آکادمی

اصلاح سیستم «سارق‌‌ساز»

«سرقت زنان و عوامل خانوادگی، فرهنگی، اقتصادی» عنوان تحقیقی است که فرزانه واصفیان ـ متخصص علوم تربیتی‌ ـ انجام داده است بنا به یافته‌های این محقق: یکی از معضلات عمده کشورهای در حال توسعه، بی‌توجهی به علل وقوع جرم زنان و عوامل موثر بر ارتکاب نوع جرم آنهاست.
کد خبر: ۵۲۹۲۶۳

آمارهای موجود نشان می‌دهد شیوع جرم زنان در بسیاری از کشورها در حال افزایش است، به عبارتی زنان نخستین قربانیان بسیاری از انحرافات و جرائم اجتماعی هستنند. غالبا ادعا می‌شود جرم‌های زنان بازتابی از جایگاهشان در اجتماع است.

به طور کلی شرایط اجتماعی و اقتصادی رابطه نزدیکی با میزان و نوع جرم زنان دارد و نتایج نشان می‌دهد بیشتر مجرمان زن با اقتصاد ناسالم در ارتباط هستند.

در گفتار عموم و با توجه به گزارش‌های رسانه‌ای، جرم‌هایی که زنان مرتکب شده‌اند که گاه با خشونت همراه است، این نظر را مطرح می‌کند که جنس مونث به سمت جهان خشونت که متعلق به مردان است گام برمی‌دارد. در حالی که به طور ثابت ترس زنان از جرم، سه برابر مردان است، چون توانایی جسمی زنان کمتر از مردان است بنابراین جنایتکاری زنان بویژه در مورد جرائمی که قدرت و توانایی بدنی ایجاب می‌کند کمتر از مردهاست.

پژوهشگران، ضعف رابطه پدر و دختر را عامل اصلی جرم زنان دانسته‌اند. عموما دختران مجرم پدران خود را به عنوان پدری می‌شناسند که در دوستی با آنها کوتاهی کرده است، همچنین دختران مجرم کمتر از افراد غیرمجرم از راهنمایی والدین برخوردار شده و خود والدین نیز برای دختران الگوهای بدی بوده‌اند.

در مجموع چگونگی روابط اعضای خانواده، روابط عاطفی اعضای خانواده، نگرش‌ها، رفتارها، آگاهی‌های خانواده نسبت به دختران، اعتیاد اعضای خانواده، کمبود امکانات علمی، ورزشی و تفریحی جامعه برای زنان، عوامل اجتماعی همچون مهاجرت و عدم توجه به محل سکونت، وجود مهاجران خارجی، بیکاری و فقر، بدسرپرستی، مشکلات اقتصادی یا رفاه بیش از حد، رسانه‌های گوناگون و مشاهده رفتارها و تجربه‌های مختلف در قالب سه عامل کلی خانوادگی، فرهنگی و اقتصادی بر انحراف اجتماعی سرقت زنان تاثیرگذار است و نقش عوامل خانوادگی نسبت به سایر مقوله‌ها می‌تواند پررنگ‌تر باشد. بی‌توجهی شوهر به نیازهای مادی زن و بی‌توجهی خانواده به نیازهای مادی دختران از میان عوامل خانوادگی و اعتیاد به مواد مخدر از میان عوامل فرهنگی و فقر و تنگدستی از میان عوامل اقتصادی تاثیرگذارترین‌ها در این زمینه هستند.

افرادی که به لحاظ شغل، تحصیلات، درآمد و... در طبقات پایین اجتماعی قرار دارند به دنبال فرآیند دیگری برای جبران هستند و به سمت شرکت در گروه‌های منحرف و مجرم که از ابزار غیرمشروع برای دستیابی به همان موقعیت‌ها استفاده می‌کنند، سوق می‌یابند.

از طرف دیگر، این افراد در فرآیند انطباق با ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی به ناچار باید هزینه بیشتری بپردازند که به واسطه توقعات و انتظارات دیگران از آنها معنی پیدا کرده است. در این فرآیند فرد در چارچوب گروه‌های منحرف اجتماعی، باز اجتماعی شدن را تجربه می‌کند و در ارتباطات متقابل رفتار انحرافی خود را بروز می‌دهد.

اطرافیان و خانواده به وضع فعلی او عادت کرده و در برابر رفتارهای انحرافی بی‌تفاوت و سهل‌گیر می‌شوند. قبح زندان شکسته می‌شود و ارتباط با دوستان منحرف به زن مجرم آرامش می‌دهد. به این ترتیب شبکه ارتباطات او با سارقان، مالخران و واسطه‌ها گسترده‌تر می‌شود و وی شیوه نوین زیستن را می‌آموزد. در نهایت می‌توان نتیجه گرفت چنانچه علل بیرونی، فرد را به سمت سرقت اولیه سوق بدهد، در همان حال، برخی عوامل روی او فشار وارد می‌کند که از انحراف دوری کند، اما در دفعات بعد عوامل تشدیدکننده جدید او را به سمت موفقیت بیشتر در سرقت می‌کشاند. بنابراین سارقان وارد دنیای جدید اجتماعی به مثابه یک سیستم اجتماعی می‌شوند. پس اگر قرار است با سرقت مبارزه شود در کنار مبارزه با سارق و همزمان با آن، باید به اصلاح و بازسازی سیستم اجتماعی همت گماشت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها