در شماره ماه نوامبر (10 آبان تا 10 آذر) مجله فیفا، سپ بلاتر رئیس سوئیسی نهاد حاکم بر فوتبال جهان، مقاله ای به قلم خود دارد که مطلبی خواندنی درباره دیدگاه های بسیار انتقادآمیز او درخصوص زیاده خواهی باشگاه های بزرگ فوتبال
کد خبر: ۵۲۸۸۵
اروپا و چنگ زدن بیرحمانه آنها به هر چیز و هر کس و هر سرمایه و ثروت ممکن و تجارت انسان هاست.
بلاتر که دست کم تا سال 2007 مصدر کار خواهد بود، در این مقاله آورده است: «متاسفانه می بینیم که باشگاه های بزرگ فوتبال اروپا برای دستیابی به بازارهای جدید و پربار تجاری و کسب درآمد فزون تر، به طور مدام در جستجوی عرصه هایی متفاوت و تازه اند و به جای این که محل اجرا و رشد فعالیت های فوتبال باشند، به تجارتخانه تبدیل شده اند.
سرهنگ ژوزف سپ بلاتر رئیس سوئیسی فیفا در مقاله جنجالی خود ادامه داده است: پروسه تمدن و جهانی شدن که بر زندگی همه ما تاثیرگذار است اثری منفی بر ورزش دلخواه من و شما نیز گذاشته و آن را مسموم کرده است.
همه به دنبال پول اند، نه فوتبال.
باشگاه هایی که نامی بزرگ را یدک می کشند و از یک دنیا هوادار بهره می برند، به جای تقویت ریشه های فوتبال خود، به دنبال استوار کردن اهرمهای تجاری حرفه خود و ثروتمندتر شدن هستند.
آنها ریشه های کار و اصلیتشان و وام گرانی را که به کشور خود دارند، از یاد برده اند و ترکیبشان را از مهره های خارجی لبریز کرده اند.
آنها می خواهند برای تمام کشورها و نقاط دور و نزدیک دنیا قابل شناسایی و محبوب باشند و در آنجاها نیز درآمد داشته باشند. این درآمدها باعث می شود آنها اهداف اصلی شان را که استخدام بهترین بازیکنان دنیاست برآورده و اجرا کنند.
به عبارت بهتر، آنها درآمدهایی را از کشورهای جهان سوم به خود اختصاص می دهند و با آن در جهان خودشان تجارت و معامله می کنند.
نتیجه آن شده است که شاهد تجارت تاسف بار انسان ها در قاره های آفریقا، آسیا، اقیانوسیه و حتی امریکای جنوبی از سوی باشگاه های اروپایی هستیم. حتی خرید این بازیکنان نیز حساب شده است.
وقتی یک میلیون یورو برای یک بازیکن گمنام جهان سومی می پردازند، نه برای بهره گیری از استعداد او، بلکه به منظور بالا بردن بنیه تجاری و قدرت مانور خود در کشور آن بازیکن و اطراف آن و قاره مربوطه ، استفاده از پول آن برای استخدام بازیکنان کشورهای مطرح تر و سپس آب کردن همان بازیکن در پایان فصل با دو یا سه برابر قیمت اولیه است. به این می گویند صنعت تجارت انسان ها به نام فوتبال.»
نوعی خیانت
بلاتر در ادامه نوشته است: «برخی از این باشگاه ها همین حالا و بدون توسل به رویکردهای مذموم فوق ، ابزار و اهرم ها و پایه اقتصادی قدرتمندی دارند و با وجود این ، در فروش برده وار انسان های جهان سومی شریک اند.
آنها به این طریق ، مسوولیت خود را در قبال جوانان و نظام کشورشان به فراموشی سپرده اند، مرتکب نوعی خیانت شده اند و ترکیب خود را از مهره های خارجی سرشار کرده اند.
باشگاه هایی بزرگ در لندن داریم که در ترکیب اصلی شان فقط 2 انگلیسی را در خدمت دارند (اشاره بلاتر به چلسی و آرسنال است) و دیگر پستهای خود را به خارجی ها و بازیکنان متعدد سایر کشورها سپرده اند. قاعدتا من تنها کسی نیستم که این باشگاه ها را بریتانیایی نمی شناسم.
از این طریق ، تیمهای فوق توانسته اند برای تمام نقاط جهان جذاب به نظر برسند و تیمهایی فراملیتی جلوه کنند و در ضمن ، در کشورهای متعلق به آن بازیکنان تجارت کنند، اما در این میان، وظیفه و تعهدی که این تیمها به جامعه جهانی فوتبال و فراتر از آن کشور متبوع خویش دارند، زیر پا لگدمال شده و تعداد بومی ها و دست پرورده های خودی در این باشگاه ها به اندازه ای کم است ، که اصلا به حد گفتن نمی رسد.
من می پرسم تکلیف صدها نوجوانی که با آرزوی بازی در این باشگاه ها در کشور متبوع رشد کرده و شبها خواب آن را دیده اند، چه می شود؛ آیا آن باشگاه ها نباید محل تحقق و جلوه گری آن آرزوها باشند؛
سالها و سالها، هواداران این تیمها رفته اند و از فرط علاقه کل بلیت مسابقه های آنان را در یک فصل خریداری کرده اند، اما امروز آن تعلق خاطر را حس نمی کنند، زیرا تیمی که فراروی خود می بینند، یک تیم چندین و چند ملیتی و فاقد هویت ملی است.»
مدرسه های فوتبال کجا هستند؛
بلاتر ادامه داده است: «اگر در گذشته ، آکادمی های فوتبال و مدرسه های این ورزش را در لندن و مونیخ دایر می دیدیم ، امروز این اماکن و مراکز را به آسیا و آفریقا و اقیانوسیه منتقل کرده اند، زیرا یافتن بازیکن مستعد و جوان و ارزان در این مناطق ، بسیار آسان تر و کم خرج تر از پرورش آنها در کشور خودی تمام می شود.
به جای این که 4 ، 5 سال وقت و هزینه صرف جوانان بومی و اعتلای آنان شود، باشگاه های اروپایی با گماردن و کاشتن نماینده ها و واسطه هایی در کشورهای جهان سوم و روبه رشد بهترین استعدادهای آنان را تقریبا مفت و رایگان نشان می دهند و جذب خود می کنند، اما شما اثر این قضیه را بر تیمهای ملی کشورهای مختلف دنیا نیز ببینید.
وقتی تعداد استعدادها و نیروهای داخلی و دست پرورده های بومی هر روز کاهش می یابد و اصلا بازیکنی ساخته نمی شود، بدیهی است تیمهای ملی نیروها و نفرات لازم را برای درخشش در میادین جهانی نداشته باشند و بد بازی کنند و در حسرت بازیکنان خوب بمانند، زیرا باشگاه های آن کشورها به جای ساختن بازیکنان مستعد برای تیم های ملی ، ترکیب خود را انباشته از بازیکنان خارجی گران یا ارزان کرده اند. این است معنا فوتبال بیش از حد حرفه ای و صنعتی ».
یوفا هم با بلاتر هم عقیده است
مجله فیفا در پانوشتی که بر مطلب بلاتر آورده ، مدعی شده است یوفا نهاد حاکم بر فوتبال اروپا با نظرات و دغدغه های مرد اول فیفا موافق و همسو است و همچون او می اندیشد.
عده ای مشکل بزرگ را قانون بوسمن می دانند که از سال 1995 باب شد و رفت و آمد آزاد و بی محدودیت بازیکنان تمام کشورهای اروپایی را در میان تیمهای باشگاهی قاره شان مقدور ساخته است.
به طوری که اینک باشگاه های قاره سبز می توانند از 25کشور عضو اتحادیه اروپا هر تعداد بازیکن که می خواهند بگیرند و 11 غیر بومی را در ترکیب اصلی شان به میدان بفرستند.
آلمانی ها در این زمینه رکورددار و پیشرو بوده اند و بتازگی قانونی وضع کرده اند که اجازه می دهد نه فقط از «جامعه اروپای 25 کشوری» بلکه از تمامی 52 کشور عضو این قاره به تعداد و میزان دلخواه ، بازیکن جذب کنند. یوفا برای حل این مشکل می خواهد قانونی جدید را وضع کند که تصریح می دارد هر باشگاه اروپایی موظف و مسوول است که در ترکیب 25 نفره خود حداقل مشخصی از بازیکنان بومی و محلی و جوان را در خدمت داشته باشد که ظاهرا عدد 8 است ؛ اما برای این قانون نیز راه حلی وجود دارد و آن را هم می توان دور زد، زیرا کافی است باشگاه ها تیمهای جوانان خود را هم سرشار از خارجی ها کنند و آن گاه سهمیه 8 نفری فوق را باز به خارجی ها (اروپایی های غیر بومی) اختصاص بدهند.