این حریم را کامل می کرد.
از سوی دیگر ادارات ضد جاسوسی بسیار پیشرفته در آن کشورها منجمله در ساواک ایران تاسیس شده بود تا هر یک از مردم ، مختصر گرایش یا رابطه ای با احدی از اتباع یک کشور بلوک شرق دارد شناسایی و به اشد مجازات محکوم شود ولی آنها غافل بودند که خائنان واقعی در دربار پهلوی لانه کرده اند وحب پول و مقام نزدیکترین بستگان آن ، رژیم را به کارهای کثیفی همچون قاچاق موادمخدر، حق العمل کاری ، جاسوسی و... واداشته است.
مقاله و اسناد حاضر - که از دومین شماره فصلنامه مطالعات تاریخی اخذ شده است - داستان تلخ جاسوسی غلامرضا پهلوی برادر شاه سابق را برای سرویس مخفی شوروی سابق حکایت می کند.
ماجرای جاسوسی از آنجا شروع شد که سرتیپ منوچهر هاشمی مدیر کل ضدجاسوسی ساواک با اشاره به جاسوسی یکی از شاهزادگان نوشت: «یکی از معاملاتی که وزارت کشاورزی ایران با اداره بازرگانی رومانی داشت ، قرارداد خرید 10 هزار دستگاه تراکتور از قرار هر دستگاه 14 هزار تومان بود.
براساس خبری که به اداره ضد جاسوسی ساواک رسیده بود، قرار بود 7 درصد کل مبلغ به عنوان حق دلالی ، به یکی از شاهپورها داده شود.
رئیس اداره پایاپای وزارت اقتصاد که برحسب مسوولیت و وظیفه اداری با کشورهای کمونیستی سر و کار داشت، بنابر سابقه فعالیت کمونیستی خود، می دانست که ساواک همیشه مراقب اوست ؛ در نتیجه برای حفظ موقعیت خود با ساواک (اداره ضد جاسوسی) همکاری می کرد.
این شخص روزی به رابط خود در اداره ضد جاسوسی مراجعه و مبلغ 5هزار دلار ارائه می کند و اظهار می دارد: بر مبنای قراردادی که بین وزارت کشاورزی و بازرگانی رومانی درباره خرید 10 هزار دستگاه تراکتور منعقد شده است ، قرار شده بود بازرگانی رومانی 7درصد مبلغ معامله را به شاهپور پرداخت نماید!

چون اولین محموله تراکتور مورد معامله به گمرک جلفا رسیده و بازرگانی رومانی بهای آن را دریافت کرده است ، مارگو، رئیس بازرگانی سفارت رومانی مبلغ 50هزار دلار به من داده که به شاهپور تحویل دهم.
من آن پول را به شاهپور تقدیم کردم و ایشان 10درصد، یعنی 5 هزار دلار آن را به عنوان حق الزحمه به خود من برگرداند.
اینک این 5 هزار دلار را تحویل ساواک می دهم و مراتب را هم آنچنان که بوده اطلاع می دهم که مسوولیتی متوجه من نباشد.
در ضمن ، این شخص در جواب این سوال که چرا ساواک را قبلا در جریان نگذاشته بودی ، گفت : فکر می کردم وزیر در جریان است و طرح این مساله توسط من لازم نیست.
به هر حال بر مبنای گزارش رئیس اداره پایاپای وزارت اقتصاد، گزارشی تهیه و به ریاست ساواک ارائه شد. گزارش ارائه شده به ریاست ، به اداره ضد جاسوسی اعاده نشد و تصور ما این بود که بنا به اهمیت مساله ، موضوع تحت رسیدگی دقیق است.
تا این که جریان امر عینا تکرار شد و پس از مدتی رئیس اداره پایاپای با 5 هزار دلار دیگر مراجعه کرد و گفت : این مبلغ هم از محل 50هزار دلار دوم حق دلالی بابت پارتی دوم تراکتورهای رسیده به جلفاست.
در گزارش دومی که به عنوان رئیس ساواک - ارتشبد نعمت الله نصیری تنظیم کردم ، یادآور شدم در سلسله مراتب اداری چندین نفر از جریان مطلع شده اند و کلا منتظر نتیجه و عکس العمل مقامات کشور در این مورد هستند.
به علاوه مبلغ 10 هزار دلار باید به رئیس اداره پایاپای برگردانده شود. مصلحت نیست که این گزارش ها بلاجواب بماند یا در مورد آنها اقدامی صورت نگیرد.
رئیس ساواک که گویا موضوع را در یکی از شرفیابی ها به عرض رسانده بود، جواب داد «رئیس دفتر شاهپور از کار برکنار شد و مقرر فرمودند به شاهپور ابلاغ شود مصلحت نیست از کشورهای کمونیستی به این صورت ، رشوه یا حق دلالی گرفته شود».
رئیس ساواک ضمنا دستور داد مبلغ 10 هزار دلار به رئیس اداره پایاپای برگردانده شود و به او تذکر داده شود، شما نمی بایستی واسطه این عمل خلاف می شدید. او اضافه کرد در مورد «کمیسیونی» که شاهپور گرفته به کارمندان گفته شود، «تجارت آزاد است و خانواده سلطنتی هم مانند سایر مردم می توانند تجارت بکنند.
ضمنا بهتر است کادر اداره ضدجاسوسی وقتشان را صرف مسائل تجاری ننمایند». مدتی از این جریان گذشت تا این که رئیس اداره پایاپای تقاضای ملاقات نمود.
چون چندین بار مراجعه و اصرار کرده بود که با شخص مدیر باید ملاقات نمایم ، او را در یکی از خانه های امن ملاقات نمودم. او که بسیار ناراحت می نمود، ابتدا به ساکن گفت: «تیمسار سیب سرخ برای دست چلاق خوب است؛»
پرسیدم: «منظورت چیست؛» گفت : «رئیس اداره بازرگانی سفارت رومانی گفته: «شاهپور پیغام داده حق دلالی او در پاریس پرداخت شود. قرار است او دو روز دیگر به پاریس برود و نماینده ما در آپارتمانی در خیابان فوش ، پول را به ایشان پرداخت نماید.
منظور من از گزارش های قبلی این بود که جلوی این قبیل ساخت و پاخت ها گرفته شود. نه فقط این طور نشد، بلکه به این ترتیب مختصر درآمدی هم که من بابت آن همه زحمت و خون دل خوردن به دست می آوردم قطع شد و بعد از این ، آن پول بدون هیچ دردسری در پاریس تحویل داده خواهد شد.»
من او را استمالت کرده و دعوت به سکوت نمودم. همان روز به بخش فرودگاه دستور دادم ، اگر ظرف دو روز آینده شخصی از خانواده سلطنتی از ایران خارج شد، اطلاع دهند.
دو روز بعد گزارش رسید شاهپور به پاریس پرواز نمود. چند روز بعد هم مراجعت ایشان اعلام شد. این مسافرت چند بار تکرار شد و هر بار هم رئیس ساواک در جریان قرار گرفت ، ولی هیچ عکس العملی مشاهده نشد.
پس از مدتی ایشان مرا احضار کرد و اظهار داشت : کنت دومارانش ، رئیس سرویس اطلاعاتی فرانسه ، به وسیله نمایندگی مستقر در تهران اطلاع داده که حضور رئیس اداره ضدجاسوسی ساواک در پاریس ضروری است.
خواسته است که رئیس این اداره هر چه زودتر به پاریس برود تا او موضوع مهمی را با وی در میان بگذارد. رئیس ساواک دستور داد، بلافاصله به پاریس بروم و به همراه نماینده ساواک در پاریس ، با رئیس ضدجاسوسی سرویس فرانسه ملاقات و نتیجه را در مراجعت گزارش نمایم.
در ملاقاتی که با رئیس ضدجاسوسی فرانسه انجام گرفت ، اظهار داشت : «سرویس آنها در سرویس اطلاعاتی رومانی مامور نفوذی دارد. این مامور نفوذی گزارش کرده است : سرویس رومانی در دربار ایران نفوذ کرده و از آن رهگذر اطلاعات مهمی به دست می آورد.
با توجه به مراتب همکاری که بین سرویس های اطلاعاتی فرانسه و ایران است ، من جریان را به شما اطلاع می دهم. حال خود شما هر روشی دارید با هرگونه اقدامی که مقتضی می دانید انجام دهید».
من هر چه اصرار کردم که اطلاعات بیشتری در این باره بدهد، یا مشخصات فرد درباری را روشنتر بگوید، چیزی نگفت. اظهار داشت خبر رسیده در همین حدی است که گفتم. چنانچه در آینده خبر دیگری به دست آمد، یا اطلاع بیشتری کسب شد، شما را در جریان قرار خواهیم داد.
در مراجعت به ایران مراتب را به اطلاع ریاست ساواک رساندم و گفتم: «تصور من این است که ماجرا به حق العمل گیری شاهپور مربوط می شود.» پرسید: «منظورت چیست.» گفتم: «به طوری که قبلا هم گزارش شده بود، مدتی است که شاهپور حق دلالی خود از اداره بازرگانی رومانی را در پاریس دریافت می کند.
چون این دریافت ها در فواصل معینی صورت می گیرد و شاهپور هم هر بار به پاریس می رود و برای دریافت پول با نماینده دولت رومانی ملاقات می کند، این امر از نظر سرویس اطلاعاتی فرانسه نادیده نمانده است.
ولی چون آنها از دلالی شاهپور خبر ندارند، خیال می کنند ملاقات شاهپور با نماینده دولت رومانی مربوط به امور جاسوسی و مسائل پنهانی دیگر است ، رئیس ساواک ، ارتشبد نصیری ، کمی به فکر فرو رفت.
احساس کردم در یک فشار سنگینی قرار گرفته است و جرات هم ندارد که چگونگی مساله را به عرض برساند».
1
متاسفانه سرتیپ هاشمی از ذکر نام این شاهزاده جاسوس خودداری می کند غافل از این که اسنادی دیگر از جاسوسی شاهزاده در اداره کل هشتم وجود دارد.
چون سرتیپ هاشمی بعد از برکناری نصیری از ریاست ساواک در سال 56 جای خود را به سرتیپ کاوه می دهد، می توان احتمال داد که از وجود چنین سندی مطلع نبوده است. سند حاضر که در روزهای آخر عمر رژیم پهلوی توسط اداره ضدجاسوسی ساواک تنظیم شده است ، به رازی مهم اشاره می کند که دیگر امکان رازگشایی آن برای دستگاه از هم پاشیده ساواک وجود نداشت.
این سند پرده از جاسوسی یک شاهزاده برمی دارد که آن کسی نیست جز غلامرضا پهلوی. در آن هنگام ، این شاهزاده به خارج از کشور گریخته بود و محمدرضا پهلوی نیز یک ماه پس از او، از ایران خارج شد.

به کلی سری
به تیمسار ریاست ساواک از: اداره کل هشتم
موضوع: والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی و بیژن جهانبانی
مورخه 15/9/1357 محترما به عرض عالی می رساند:
در مهر ماه سال 57 سرویس اطلاعاتی فرانسه
2
اطلاع داد که یکی از خاندان جلیل سلطنت که در سال 1339در حدود 30 سال داشته و مسوول امور جوانان و ورزش کشور ایران بوده با سرویس اطلاعاتی شوروی
3 همکاری دارد که پس از بررسی های لازم و جمع آوری قرائن مشخص شد که به احتمال زیاد این مامور، والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی است که مراتب مشروحا به عرض رسید و مقرر گردید که مراقبت های لازم به عمل آید.
در اجرای اوامر صادره بر جمع آوری سوابق موجود، تلفن های دفتر والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی که رئیس دفتر آن تیمسار گیلانشاه می باشد تحت کنترل قرار گرفت و نتایج زیر حاصل گردید.
1-نتیجه کنترل تلفن مورخه 8/9/57 دفتر شاهپور غلامرضا پهلوی حاکی است که یکی از اتباع شوروی با استفاده از تلفن دفتر مزبور در بازرگانی شوروی با شخصی به نام نیکلاویچ شوالف مذاکره نموده و برای بیژن جهانبانی با وی قرار ملاقات گذاشته است.
2-سوابق موجود از بیژن جهانبانی حاکی است که مشارالیه از رابطین کا.گ.ب در ایران است و با بوریس چیچرین
4
افسر اطلاعاتی کا.گ.ب که از ایران رفته است تماس داشته و از طرف ستاد کا.گ.ب به چیچرین دستور داده شده بود که ضمن تماس با جهانبانی به او بگوید که اطلاعاتی را که به کا.گ.ب داده فاقد بهره می باشد.
3-نمایندگی ساواک در کشور فرانسه در سال 55 اطلاع داده بود، جهانبانی در چند سال قبل به منظور شرکت در کمیسیون اقتصادی به شوروی دعوت می گردد و با چند دختر روسی که همگی از عوامل کا.گ .ب بوده اند به سر می برد.
4-بیژن جهانبانی در تاریخ 7 آبان 57 نیز به مدت یک هفته در شوروی بوده است.
نظریه:
1-در مورد بیژن جهانبانی سوابق امر نشان می دهد که محتملا مقامات شوروی نامبرده را در سال 1355 که به مسکو مسافرت نموده بود به استخدام خود درآورده اند.

2-بیژن جهانبانی با والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی در کارخانه ریسندگی و بافندگی کرج شریک می باشد و از طرفی این کارخانه از چند سال قبل تا به حال محصولات خود را به شوروی می فروشد و احتمال دارد که بیژن جهانبانی از طریق والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی که از سال 1345-1346با کادر اطلاعاتی بازرگانی شوروی تماسهایی داشته اند به شوروی ها معرفی شده باشد.
5
3 - ملاقات های تیمسار گیلانشاه با گناوی کازانکین معاون نمایندگی کا.گ.ب در ایران جالب توجه است و بعید نیست گیلانشاه در جریان کیفیت روابط والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی با شوروی ها بوده باشد و به نظر می رسد که سرویس اطلاعاتی شوروی به منظور انجام مقاصد خاص خود با کلیه افرادی که به نحوی با شاهپور غلامرضا پهلوی رابطه دارند ارتباطاتی برقرار نموده است.
4-با توجه به مفاد اطلاعیه سرویس فرانسه و سوابق موجود مبنی بر تماس مستمر افسران اطلاعاتی شوروی تحت پوشش معاملات بازرگانی با شاهپور غلامرضا پهلوی چنین به نظر می رسد که مامور کا.گ.ب در دربار شاهنشاهی باید والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی باشد.
پیشنهاد:

چون والاحضرت شاهپور غلامرضا پهلوی در خارج از کشور به سر می برد و امکانات کافی جهت کنترل فعالیت های ایشان وجود ندارد و از طرفی بیژن جهانبانی و تیمسار گیلانشاه به احتمال قوی در جریان نحوه ارتباط ایشان با شوروی ها می باشند، لذا در صورت تصویب پیشنهاد می گردد:
الف ) در مورد انجام عملیات میکروفن گذاری یا نصب فرستنده در دفتر والاحضرت بررسی و در صورت امکان اقدام شود.
ب) از تیمسار گیلانشاه و بیژن جهانبانی عملیات تعقیب و مراقبت به عمل آید و کیفیت فعالیت آنان مشخص گردد. صدور هرگونه نظریه موکول به رای عالی است.
رئیس بخش: فراز
معاون عملیاتی - فاضل علوی
سرپرست اداره کل: آصفی
{دستور سپهبد مقدم رئیس ساواک:} بند ب درباره بیژن جهانبانی ، مراقبت درجه 1 و درباره گیلانشاه مراقبت درجه 2 انجام شود.
16/9
مراتب فوق به رهبر عملیات اجراکننده طرح ابلاغ
گردید. 21/9
پس از تنظیم این سند همان گونه که خواندید سپهبد ناصر مقدم ، آخرین رئیس ساواک ، ذیل سند دستور مراقبت از گیلانشاه و جهانبانی را می دهد و فردی به نام طیبی زاده از ماموران اداره کل ضدجاسوسی مامور این کار می شود؛ ولی طبق دو سند زیر در این شرایط دیگر امکان هیچ گونه عملیات اطلاعاتی وجود نداشته ، زیرا شالوده دستگاه اطلاعاتی از هم گسیخته بود.
درباره بیژن جهانبانی عضو هیات مدیره کارخانه ریسندگی کرج:
برابر اطلاع واصله ، نامبرده در مسافرت های متعددی که به شوروی به عمل آورده مورد توجه مقامات سرویس کا.گ.ب قرار گرفته و به احتمال زیاد همکاری وی جلب گردیده است.
لذا مقرر گردید مدتی مراقبت از نامبرده به عمل آید و فرم کنترل تلفن نیز تنظیم گردید؛ لکن باتوجه به امکانات در شرایط حاضر عملیات متوقف گردید...
درباره آقای عباس گیلانشاه رئیس دفتر والاحضرت شاهپور غلامرضا:
برابر اطلاع واصله ، نامبرده با عوامل سرویس کا.گ.ب در ارتباط بوده است. لذا به منظور شناسایی کامل وی و پیگیری عملیات ، اقدامات زیر صورت گرفت.
1-تلفن محل سکونت سوژه تحت کنترل قرار گرفت.
2-تلفن محل کار سوژه تحت کنترل قرار گرفت.
3-محل سکونت سوژه شناسایی شد.
لکن به علت عدم امکانات باتوجه به وضع حاضر کلیه اقدامات متوقف گردید.
پانوشت ها:
1-ر.ک: سرتیپ هاشمی ، منوچهر، داوری - سخنی در کارنامه ساواک ، صص .514-518
2-سرویس اطلاعاتی فرانسه: سازمان جاسوسی فرانسه 242سال جوانتر از اینتلیجنس سرویس انگلیس ، در سال 1815به دستور ناپلئون بنا نهاده شد.
اولین رئیس آن ژوزف فوشیه یک راهب مسیحی و از نزدیکان ناپلئون بناپارت بود که بعدها اسیر ثروت شد و در ازای پول اسرار کشور را به بیگانگان فروخت و زمینه سقوط ناپلئون را مهیا ساخت.
آخرین رئیس آن ، تا زمان بررسی این سند (1357)الکساندر کنت دومارانش بود که پیش از آن یک سرهنگ ارتش فرانسه بود.
او نیز پول پرستی را به جایی رساند که حاضر شد در قبال دریافت پول نسبت به از میان برداشتن آیت الله خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران که در آن زمان در پاریس مستقر شده بود اقدام کند و اگر نبود جواب محمدرضا پهلوی که، به او بگویید ما دیگر پول نداریم ، چه بسا در مهد آزادی و به اصطلاح حقوق بشر، رهبر آزادی بخش ملت ایران به مسلخ برده می شد.
3- کا.گ.ب: واژه اختصاری است که مفهوم آن «کمیته امنیت دولتی» است و نام رسمی سازمان اطلاعاتی و جاسوسی اتحاد جماهیر شوروی سابق که در سال 1917 به وجود آمد و بعضی از شخصیت های درجه اول شوروی از قبیل آندرپوف پیش از رهبری شوروی رهبر این سازمان اطلاعاتی و امنیتی بوده اند.
4- بوریس چیچرین: سرتیپ منوچهر هاشمی در کتاب «داوری ، سخنی در کارنامه ساواک» در مورد بوریس چیچرین می گوید:
5- در گزارش دیگری که به تاریخ 30/10/48 به اداره کل هشتم (ضدجاسوسی) ساواک رسیده است ، چنین آمده : «به قرار اطلاع ، کارخانه ریسندگی و بافندگی کرج متعلق به شاهپور غلامرضا پهلوی بوده و ایوان کارگالنف معاون اداره بازرگانی شوروی و رئیس سرویس اطلاعات نظامی شوروی در ایران به یکی از منابع این اداره کل اظهار داشته است که شاهپور غلامرضا در نظر دارد محصولات کارخانجات خود را به وسیله اخوان به ما بفروشد و ما در این امر نیز به ایشان کمک می نماییم.»
سند1
سند2
سند3
سند4
سند5