در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پاسخ به این سوال کنکاشها و بررسیهای زیادی میطلبد که البته در حوصله و ظرفیت این نوشته نیست. اما قصد این یادداشت کوتاه توجه دادن به یک موضوع شاید پیش پا افتاده است.
بسیاری از ما در کوچه و خیابان که راه میرویم پیش پایمان را که میبینیم با انبوه زبالهها مواجه میشویم و میبینیم که افراد جامعه چه راحت و بیدغدغه زبالهها و هر آنچه را که لازمشان نیست در سطح پیادهروها و خیابانها و جویهای آب رها میکنند.
کسی هم انگار این موضوع را جدی نمیگیرد و بسیاری از ما همین رفتار را تکرار میکنیم. البته همیشه هم به هنگام توصیف تفاوتهای رفتاری و مدنی خودمان با ممالک پیشرفتهتر تا میتوانیم از همین دست رفتارهای نامناسب خود انتقاد میکنیم... شما را نمیدانم.
اما نظر من این است که بعضی وقتها با کمی دقت میتوان به بعضی از تناقضهای رفتاری در جامعه پی برد و فهمید که در همین شهرهای خودمان هم میتوان جور دیگری بود.
موضوع از این قرار است که دیروز بعد از مدتها برای رسیدن به جایی از قطار شهری یا همان مترو استفاده کردم. حین وارد شدن به ایستگاه مترو و در مدت زمان انتظار برای آمدن قطار و البته در طول مسیر و در ایستگاه نهایی بسیار به رفتار مردم دقت کردم.
به محوطه ایستگاههای مترو دقت کردم و هر چه دقت کردم کمتر اثر و نشانی از هر نوع زبالهای دیدم. بیشتر ایستگاههای مترو را پاکیزه و خالی از کمترین زبالهای دیدم.
هیچ کس لاشه بلیتهای خود را در سطح سنگفرش ایستگاه رها نمیکرد. همه آدمها انگار مبادی آداب بودند؛ همان آدمهایی که کمی بالاتر و در سطح خیابانها و کوچههای همین شهر (نه شهری دیگر از کشوری دیگر) رفتار دیگری دارند. براستی چرا؟
صولت فروتن - جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: