غفلت از یکی از پرسودترین انواع گردشگری

آیا می‌دانید ورود هر گردشگر شکارچی علاوه بر این‌که 10هزار دلار عایدی برای کشور دارد، سبب حفظ زیستگاه‌ها، پناهگاه‌ها، مناطق حفاظت‌شده و همچنین بهبود وضعیت معیشتی محیط بانان می‌شود و حتا ضامن بقای حیوانات در خطر انقراض خواهد بود؟
کد خبر: ۵۲۵۱۴۰

یک فعال عرصه‌ی گردشگری شکار و طبیعت در یادداشتی با موضوع «توسعه‌ی پایدار گردشگری شکار و طبیعت در ایران» با اعتقاد به این‌که گردشگری شکار یکی از پرسودترین انواع گردشگری در دنیاست، به تشریح این مباحث و همچنین دیدگاه‌ها و موانع موجود در توسعه‌ی این نوع گردشگری پرداخته است.

"اسرافیل شفیع‌زاده" می‌گوید: ایجاد پایداری در انجام فعالیت‌های گردشگری از اهمیت زیادی برخوردار است و در محافل علمی و پژوهشی دنیا و همچنین به توصیه‌ی سازمان‌های جهانی مانند UNWTO و IUCN استفاده پایدار از منابع همواره مورد تأکید بوده است.

استفاده‌ی پایدار از منابع موجود در حیات وحش تضمین‌کننده‌ی بقای گونه‌های در خطر انقراض است. تحقق پایداری در استفاده از منابع، نیازمند همکاری تنگاتنگ بخش داوطلب (شامل تشکل‌های مردم‌نهاد)، بخش خصوصی و بخش دولتی است.

برای استفاده‌ی بهتر از منابع، ایجاد شکارگاه‌های خصوصی باید در دستور کار سازمان حفاظت محیط زیست قرار گیرد تا با تکثیر گونه‌های اصیل و ارزشمند، امکان پاسخگویی به تقاضاهای داخلی و خارجی فراهم باشد. سالانه صدها هزار پروانه‌ی شکار انواع گونه‌های حیات وحش در کشورهای اروپایی صادر می‌شود که عمدتا با هدف کنترل جمعیت و جلوگیری از آسیب به مزارع، کشتزارها یا باغ‌های مردم است.

در ایران گونه‌های نادری از انواع کَل و بُز و قوچ و میش وجود دارد که رتبه‌ی کشورمان را در جهان در مقایسه با سایر کشورها در سطح بسیار بالایی قرار می‌دهد. گونه‌های قوچ لارستانی، قوچ اوریال، قوچ کرمان، قوچ اصفهان، قوچ ارمنی و قوچ البرز همراه با کَل کویری و پازن طرفداران بی‌شماری در دنیا دارند. به‌عنوان مثال، از محل صدور یک پروانه‌ی قوچ لارستان می‌توان درآمدی سرشار برای توسعه‌ی پناهگاه‌های حیات وحش و مناطق حفاظت‌شده حاصل کرد. در بسیاری از مناطق حفاظت‌شده تأمین علوفه و آب با دشواری‌های زیادی مواجه است و صدور تعدادی پروانه متناسب با جمعیت شکار موجود در هر منطقه‌ی حفاظت‌شده در کشور پهناوری مانند ایران، بحران‌زا نخواهد بود.

منافع حاصل از صدور پروانه‌ها و توسعه‌ی سازمان‌یافته‌ی شکار و شکارگری به‌شکل پایدار آن می تواند در مسیر آموزش جوامع محلی به‌کار گرفته شود و نقش ساکنان محلی را در حفاظت از مناطق افزایش دهد. تکثیر گونه‌ها و همچنین اختصاص بخش قابل ملاحظه‌ای از درآمدها به پروژه‌هایی مانند پروژه‌ی حفاظت از یوزپلنگ ایرانی و موارد مشابه آن، گام‌هایی مهم در ایجاد تعادل بیشتر در طبیعت است.

نیروی نهفته در درون انجمن‌ها و تشکل‌های مردمی که شکارچیان ایرانی و خارجی را نیز دربر می‌گیرد می‌تواند برای صیانت از محیط‌های طبیعی و حیات وحش کشور به‌کار رود. شکارچی واقعی اعم از خارجی و ایرانی نه به‌دنبال شکار گونه‌ها ی جوان و ماده که به‌دنبال شکار گونه‌های پیر و فرتوت و در آستانه‌ی حذف از طبیعت است.

او بیان این‌که شکارچی واقعی دارای تفاوت اساسی با شکارکُش است، در ادامه‌ی این مقاله آورده است: شکارچی واقعی قانون‌گراست و به‌طور مسئولانه در طبیعت رفتار می‌کند در حالی که شکارکُش به حیله و تطمیع متوسل می‌شود و به جای یک شکار، ده‌ها شکار را از بین می‌برد.

شکارچی واقعی دلسوز طبیعت است و چه بسا منابع مالی خود را نیز برای حفظ محیط زیست به‌شکل داوطلبانه صرف می‌کند، ولی شکارکُش به‌دنبال محو طبیعت از گونه‌های حیات وحش است. شکارچی واقعی تروفه‌های شکار (تروفه نوعی از شکار است که در آن، طعمه از پیش انتخاب می‌شود و اغلب جانوری است که بیشتر از همه، عمر کرده باشد و شکار آن نوعی افتخار برای شکارچی است) را به موزه‌ها هدیه می‌کند، ولی شکارکُش به‌دنبال گوشت شکار است و اشتهای سیری‌ناپذیری دارد.

جای تأسف است که در میان بسیاری از علاقه‌مندان به طبیعت و طرفداران محیط زیست، حد و مرزی برای تفکیک میان شکارچیان واقعی و شکارکُشان وجود ندارد. تأسف بارتر این‌که برخی از مسئولان محیط زیست کشور نیز برداشت‌های مشابهی دارند و هر دودسته را یکی می‌پندارند.

شکارچیان بین‌المللی همواره به‌دنبال شکار تروفه یا شکار پیرترین گونه‌های حیات وحش هستند و حذف گونه‌های پیر و فرتوت از چرخه‌ی حیات زمینه‌ی زادآوری و زایش مجدد را در مناطق حفاظت‌شده پدید می‌آورد و فرصت‌های مناسبی را برای تکثیر نسل در اختیار گونه‌های جوان‌تر قرار می‌دهد. در عین حال، در بسیاری از کشورهای پیشرفته، فعالیت‌های شکار در چارچوبی کاملا نظام‌مند و با برنامه به مرحله‌ی اجرا درمی‌آید، چراکه دولت‌های جهان همواره به‌دنبال کسب درآمدهای بیشتر از طریق تنوع بخشیدن به انواع فعالیت‌های اقتصادی هستند. در ممالکی مانند اسپانیا، سوییس، روسیه، آلمان، کانادا و آمریکا و بسیاری از کشورهای آفریقایی مانند زامبیا، بوتسوآنا، تانزانیا و آفریقای جنوبی ضمن بهره‌برداری مطلوب از مناطق حفاظت‌شده و پارک‌های ملی، ایجاد شکارگاه‌های خصوصی زمینه‌ی هدایت شکارچیان داخلی و بین‌المللی را به شکارگاه‌های تازه‌تأسیس فراهم می‌آورد و به این روش، میزان فشار به زیستگاه‌ها و پناهگاه‌های حیات وحش به حداقل ممکن کاهش می‌یابد.

کنترل جمعیت شکار از طریق صدور پروانه، نه اقدامی جنایت‌آمیز که اقدامی در مسیر ایجاد تعادل اکولوژیک در زیستگاه‌ها و پناهگاه‌های حیات وحش است. عدم صدور پروانه در برخی از مناطق حفاظت‌شده و پناهگاه‌های حیات وحش کشورمان، آسیب به زیستگاه‌ها از طریق چرای بی‌رویه و تخریب جدی زیستگاه‌ها را به‌دنبال دارد. در مواقع خشکسالی، کمبود علوفه و منابع آب نیز کنترل جمعیت را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. در عین حال، ایجاد تعادل منطقی میان نرها و ماده‌ها بقای گونه‌ها را تضمین می‌کند. افزایش بیش از حد جمعیت نرها، زیان‌های زیادی دارد که تشریح آن‌ها در این مختصر نمی‌گنجد.

صدور پروانه‌های شکار در حد متعادل و معقول متضمن بقای حیات وحش و استمرار فعالیت‌های شکار و شکارگری است. بهره‌برداری از ذخیره‌گاه‌های حیات وحش اقدامی سازنده در مسیر پایداری حیات وحش و تضمین حیات مستمر آن‌هاست و به همین جهت است که به شکار به منزله‌ی هرس حیات وحش نگریسته می‌شود. همان‌گونه که علف‌های هرز در مزارع نیازمند کنترل و امحاء است، حذف گونه‌های جانوری بیمار و پیر و فرتوت نیز به سلامتی و شادابی گونه‌های حیات وحش کمک می‌کند. (ایسنا)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها