در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در یک نگاه کلی، اهم ویژگیهای مکتب اخلاقی آیتالله تهرانی را باید در موارد زیر مورد توجه قرار داد:
یکم: مردمی بودن:
بسیاری از روحانیون و علما در زمره مردم هستند، اما آنچه که در زندگی ایشان و در مراسم تشییع جنازه عظیم و مجالس نکوداشت معظمله مشاهده کردیم پیوند عمیق ایشان با مردم بود.زندگی زاهدانه، شهرتگریزی، حضور در متن مردم، پرهیز از مسائل حاشیهای که برخی بیوت را دربر میگیرد و از همه مهمتر فقدان پدیده آقازادگی را باید از بارزترین جلوههای مردمی بودن استاد برشمرد.
دوم:
کادرسازی: استاد از بدو پیروزی انقلاب به رغم مسئولیتهای مختلفی که به ایشان ارجاع میگردید با اشراف به مسأله تربیت نسلی از جوانان که مدیران کشور خواهند بود، تربیت دینی جوانان و کادرسازی برای اداره نظام اسلامی را بر همه امور ترجیح دادند. بسیاری از مدیران شایسته، خدوم، پاکدامن و کارآمد نظام در کشور در حلقه شاگردان و وامدار این رویکرد استاد هستند. حلقه درس اخلاق چهارشنبههای استاد یک کارگاه بزرگ آموزشی ـ اخلاقی بود که نظیری نداشت.سوم:
پرچمدار مبارزه با التقاط: استاد پرچمدار روشنگری و مبارزه با التقاط بود. التقاط فکری و سیاسی که در ادوار مختلف دولتها و آمد و شد جریانات سیاسی با آن مواجه بوده و هستیم. برای استاد فرقی نداشت که در رأس دولت وقت فردی در کسوت روحانیت باشد یا غیر آن. آنچه که غیرت دینی و حمیت مثالزدنی استاد را به رخ میکشید استقلال و عدم توجه به فراز و فرود جریانات سیاسی بود. هرگاه التقاط، انحراف، تجدیدنظرطلبی، تأویل و تفسیرهای انحرافی در دین، رخنه و نفوذ فرصتطلبان در ارکان انقلاب را میدید در مناسبترین و حساسترین مناسبتها و ایامی چون تاسوعا و عاشورا یا شبهای احیای ماه مبارک رمضان هشدار میداد و افکار عمومی را به سمت صلاح معطوف مینمود.چهارم:
پیوند میان سیاست و دین: اگر چه بارزترین وجه شخصیتی استاد عالم ربانی و معلم اخلاق بودن ایشان در نزد افکار عمومی است و نیز اگر برخی را بر این باور است که هنگام مواعظ اخلاقی و نصایح و برای نفوذ در افکار عمومی و تأثیرگذاری بر مخاطبان باید از دایره سیاست تا میتوان فاصله گرفت اما واقعیت آن است که در حلقه درس استاد همه گرایشات و جریانات سیاسی را بخوبی مشاهده میکردیم. از سوی دیگر نگاه حمایتی و پشتیبانی از نظام، امام و رهبری را نه تنها در دعاهای روحبخش پایان جلسات درس شاهد بودیم، بلکه مهمتر تلاش و اهتمام جدی استاد برای وحدت اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 مثالزدنی است. استاد تلاش نمود که با بزرگان اصولگرا و نامزدهای این جریان جلسات بحث و گفتوگو و مفاهمه برگزار کنند تا این جریان به یک وحدت و اجماع عمومی برسند و این تنها یک نمونه از اعتقاد عمیق معظمله به پیوند سیاست و اخلاق به شمار میرود.پنجم:
الگوی اخلاق عملی: استاد در کرسی درس و منبر موعظه و اخلاق به مثابه یک حکیم و طبیب برای درمان بیماریهای اخلاقی توصیههای علمی و عملی تجویز میکرد. راههای درمان و غلبه بر شهرت، شهوت، نفس، تکبر، غرور، خودپرستی، مقامپرستی و دنیاپرستی را یک به یک در برابر چشمان بیمار بیان و نسخههای شفابخشی برای علاج آن ارائه مینمود. او خود معلم و اسوه اخلاق عملی بود. به آنچه از معارف قرآن و اهلبیت علیهمالسلام بیان میکرد اعتقاد و باور داشت و خود را اولین مخاطب آن میدانست. اگر از مال شبههناک سخن میگفت، اگر از شهرتگریزی و سادهزیستی و حب به دنیا و جاهنداشتن سخن میگفت خود پیش از همه عامل به آن شده بود. یکی از شاگردان برجسته که خود مجتهد و دانشمندی پارسا، از جانبازان و مجاهدان دفاع مقدس و از استادان برجسته دانشگاه میباشد برای راقم این سطور نقل کرد که: «فرزندم به سن تکلیف رسیده بود. او را برای تقلید نزد استاد بردم. فرمود: من پول رساله مجانی ندارم .خودت یک رساله عملیه خریداری و همراه فرزندت بیاور که به او بدهم». این میزان مراقبت، محاسبه و مراقبه همان گامهای اخلاق عملی است که از آیتالله مجتبی تهرانی، اسوه اخلاق، زهد و پارسایی ساخت. کشور و بهطور مشخص پایتخت هفت روز است در جای جای خود عزادار است و مجالس یکی پررونقتر از دیگری و گویا تمام نشدنی در حال برگزاری است.* * *
همه فانیاند و باقی فقط ذات وجود مقدس خداوند است. ببینیم چه عواملی استاد مجتبی تهرانی را این همه عزیز و محبوب مردم کرده است. شناخت رمز و راز این نکته برای حوزههای علمیه، روحانیت، نخبگان، مدیران و روشنفکران یک ضرورت اجتنابناپذیر است. براستی بعد از استاد دعاهای شب قدرمان را کجا آمین بگوییم و امید اجابت داشته باشیم؟ روحش شاد و راهش پررهرو باد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: