بررسی پدیده فیلمبرداری موبایلی از جرایم در گفت‌و‌گو با رئیس انجمن جرم‌شناسی ایران

نباید احساس ناامنی بیشتر شود

این روزها در هر گوشه کشور به محض این‌که اتفاقی رخ می‌دهد و جرمی به وقوع می‌پیوندد، ناظران سریع دوربین موبایل‌هایشان را روشن می‌کنند و دقایقی بعد مردم در سراسر جهان آن فیلم را در اینترنت می‌بینند، آخرین نمونه آن فیلم زورگیری چهار پسر جوان است که به صدور حکم اعدام برای دو نفر از متهمان منجر شد. در گفت‌وگو با جعفر کوشا، به بررسی این پدیده پرداخته‌ایم. کوشا که رئیس انجمن جرم‌شناسی ایران است، به این پدیده از دو زاویه مختلف نگاه می‌کند.
کد خبر: ۵۳۲۴۴۷

پدیده‌ «شهروند ـ خبرنگار» که هریک با دوربین تلفن همراه حادثه و رویدادی را از تصادف تا قتل و زورگیری ضبط و در اینترنت منتشر می‌کنند، مساله‌ای است که موافقان و مخالفان زیادی دارد. به‌عنوان یک جرم‌شناس این پدیده را چطور می‌بینید؟

در عصر ارتباطات وجود فناوری و پذیرش آن اجتناب‌ناپذیر و استفاده از آن دارای دو بعد مثبت و منفی است. در بعد مثبت هدف اطلاع‌رسانی، تنویر افکار عمومی و جلوگیری از شایعات است، اما بعد منفی هم وجود دارد و ممکن است پردازش به گونه‌ای باشد که احساس ناامنی را بیشتر کرده و وحشت عمومی در مردم ایجاد کند که این بسیار خطرناک است.

یک شهروند نباید بیش از حد از ناامنی موجود در جامعه‌اش احساس هراس کند و نباید تصور کند هر لحظه هر جای شهر راه می‌رود، ممکن است مورد هجوم قرار گیرد، چنین اتفاقی بی‌اعتمادی شدیدی را در شهروند به وجود می‌‌آورد و امنیت روانی او را به خطر می‌اندازد.

در واقع مرز باریکی بین این دو بعد وجود دارد و باید یک راه بینابینی را در نظر گرفت. راهی که هم بتوان از فناوری استفاده کرد و رسانه‌ها رسالت خود را انجام دهند و هم این‌که ناامنی توهمی به شهروندان القاء نشود. راه بینابین این است که به شهروند ـ خبرنگاران آموزش‌های صحیح داده شود و سعی کنیم وقایعی را که ضبط می‌شود با استانداردهای جامعه‌شناختی منطبق کنیم، یعنی رسانه‌ها هر صحنه‌ای را که دیدند منتشر نکنند و استانداردی برای پخش این فیلم‌ها داشته باشند.

اما شهروند ـ خبرنگاران نه صاحب رسانه هستند و نه خبرنگاران حرفه‌ای. آنها شهروندان عادی هستند که با دیدن صحنه‌ای، آن را شکار و فیلمش را ضبط می‌کنند. رسانه‌ها وقتی به این فیلم‌ها می‌پردازند که صحنه ضبط شده به لحاظ کار رسانه‌ای برای آنها ارزش حرفه‌ای و خبری داشته باشد.

من هم تاکید می‌کنم وقتی رسانه‌ای به چنین موضوعی می‌پردازد، تلنگری به مسئولان کشور است و به آن موضوع با قاطعیت، قدرت و سرعت رسیدگی می‌کنند، اما سوال اینجاست چنین فیلم‌هایی چقدر در ایجاد جو روانی به سود یا برضد یک طرف پرونده تاثیر می‌گذارد و آیا نبود برخورد مساوی باعث تبعیض نمی‌شود؟ چه رسانه‌ها و چه مردم فرقی نمی‌کند هرکس که به این شکل به موضوع بپردازد مسئولان نباید تحت تاثیر قرار بگیرند و باید حقوق بزه‌دیده و بزهکار به لحظ قانونی به یک اندازه و مطابق قانون رعایت شود. مسأله در پردازش غیرحرفه‌ای و غیرمسئولانه بعضی افراد است. باید بررسی شود، این پردازش درست است یا نه.

گوشی‌های دوربین‌دار یک فناوری در دست مردم است و در هر شرایط و مناسبتی استفاده می‌کنند. به نظر من کار درستی است که مردم صحنه‌هایی را که مربوط به اجحاف حقوق‌شان است، فیلمبرداری کنند اما باید در مقابل استفاده همه‌جانبه مردم، راهکاری را به کار ببریم که آنان متقاعد شوند.

اگر فیلمی‌هم می‌گیرند همین‌طوری پخش نکنند، چراکه آسیب روانی که بازدید این فیلم به مردم عادی می‌زند، از بزه ارتکابی بیشتر است و حس ناامنی شدیدی را ایجاد می‌کند؛ بنابراین باید یک سری چارچوب‌هایی برای آن قائل شده باشد.

این چارچوب‌ها چه می‌تواند باشد؟

راهکار این است که مسئولان امنیت کشور دوربین‌های مجهزی را در اماکن مختلف بویژه مناطق جرم‌خیز و مکان‌هایی که پلیس گشت فیزیکی ندارد، بگذارند. فیلمبرداری شهروندان از صحنه‌های جرم واقعیت نداشتن اطلس جغرافیای جرم‌شناسی در ابرشهر‌های کشور از جمله تهران را نشان می‌دهد.

اگر مسئولان از جمله استانداری و شهرداری در تهران نقاط جرم‌خیز را شناسایی کنند، بسیاری از فیلمبرداری‌های غیرحرفه‌ای موقعیت خود را از دست می‌دهند و پلیس به‌عنوان متولی امنیت این مکان‌ها را تحت نظر می‌گیرد و دیگر شهروند نیازی به این فیلمبرداری نمی‌بیند؛ زیرا متولی امر خودش آنجاست.

البته نباید از این امر غافل باشیم که مشارکت مردم می‌تواند به پلیس در شناسایی افراد و صحنه‌های تضییع حقوق‌شان کمک کند. باید به مردم یاد داد بعد از فیلمبرداری از این صحنه‌ها آن را تحویل پلیس بدهند تا متهمان مورد شناسایی قرار گیرند. باید تعاملی بین پلیس و مردم وجود داشته باشد. این واقعیت وجود دارد که نمی‌توان مانع فیلمبرداری توسط مردم شد فقط می‌توان آن را هدایت و بهترین استفاده را از این پتانسیل کرد؛ یعنی به مردم بیاموزیم این فیلم‌ها را در اختیار افراد مسئول قرار دهند تا موجب فرار مجرمان هم نشود.

نکته دیگر این است که ما فرهنگی را ایجاد کنیم که روحیه مشارکت مردم را در برقراری امنیت بالا ببریم تا قبل از این‌که جنایتی رخ دهد، از آن جلوگیری کنند. ما صحنه‌هایی را دیده‌ایم که مردم به جای این‌که به فرد آسیب‌دیده کمک کنند، ایستاده‌اند و فیلمبرداری کرده‌اند. این فیلم‌ها همچنین پیامی را هم برای قوه قضاییه دارد و آن این‌که مسئولان می‌فهمند مردم از چه مواردی احساس وحشت می‌کنند و چه چیزهایی برایشان اهمیت دارد.

به این اشاره کردید که مردم فقط فیلمبرداری می‌کنند، بدون این‌که دخالت کنند اما پلیس نیز توصیه کرده مردم در مواقعی که با سارقان برخورد می‌کنند، مقاومت نکنند.

آنچه من گفتم در همه جرایم نمی‌توان انجام داد، بنابراین بهتر است پلیس، مرکزی ایجاد کند تا مردم فیلم‌هایی را که تهیه می‌کنند قبل از پخش در اینترنت یا بلوتوث برای همدیگر، به آن مراکز ببرند و تحویل پلیس بدهند. علاوه بر این پلیس هم این اطمینان را به مردم بدهد که نام و نشانی آنها محو می‌شود و هیچ مشکلی برایشان به وجود نمی‌‌آید تا مورد سو‌استفاده قرار نگیرند.

نکته دوم این‌که پلیس به مردمی که چنین ناامنی‌هایی را گزارش و فیلمش را تهیه می‌کنند، پاداش بدهد. ممکن است پلیس این بهانه را بیاورد که پخش شدن فیلم در سطح اینترنت و موبایل‌های مردم باعث شود مجرمان دیرتر دستگیر شوند، اما با این راهکار چنین مسأله‌ای هم از بین می‌رود. البته شاید پلیس تصور کند ایجاد چنین مراکزی درواقع ضعیف نشان دادن اوست، در حالی که برعکس می‌تواند نشان‌دهنده تعامل پلیس با شهروند ـ پلیس باشد با این کار می‌توانیم در مردم روحیه‌ای ایجاد کنیم که مراقب همدیگر باشند.

به وجود آمدن چنین تعاملی باعث بالا رفتن ضریب امنیت بین مردم می‌شود. راه‌اندازی مراکز مردمی از سوی پلیس آموزش‌های لازم را به شهروندان می‌دهد تا بدانند اگر در جایی مناطق کور وجود دارد و دوربین پلیس فیلمبرداری نمی‌کند، فرد چطور فیلمبرداری کند که مشکلی برای خودش ایجاد نشود و جایی هم که دوربین پلیس هست، این کار را انجام ندهد.

فکر می‌کنید این فیلمبرداری‌ها در نحوه رسیدگی به پرونده از سوی قوه قضاییه چه تاثیری دارد؟

خوشبختانه قوه قضاییه در چنین مواردی بسرعت وارد عمل می‌شود که این یک برخورد بسیار مثبت است، اما به این معنا نیست که سرعت عمل باعث تضییع حقوق متهم شود. وظیفه قوه قضاییه برخورد عادلانه و قانونی با پدیده‌هاست، اگر در رسانه‌ یا جامعه جوی علیه یک پدیده به وجود آمد، بهترین کاری که قوه قضاییه می‌تواند بکند این است که به احترام افکار عمومی به آن مساله در اسرع وقت رسیدگی کند که خوشبختانه این وظیفه را بدرستی انجام می‌دهد. نباید انتظار داشت به خاطر این‌که موجی در جامعه ایجاد شده با پدیده برخورد ضربتی و غیرقانونی صورت بگیرد، بلکه باید آن را مورد رسیدگی عادلانه قرار داد.

مسئولان قوه قضاییه در چنین مواردی باید به مردم اطمینان دهند که در جریان چنین واقعه‌ای هستند و امنیت مردم و عدالت برای آنها مهم است و در اسرع وقت به آن رسیدگی می‌کنند.

در واقع باید شرایطی را فراهم کرد تا قاضی در محیط عادلانه و طبق ضوابط به پرونده رسیدگی کند تا عدالت برقرار شود. باید بسرعت به پرونده رسیدگی شود؛ اما عدالت نباید تحت تاثیر قرار گیرد. خوشبختانه کارنامه قوه ‌قضاییه درخصوص سرعت بسیار درخشان است.

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها