در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با توجه به گفتههای این زن تحقیقات پلیسی آغاز شد. پلیس دوربینهای مدار بستهای را که در اطراف ترمینال بود مورد بررسی قرار داد و متوجه شد این زن در آن زمان در ترمینال نبودهاست، با توجه به اینکه احتمال میرفت گفتههای این زن دروغ باشد او یکبار دیگر مورد بازجویی قرار گرفت و این بار دچار ضد و نقیض گوییشد. بعد از چند جلسه بازجویی در نهایت زن جوان لب به اعتراف گشود و گفت: دخترم تازه به دنیا آمده بود که با شوهرم دچار اختلاف شدیم و او من و دخترم را ترک کرد و مدتی بعد هم از هم جدا شدیم. از وقتی جدا شدیم همسر سابقم دیگر سری به ما نمیزد و هزینههای زندگیمان را بسختی تامین میکردیم.
پدر دخترم هیچ مسئولیتی را در برابر او قبول نمیکرد و من خیلی سختی میکشیدم. چند بار سر این موضوع با هم صحبت کرده بودیم اما به نتیجه نرسیدیم و بعد هم شوهرم به شهرستان رفت و دیگر برنگشت. بسختی توانستم او را پیدا کنم و به اتفاق دخترم به محل زندگی شوهرم رفتیم وقتی موضوع را دوباره مطرح کردم شوهرم گفت که اگر نمیتوانی بچه را نگه داری او را به بهزیستی بده. خیلی از این موضوع ناراحت بودم و نمیتوانستم اینکار را بکنم اما شوهر سابقم دیگر آب پاکی را روی دستم ریخته بود و میدانستم حرف زدن با او فایدهای ندارد. خیلی عصبی و تنها بودم و نمیدانستم باید چه کنم بچه را بغل کردم و به سمت ترمینال تهران آمدم تا برای رفتن به شهرمان سوار ماشین شوم. در راه دخترم خیلی گریه میکرد و کلافهام کرده بود. اول او را کتک زدم تا ساکت شود اما گریهاش بیشتر شد چند ضربه دیگر به سر و صورتش زدم که یکدفعه بیهوش شد. هرچه سعی کردم او را به هوش بیاورم نتوانستم و بعد متوجه شدم مرده است.
زن بیست و یک ساله توضیح داد که بعد از اطمینان از مرگ دخترش او را به قبرستانی برده و دفن کرده است. ماموران با توضیحات این زن به محل دفن کودک رفته و جسد او را کشف کردند. این زن جوان چرا کودکش را کشت؟ چه مجازاتی در انتظار اوست و زنانی مثل او چطور به وجود میآیند؟کارشناسان جامجم به این سوالات پاسخ میدهند:
دیروز
عاطفه کشاورزی ـ روانشناس : آن طور که در خبر آمده این متهم زنی بیست و یک سالهاست و فرزندی دو ساله داشته و دست به قتل او زدهاست. با توجه به شرایط سنی این زن متوجه میشویم که او بسیار زود ازدواج کرده یعنی زمانی پا در زندگی مشترک گذاشته که هنوز بلوغ فکری و عاطفی نداشته است. ضمن اینکه او تنشهای زیادی در زندگی مشترک داشته و به خاطر ناتوانیاش در حل این معضل دچار تشویش در وضع روحیاش شده است.
تنهایی شدید و افسردگی بعد از جدایی و تحمل تحقیری که به خاطر ترک شدن از سوی همسر، گریبان این زن را گرفته است باعث شده تا او خشم و حقارت و تنهایی را به صورت قتل نشان دهد. همانطور که او خودش هم توضیح داده برای دیدار با شوهر سابقش دوباره سراغ او رفته و کمک خواسته اما اینبار هم از سوی این مرد طرد شده است. بنابراین به جای استفاده از راهکار درست و منطقی یعنی شکایت از شوهر به دلیل تامین نشدن نفقه فرزند، دست به قتل موجودی بیپناه و کوچک میزند که از خودش زاده شده است.
مسلم بدانید که این زن به لحاظ روانی دچار تنشهای فراوان روحی است و باید در پزشکی قانونی مورد معاینه قرار گیرد. چرا که به نظر میرسد دچار روانپریشی حاد است. هرچند مسئولیتی به لحاظ قانونی متوجه پدر کودک نیست اما ای کاش قانونگذار هم از او به خاطر حمایت نکردن از فرزندش و فراهم آوردن شرایطی که باعث قتل فرزندش شدهاست سوال میپرسید و مورد تفتیش و بازجویی قرار میداد.
در پایان نتیجه گیری میکنم که ازدواج زودهنگام و ناپختگی عقلی و روحی و همچنین طلاق در سنین بسیار کم ناامنی و نبود اعتماد، تنشهایی را در این زن جوان به وجود آورده که علت اصلی این قتل شده است.
امروز
مهدی محمدی ـ حقوقدان:مطابق قانون مجازات اسلامی این زن هرچند مادر کودک بوده اما مرتکب قتل عمد شده و در صورت درخواست اولیایدم یعنی پدر کودک او به قصاص محکوم خواهد شد. در قانون مجازات اسلامی فقط پدر است که از مجازات قتل کودک معاف است و اگر مادر مرتکب قتل شود مجازات قصاص در مورد او جاری خواهد شد.
هرچند این زن به قتل عمدی کودکش اقرار کرده و مدارک هم علیه او کافی است اما قبل از محاکمه برای بررسی سلامت روان او به پزشکی قانونی معرفی خواهد شد. در صورتی که سلامت روان او تشخیص داده شود به عنوان فردی که مسئول اعمال خودش است مورد محاکمه قرار میگیرد. قانونگذار در مورد اینکه چه مجرمانی از مجازات معاف هستند توضیح داده و گفته است در صورتی که فردی دارای درصدی از جنون باشد که اختیاری در مورد اعمال خود نداشته باشد مسئول اعمال خود نیست اما اگر دچار بیماری روانی باشد.
این بیماری نمیتواند رافع مسئولیت او باشد البته این مساله همیشه مورد انتقاد روانشناسان بوده است چرا که آنها معتقدند بیماریهای روانی دیگر هم میتواند روی فرد تاثیر بگذارد.اما حقوقدانان و قضات که قانون را معیار قرار میدهند جنون را مورد نظر قرار میدهند.
فردا
اماناله قراییمقدم ـ جامعهشناس: فقر و ناتوانی این زن در تامین هزینههای زندگی خود و فرزندش عامل اصلی این قتل بوده است. زنان مطلقه ایرانی مورد حمایت قانون و جامعه قرار نمیگیرند و این موضوع خیلی برای آنها مشکلساز است. ما باید سازمانی داشته باشیم که زنان مطلقه را مورد حمایت مالی و روانی قرار دهد و به آنها شغل بدهد و کاری کند که بتوانند درآمدزایی داشته باشند تا بتوانند روی پای خودشان بایستند. در یک جامعه سنتی که زن به خاطر مطلقه بودنش زیر فشار روانی است و از سوی خانواده مورد حمایت قرار نمیگیرد باید دولت و سازمانهای دولتی شرایطی را فراهم کنند که این زنان بتوانند درآمد داشته و فرزندان خود را بزرگ کنند و روی پای خود بایستند نه دست به قتل و خشونتهای اینچنینی بزنند و نه در بعضی موارد مجبور به تن فروشی شوند. تربیت کننده اصلی کودک مادر است و اوست که باید چتر حمایتیاش را روی فرزندش پهن کند و او را برای داشتن یک زندگی سالم در جامعه آماده کند اگر امکانات و رفاه وجود نداشته باشد مادر چطور میتواند اینکار را بکند؟
باید به پدران هم این وظایف را گوشزد کرد و آنها هم باید بدانند زمانی که همسرشان را طلاق میدهند مطابق قانون تا زمان ازدواج برای دختر و تا هیجده سالگی برای پسر باید نفقه بپردازند. بنابراین قانون باید با پدران متخلف برخورد کرده و آنها را وادار به تمکین از این قانون کند.
برای جلوگیری از چنین جنایات هولناک و قربانی شدن کودکان، هیچ راهی تا از بین رفتن فقر و تصویب قانون محکمتر برای حمایت از کودکان و زنان بیسپرست وجود ندارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: