در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تغییر قوانین حاکم بر رقابتهای جهانی مسئولیت دوندههای ایرانی را سنگینتر میکند، چرا کهبرای کسب مجوز این میدان بزرگ باید مسیری دشوار و طولانی را پشت سر بگذارند که دستیابی به رکوردهای بالاتر و حدنصابهای جدید بخش عمده این مسیر دشوار است. البته تغییر قوانین رقابتهای جهانی فقط مختص دوندههای ایرانی نیست و به همه دوندگان دنیا اختصاص دارد، با این وجود بدیهی است که دوندههای ایرانی کار بسیار مشکلی برای تطابق با معیارها و قوانین جهانی دارند چرا که 90 درصد ملیپوشان تیم ایران از وجود یک مربی بیبهره هستند.
مغایرت با یک استاندارد جهانی
اکثر قریب به اتفاق دوندههای مطرح، درجه یک و رکورددار ایرانی تمرینات خود را بدون مربی انجام میدهند که با شرایط دوندههای مطرح دنیا که مطابق استانداردهای جهانی و زیر نظر یک مربی بادانش تمرین میکنند، مغایرت دارد.
دوندگان مطرح دنیا، حتی آنهایی که از کشورهایی کوچک و فقیر همچون جامائیکا، غنا و کنیا هستند، از یک مربی کارآزموده و باتجربه بهره میبرند، این در حالی است که ملیپوشان ایران و دیگر دوندههای خوب و مستعد کشور به تنهایی تمرین میکنند و همه چیز را در این رابطه بر اساس داشتههای ذهنی خود پیش میبرند و هیچ الگویی ندارند.
ضربه به دوومیدانی ایران
مجید کیهانی از کارشناسان عرصه دوومیدانی کشور با اشاره به در پیش بودن دو میدان بزرگ آسیا و جهانی سال آینده برای دوندههای ایرانی به جامجم میگوید: رقابتهای جهانی سال آینده یک تفاوت اساسی با دورههای پیشین دارد و آن هم این است که مسئولان برگزاری رقابتها رکوردهای ورودی را بالا بردهاند.
وی می افزاید: اگر ملیپوشی همانند هادی سپهرزاد بخواهد سهمیه ماده دهگانه رقابتهای جهانی را کسب کند باید رکورد خود را به 8000 امتیاز برساند که برای او بسیار مشکل است و بدون مربی امکانپذیر نیست. اکثر دوندههای ایران بدون مربی تمرین میکنند که این به نفع آینده این رشته ورزشی نیست. این وضع بخصوص حالا که قوانین رکوردهای جهانی تغییر کرده، بسیار نگرانکننده است.
به گفته این کارشناس دوومیدانی معضل فقدان مربی فقط مختص امسال نیست و همیشه وجود داشته است. ما غیر از مواردی نادر و انگشتشمار، مربیان خوب و استاندارد خارجی نداشتهایم. نابسامانی دراین زمینه بیشتر از هر چیز به تیم ملی و دوومیدانی ایران ضربه خواهد زد. این در حالی است که به نظر میرسد دوندههای ایرانی از لحاظ نتیجهگیری در نقطه ایدهآل خود هستند.
خشک شدن یک درخت بارور
محمد ارزنده، ملیپوش پرش طول و نماینده ایران در المپیک لندن نیز با ابراز نگرانی نسبت به بیمربی بودن بسیاری از دوندههای ایرانی می گوید: امسال سال شکوفایی دوومیدانی ایران بود و کسب ده سهمیه المپیک کاملا موید این مطلب است، اما با این اوصاف خیلی بد است که بسیاری از دوندههای ما مربی ندارند.
وی تاکید می کند : باید پایانی برای این وضع وجود داشته باشد در غیر اینصورت ناکامیهای دوومیدانی ایران در اینچوان آغاز میشود، یعنی جایی که ما اکنون امید زیادی به درخشش در آن داریم. بیمربی بودن بیشتر دوندههای ایرانی نه تنها به ضرر دوومیدانی که به ضرر کل ورزش ایران است.
این ملیپوش دوومیدانی خاطرنشان می کند : درخت دوومیدانی ایران تازه بارور شده بود، اما یک سرمای ناگهانی در حال خشک کردن آن است که این سرما چیزی نیست جز فقدان مربی کافی در ایران برای دوندههای ایرانی.
یک عادت بد
دوندههای ملیپوش و غیرملیپوش همچنان بدون مربی تمرین میکنند و این وضع برای آنها تبدیل به یک عادت شده است، عادتی که موجب میشود آنها عقب افتادن از حریفان خارجی خود را احساس نکنند. دوندههای ایرانی آنقدر بدون مربی تمرین کردهاند که حالا باور میکنند بدون مربی بهتر و راحتتر به کار خود ادامه میدهند. این در حالی است که اتکای این دوندهها به تجربه و توانایی فنی که همیشه یکسان است، باعث میشود آنها در یک سطح باقی بمانند و به پیشرفت قابل توجهی نرسند. همیشه تفاوتهای زیادی بین دوندهای که با یک مربی خوب تمرین میکند با دوندهای که به تنهایی تمرینات خود را پشت سر میگذارد وجود دارد، تفاوتی که باعث میشود در یک رقابت ماراتنگونه دوندهای که از مربی بهره میبرد، دهها متر از رقیب بیمربی خود جلو بزند.
دوندههای بدون انگیزه
در حالی که عدهای از دوندههای مطرح و درجه یک کشور اعتقاد دارند بدون مربی بهتر میتوانند کار خود را ادامه بدهند، عدهای دیگر از وضع موجود بشدت ناراحت و ناراضی هستند، آنقدر زیاد که انگیزه خود را از دست دادهاند. چرا که به این نتیجه رسیدهاند بدون مربی توفیق چندانی در رقابتهای مختلف به دست نمیآورند. بیانگیزگی یکی دیگر از نتایج فقدان مربی در ایران است که این مساله خود سرمنشا نتایج نامطلوبی همچون پسرفت و بیهدفی است. دوندهها بیهدف میدوند چرا که نه برنامهای دارند و نه یک خط مشی که آنها را راهنمایی کند.
ضعیفها سبقت میگیرند
دوومیدانی ایران امسال با ده نماینده در المپیک لندن شرکت کرد که اتفاقی بیسابقه در ورزش کشور به شمار میرود و حاکی از پیشرفت این رشته پایه در ایران است. اما کمبود شدید مربی در ایران که شامل حال بسیاری از دوندههای مطرح و ملیپوش هم میشود، تبدیل به جریانی شده است که خلاف جهت جریان پیشرفت دوومیدانی ایران حرکت میکند. این شرایط در حالی به وجود آمده که رقبای بهظاهر ضعیف ایران تلاشهای قابل توجهی برای پیشرفت انجام میدهند تا زنگ خطر برای دوندههای بیمربی ایران به صدا دربیاید. کشورهایی که تا دیروز در برابر دوومیدانی ایران حرفی برای گفتن نداشتند اکنون در حال نزدیک شدن به دوندههای ایرانی و حتی سبقت گرفتن از آنها هستند.
یک دغدغه مشترک
جمعیت کثیری از دوندههای ایرانی مربی ندارند و به نظر میآید در این وضع تقصیر چندانی متوجه فدراسیون دوومیدانی نیست. در شرایطی که قیمت ارز به شکل قابل توجهی افزایش یافته و متعاقب آن دستمزد مربیان خارجی نیز رشد تصاعدی داشته، مربی خارجی برای بسیاری از فدراسیونها از جمله فدراسیون دوومیدانی تبدیل به یک دغدغه شده است. البته دوندههای ایرانی همچنان در فصل بدنسازی به سر میبرند و فعلا نیاز چندانی به مربی ندارند، اما فصل بدنسازی بالاخره تمام میشود و آن گاه دوندهها میمانند با دو میدان بزرگ جهانی و آسیایی و مربیای که در کنار آنها نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: