جنگ سرد وآغازی بر مرگ عشق

«صدای داد و فریاد آن دو، لحظه ای قطع نمی شود. بچه ها یک گوشه اتاق کز کرده اند و با ترس به آن دو نگاه می کنند. پدر و مادر، هرکدام سعی می کنند صدای خود را بالاتر ببرند. انگار هر دو دیگر نمی شنوند.
کد خبر: ۵۲۷۰۲

فقط فریاد می کشند. این ماجرا هرچند وقت یکبار تکرار می شود و بچه ها بازهم می ترسند، چون بعد از هر دعوا ماجراهای زیادی است که کانون گرم زندگی آنها را به هم می زند. اما چرا دعوا؛!»
یکی از سخت ترین کارها در مناسبات زناشویی ، لمس کردن تفاوت ها و اختلافات است. در اکثر اوقات ، وقتی زن و شوهر در مذاکرات خود اختلافی دارند، این مساله به مباحثه و بدون آگاهی به مجادله تبدیل می شود؛ یعنی ناگهان حالت دوستانه صحبت عوض می شود و با سرزنش ، گله و شکایت ، افترا، امر و نهی ، دلخوری و شک و تردید، شروع به آزار همدیگر می کنند.
در اصل ، مردها و زنها با این روش نه تنها به احساسات خود، بلکه به مناسباتشان - که این همه برای به دست آوردنش وقت صرف کرده اند - صدمه می زنند. یادتان باشد، ارتباط از اساسی ترین ارکان مناسبات زن و شوهری است و دعوا هم می تواند ویران کننده ترین رکن به حساب بیاید؛ چون هرچه با کسی نزدیک تر باشیم ، ضربه زدن و ضربه خوردن راحت تر می شود.
نکته مهم اینجاست که بعضی زن و شوهرها تمام مدت در حال دعوا هستند و بتدریج شاهد آن می شوند که مرگ عشقشان فرامی رسد. از سوی دیگر، بعضی ها به طور افراط آمیز احساسات صادقانه خود را که باید به نحوی بیان شود، در نطفه خفه می کنند تا مبادا بحث و جدلی به وجود بیاید.
این کار باعث می شود کم کم دلگیری ها در دلشان بماند و بتدریج نسبت به هم احساسات عاشقانه ای نداشته باشند و به عبارتی ، در جنگ سرد به سر می برند. گاهی روان شناسان معتقدند یک طلاق عاطفی بین آنها اتفاق افتاده است.
بهترین راه ، برای هر زن و شوهری آن است که راه حل متعادلی بین این دو حالت افراطی پیدا کنند؛ یعنی باید مهارت های برقراری یک ارتباط خوب را به دست بیاورند تا کار به بحث و جدل نکشد، ضمن این که احساسات منفی زوجین خفه نشده و مجبور نشوند و با عقاید و امیال خود مقابله کنند.

هنگام دعوا چه اتفاقی رخ می دهد؛
در دعوا، زن و شوهر به خود و طرف مقابل صدمه می زنند و جالب آن است که بدانید تفاوت ها و اختلاف نظرها آنقدر صدمه زننده نیستند تا طرز بیان و راه و روشی که به کار برده می شود آسیب رسان است.
اگر بخواهیم شرایط مطلوب و مورد نظر را در نظر بگیریم ، یک بحث نباید آزاردهنده باشد و می توان بسادگی آن را با یک گفتگوی آرام درباره تفاوت ها و اختلاف نظرها تمام کرد.
درواقع ، در بیشتر موارد صحبت بین زوجین درباره چیزی حاشیه ای و جانبی که خارج از موضوع اصلی است ، شروع می شود (به عبارتی بهانه گیری ) و بعد از چند دقیقه کار به صحبت اصلی کشیده و دعوا شروع می شود.
در این موارد، زوجین ندانسته همدیگر را آزار می دهند و موضوعی که می توانست با گفتگو حل شود، به جنگی سنگین تبدیل می شود. در این حالت دیگر طرز برخورد آنقدر غیرمنطقی است که نمی توانند نقطه نظرات طرف مقابل را قبول و او را درک کنند.
نکته دیگر آن است که هرچه بیشتر با کسی صمیمی باشیم ، برایمان مشکل تر است که نظر او را بدون منظور خاصی گوش کنیم و به احساسات منفی او عکس العمل نشان ندهیم. در اصل ، برای این که در مقابل بی احترامی و سرزنش دیگران از صلاحیت خود حمایت کنیم ، حالتهای دفاعی غیرارادی پیش می آید تا با عقیده طرف مقابل مخالفت کنیم ؛ یعنی حتی اگر با نظر او موافق باشیم ، ممکن است با یکدندگی به بحث و جدل با او ادامه بدهیم.

چرا دعوا؛
شاید فکر کنید علت دعوا می تواند خیلی چیزها باشد، اما تحقیقات روان شناسان نشان می دهد زن و شوهرها معمولا به دلیل پول ، برنامه ریزی ، ارزشهای فردی ، تصمیم گیری ، تربیت بچه و مسوولیت های زندگی دعوا می کنند. علت اصلی این بحث و گفتگوها که در نهایت به دعواهای دردناکی تبدیل می شوند، چیست؛
تنها یک علت وجود دارد و آن این که احساس می کنیم دوستمان ندارند. ریشه عواطف دردناک تنها از احساس دوست نداشتن است و وقتی شخص احساس می کند به درد عاطفی دچار شده ، برایش سخت است کسی را دوست داشته باشد.
مردها و زنها از نظر احساسات و عواطف ، کاملا باهم تفاوت دارند و چون ذاتا متوجه نیازهای جنس مخالف نمی شوند، نمی توانند به طور موفقیت آمیز با مخالفت های او کنار بیایند. به عنوان مثال اگر مردی کاری کرده است که دلخواه زن نیست ، آن را به خود می گیرد و احساس می کند زن دوستش ندارد.
در اصل یک مرد زمانی بهتر می تواند با تفاوت ها و اختلاف هایش کنار بیاید که نیازهای احساسی خودش برآورده شده باشد. بنابراین ، وقتی از عشقی که طالب آن است ، محروم می شود، حالت دفاعی به خود می گیرد و آن رویش بالا می آید و جنگ به راه می اندازد. ظاهرا او درباره پول بحث و دعوا می کند، ولی دلیل اصلی دعوا آن است که احساس می کند همسرش او را دوست ندارد.
در بیشتر موارد، دلیل اصلی دعوا مخفی می ماند و مسائلی دیگر به عنوان علت دعوا مطرح می شود. درباره زنها هم مساله طور دیگری است. معمولی ترین روشی که زنها نادانسته باعث شروع دعوا می شوند، آن است که به طور غیرمستقیم ، حرفهایشان را ضمن درددل کردن بیان می کنند و به جای این که مستقیما نارضایتی خود را ابراز کنند، با سوال هایی که جوابش را می دانند، دانسته یا نادانسته پیام ملامت آمیزی ارسال می کنند.
مثلا وقتی مردی دیر به منزل می آید، زن به جای این که بگوید نگران بودم برایت اتفاقی افتاده باشد، سوالات کنایه آمیز مطرح می کند؛ «مثلا خوش گذشت ؛ وقتی خیلی دیر می کنی فقط می شه به یک چیز فکر کرد. اون هم خوشگذرونیه و بس!»

دعوا همیشه دردناک است
یادتان باشد آنچه در دعوا می گوییم دردناک نیست ، بلکه نحوه گفتار ما دردناک است. در حین دعوا، زوجین به دلیل این که احساس می کنند حق با آنهاست ناخودآگاه نمی توانند مودب باشند و لحنی دوست داشتنی و اطمینان بخش داشته باشند و بدون این که متوجه شوند بسیار نامهربان و بی توجه شده و رفتارشان برای شریک زندگی خود دردناک می شود. برای همین است که از قدیم گفته اند در دعوا حلوا خیرات نمی کنند.

چگونه از بروز دعوا جلوگیری کنیم؛
برای اجتناب از دعوا، باید به یاد داشته باشید، همسرتان با آنچه شما می گویید مخالفت نمی کند، بلکه به نحوه گفتار شما معترض است.
در بحث و گفتگو 2 نفر مورد نیاز است ، ولی یک نفر باید دعوا را تمام کند. بهترین روش خاتمه دادن به دعوا، پیشگیری از بروز دعواست.
باید بتوانید تشخیص بدهید که چه زمانی یک اختلاف سلیقه ممکن است به بحث و جدل تبدیل شود. در این مواقع ، حرف نزنید و از محیط دور شوید. سکوت کنید و به یاد بیاورید برخوردتان با او به چه صورتی بوده است.
سعی کنید بفهمید آنچه را که همسرتان نیاز داشت ، به او نداده اید. بعد از مدتی برگردید و با مهربانی و احترام شروع به صحبت کنید. وقتی برای مدتی از معرکه کناره بگیرید، خونسردی خود را به دست می آورید و زخمهایتان کمی التیام پیدا می کند و با روحیه ای بهتر با همسرتان ارتباط برقرار می کنید.
ضمنا یادتان باشد هر رابطه ای گرفتاری دارد. گرفتاری ها ممکن است به دلایل مختلفی پیش بیاید، مثل بیکاری ، مرگ ، بیماری و یا حتی خستگی. در مواقع گرفتاری ، چوب لای چرخ هم گذاشتن صحیح نیست ، بلکه مهمترین کار این است که سعی کنید با محبت ، بها دادن و تصویب کردن رفتار یکدیگر، رابطه ای مطلوب برقرار کنیم.
ضمنا باید قبول کنیم ما و شریکمان همیشه نمی توانیم کامل و بی عیب و نقص باشیم. وقتی یاد بگیریم در پاسخ به ناراحتی های کوچکتر واکنش صمیمانه ای نشان دهیم ، کنار آمدن با مشکلات بزرگتر برایمان آسان تر می شود.
یک راه حل موثر دیگر آن است که وقتی با همسرتان ناراحتی ندارید، زمانی را صرف پیدا کردن جملاتی بکنید که برایش موثر است. به این ترتیب ، در شرایط ناسازگاری با گفتن جملات از پیش تعیین شده می توانید فشار عصبی را خنثی کنید.
به یاد داشته باشید، انتخاب کلمات شما آنقدر مساله نیست که احساسات پشت آن کلمات ، مهم به حساب می آیند ؛ یعنی اگر به ظاهر کلمات خوبی بگویید، ولی لحن شما این طور نباشد، طرف مقابل ، عشق ، ارزش داشتن و تصویب شما را حس نمی کند و فشار عصبی او بشدت ادامه پیدا می کند. سعی کنید برخوردی مستقیم و افراطی نداشته باشید.
بلکه همچنان که درباره احساساتتان صاف و صادق هستید، طوری آنها را بیان کنید که کسی را آزرده و دلخور نکنید. برای این کار باید تمرین کنید تا بتوانید رفتاری معقول داشته باشید، وگرنه هوار کشیدن را همه بلدند. باید تفاوت های بین زن و مرد را بخوبی بشناسید.
به یاد داشته باشید 2 مشکل بحرانی که بحث و دعواها از آن ناشی می شود، شامل این موارد است:
1- مرد احساس می کند زن ، نقطه نظر او را تصویب نمی کند.
2- زن طرز حرف زدن مرد را با خودش قبول ندارد. ضمنا یادتان باشد اکثر بحثها زمانی سرمی گیرد که مرد شروع به بی اعتبار کردن احساسات زن می کند و زن با نارضایتی و مذمت به او پاسخ می دهد و مردها زمانی بیشتر متمایل به ایجاد بحث و دعوا هستند که اشتباهی کرده اند یا همسر خود را ناراحت کرده اند.
نکته قابل توجه این است که رابطه زناشویی به هیچ وجه یکطرفه نیست ، بلکه هر دو طرف باید برای حفظ و ایجاد آرامش در آن تلاش کنند، نه این که فقط از طرف مقابل خدمات دریافت کنند.

فرشته آل علی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها