در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزنامه گاردین در گزارشی مینویسد که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی ریدلی اسکات که براساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز آمریکایی و شخصی بیاخلاق و متجاوز است، به دستور وزارت دفاع آمریکا، سانسور میشود و بخش عمدهای از وجوه شخصیتی او پنهان میماند و عوامل فیلم هم به سبب نیاز به حمایت پنتاگون از فیلم، به خواسته آنها تن میدهند.
سازمان سیا فقط نقش راهنماییکننده فیلمسازان را ندارد؛ بلکه به آنها رشوه نیز میدهد، این سازمان سال 1950 حقوق مربوط به «مزرعه حیوانات» جورج اورول را خریداری کرد و سال 1954 برای ساخت نسخه انیمیشن این فیلم در انگلستان سرمایهگذاری کرد.
نکته جالب توجه دیگر حضور نمایندهای از سازمان سیا در هالیوود است. معمولا در همه جای جهان متداول است که فیلمهای مربوط به فعالیت سازمانهای جاسوسی یا امنیتی، پیش از ساخت به تائید سازمان حکومتی مربوط برسد؛ اما حضور یک نماینده تمام وقت در گسترهای چون هالیوود در نوع خود منحصر به فرد است.
اولین بار سال 1995 قراردادی میان هالیوود و سازمان سیا به امضا رسید که براساس آن، شخصی به نام چیس براندون، یکی از مأموران کهنه کار سازمان سیا، از آن پس بر فیلمنامهها و پروژه های سینمایی، بویژه آنهایی که به نوعی با موضوع سازمان سیا در ارتباط بودند، نظارت داشت.
حضور چیس براندون در هالیوود، به ذائقه بسیاری خوش نیامد و بسیاری به طرق مختلف به این قضیه اعتراض کرده و حضور او را به نوعی خیانت به شعار آزادی بیان در سینما عنوان کردند.
با همه این اعتراضها، براندون به کار خود در سینما ادامه داد و طی این سالها فیلمهای زیادی زیر نظر او ساخته شد که از جمله آنها میتوان به دشمن حکومت، کمپانی بد، جیمز باند، کمپانی جاسوسها، استخدام، مجموعه همه ترسها، هویت بورن، 24 و چند پروژه تلویزیونی اشاره کرد.
البته در این بین بودهاند فیلمهایی که بنا به دلایل نامعلوم از نظارت براون در امان بودهاند، چنانکه او ضمن آنکه فیلم « 24» را به هیچ عنوان مورد تائید سازمان سیا نمیداند، درباره هویت بورن نیز میگوید: این فیلم افتضاح است، از صفحه 25 به بعد، فیلمنامه آن را باید آتش زد.
چیس که از همکاری با پروژه سریانا با بازی جورج کلونی سر باز زده است، در یکی از مصاحبههای خود در این باره میگوید: شخصیت «کلونی به عنوان مامور سابق سازمان سیا، در این فیلم یک جنایتکار معرفی شده و من با چنین پروژهای هیچ وقت همکاری نمیکنم.
بعد از حادثه 11 سپتامبر «سیا» و «پنتاگون» رسما از فیلمنامهنویسان و کارگردانانی، چون دیوید فینچر و اسپایک جونز خواستند در همکاری با مقامات این دو سازمان فکری کنند تا شاید جلوی حملات تروریستی آینده گرفته شود و در ازای آن، پنتاگون نیز تسهیلات نظامی زیادی در اختیار هالیوود قرار خواهد داد.
بهدنبال این توافق بود که فینچر کمی بعد «اتاق وحشت» را کارگردانی کرد که داستان ورود سه دزد به خانهای امن در «نیویورک» است.
اما این روند در کشورهای دیگر وضعی نسبتا بهتری دارد، به طوری که کشورهای آمریکای لاتین و همچنین برخی کشورهای اروپایی در زمینه ساخت فیلمهایی با مضامین سیاسی و سازمانهای جاسوسی آزادانه تر عمل میکنند.
در دهه 60، سینماگران آمریکای لاتین که متأثر از تفکرات «گدار» بودند در برزیل، آرژانتین، بولیوی و شیلی فعالانه به تولید سینمای سیاسی پرداختند.
از منظر و دیدگاه این سینماگران، سینما محصولی وابسته به ضوابط فرهنگی و تجاری نیست؛ فیلم یک کنش است و تماشاگر موجودی بیاراده نیست، بلکه او شریکی فعال در ادامه یک گفتمان بیپایان سیاسی است.
سینماگران آمریکای لاتین در دهههای 60 و70 به خاطر و برای مردم فیلم میسازند. به همین خاطر است که فیلم خون لاشخور اثر سانخینس مورد استقبال مردم قرار میگیرد.
در کشور انگلستان که وزنه سریالسازی بر ساخت آثار سینمایی برتری دارد، در دهههای گذشته شاهد ساخت چند اثر موفق در این زمینه بودهایم؛ آثاری همچون ارتش سری و لبه تاریکی که البته با توجه به سیاستهای پشت پرده استعمار پیر، البته که این افشاگریهای بظاهر عریان در نهایت به نفع نظام جاسوسی این کشور تمام شده است.
سهیلا قوسی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: