوع در دین اسلام بیشتر از دیگر ادیان مورد توجه قرار گرفته است. درواقع اینجا برادر، نه به معنای از یک پدر و مادر بودن که به معنای همنوع بودن به کار میرود. زمانه بخوبی توانسته است برادرکشی و قضاوت را در یک چینش برابر و پایاپای جلو ببرد و هر دو را به ندامت و توبه کردن منتهی کند.
نشانهشناسی: حسام در سریال زمانه به تاوان برادرکشی، سوی چشمانش را از دست میدهد. چشم از منظر نشانهشناسی دارای اهمیت بسیار بالایی است و میان بصیر و بینا با جهان خارج، نسبتی مبتنی بر واقعیتها و حقیقتها پدید میآید؛ زیرا هر آنچه انسان از واقعیت میبیند با توجه به حقایق هستی ارزیابی میکند و میان هستها و بایدها ارتباط منطقی برقرار میکند. از سویی، چشم یک عضو حسی است که در ابتدا شناخت حسی به دست میدهد و در ادامه به شناخت عقلانی و در مراحل بالاتر منجر به شهود و مکاشفه منجر میشود. در زمانه، حسام که از شناخت حسی فراتر نمیرود و طمع همه وجودش را فرا میگیرد، به تاوان خطایش سوی آن را از دست میدهد تا از طریق دیگر حواس و دیده بصیرت به آگاهی و بازشناخت خود برسد و مورد بخشش قرار بگیرد.
درک نشانهشناسانه در تولید: یکی از ویژگیهای بارز و قابل تامل این سریال که نشان از درک هنرمندانه و همهجانبه عوامل سازنده این سریال و در راس آنها حسن فتحی دارد، درک صحیح و نشانهشناسانه از موضوع سریال، برشمردن ابعاد مختلف آن و توجه به جذابیتهای بصری و اوج و فرودهای داستانی سریال است که هیچکدام از نگاه تیزبین آنها دور نمانده یا قربانی دیگری نشده است. تصویربرداری این سریال که مدیریت آن بر عهده افشین احمدی است، به خوشساخت بودن و جذابیتهای بصری «زمانه» کمک شایانی کرده است، ضمن اینکه تدوین خوب این سریال ـ که حاصل تلاش بابک رضاخانی است ـ به فیلم ریتم مناسبی داده و دارای کمترین خطا از منظر حفظ راکوردهای صحنه و بازیگران است. تنها ایرادی که شاید به سریال وارد باشد، کمکاری در طراحی صحنه و لباس است که اولی به عهده امیر زاغری و دومی به عهده ژاله آنت بوده است. تقابل خانوادههای متمولی همچون خانواده حسام و خانواده برادرش با خانواده متوسط و ضعیف ارغوان در رنگ و نوع و جنس لباس و همچنین در چینش آکساسوار و لوازم منزل آنها مشاهده نمیشود و این تفاوت تنها در مدل ماشین، متراژ و نمای خانه به چشم میخورد.
مریم رها
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: