یاد

شب سرد زمستانی بسکتبال

غروب بود. گوشی تلفن همراه را برداشتم تا متقاعدش کنم به این سفر نرود، اما موفق نشدم. گفتم مسابقه سختی داشتی، خسته‌ای، زانوهایت تاب نشستن زیاد پشت فرمان را ندارد، نرو! اما او رفت.
کد خبر: ۵۲۶۳۹۰

کاپیتان تیم ملی بسکتبال در پنجمین سالگرد درگذشت برادر بزرگ‌ترش باز هم از آخرین گفت‌وگوی خود با آیدین نیکخواه‌بهرامی چند ساعت قبل از سانحه تصادف در جاده‌های شمال می‌گوید. هفتم دی ماه هر سال اهالی بسکتبال خاطرات آیدین را با هم مرور می‌کنند. لحظه‌های قهرمانی در بسکتبال آسیا با تصویری از آیدین نیکخواه‌بهرامی که روی شانه‌های حامد حدادی نشسته و به نشانه فتح قله بسکتبال قاره کهن تور سبد تالار توکوشیمای ژاپن میزبان جام ملت‌ها در سال 2007 را پاره می‌کند، در ذهن بسیاری از اهالی توپ و سبد جاودانه است.

روزی که ایرج ـ پدر آیدین و صمد ـ دست دو پسرش را گرفت و به باشگاه چمران برد، کمتر کسی فکر می‌کرد برادران نیکخواه‌بهرامی روزی برسد که پا را فراتر از ایران و آسیا بگذارند و در بسکتبال پرآوازه شوند.

زنده‌یاد آیدین نیکخواه‌بهرامی از نظر فنی و اخلاقی خصوصیات بارزی داشت که او را از سایر بازیکنان متمایز می‌کرد.

ملی‌پوش بسکتبال ایران افتخارات زیادی با تیم‌های مختلف کسب کرده بود، اما قهرمانی با صباباتری در جام باشگاه‌های آسیا و تیم ملی در جام ملت‌های آسیا مهم‌ترین آنها بود.

او آرزوی شرکت در المپیک را درسر می‌پروراند، اما چند ماه قبل از المپیک 2008 در یک شب سرد زمستان 1386 اتومبیلش بعد از برخورد به گاردریل جاده تهران ـ شمال از مسیر منحرف شد و در دم جان سپرد.

این بازیکن در زمان حیاتش تاثیرگذار بود و با مرگش هم دل بسکتبال جهان را به درد آورد. سایت فدراسیون جهانی در همان روزهای غم گرفته بسکتبال ایران گزارشی درباره او نوشت و فقدان آیدین نیکخواه‌بهرامی را ضربه‌ای مهلک به بسکتبال آسیا دانست. مربیان سابق تیم ملی ازجمله بوسنیاک، ترومن و اونیکا از فقدان بازیکن تیم ملی بسکتبال متاثر شدند. توپ یادگاری یازدهمین دوره رقابت‌های بسکتبال قهرمانی باشگاه‌های غرب آسیا منقش به امضای بزرگان بسکتبال ایران و آسیا به خانواده نیکخواه‌بهرامی اهدا شد تا به این ترتیب ثابت شود بسکتبال ایران چه گوهر کمیابی را از دست داده است. جوانی بلندبالا که 39روز قبل از جشن تولد بیست‌وهفت سالگی، خانواده و دوستانش را ترک کرد. صمد نیکخواه‌بهرامی باز با همان صدای محزون و حسرت ندیدن پنج‌ساله روی برادر می‌گوید: «آیدین؛ فقط دوست دارم باز هم بگویم که چقدر دوستت دارم.»

محمد رضاپور / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها