در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اصولا هر انسانی خصوصیات و علایق منحصر بهفردی دارد و این حق را برای خود قائل است که کسی به خود اجازه ندهد به خاطر این علایق او را سرزنش کند. علاقه به فوتبال هم خاص جوانان کشورمان نیست و این پدیده فراگیر همه مرزها را درنوردیده و در کنار همه اخبار هیجانی خود گاه اخبار ناگواری مثل همین درگذشت غلامرضا رفعتی، هوادار بیست و یک ساله استقلال در رشت شنیده میشود. کسی که به دلیل پر بودن ظرفیت ورزشگاه عضدی رشت، عصر سهشنبه یکی دو ساعت به صورت ایستاده از پشت نردهها بازی را تماشا کرد و وقتی تیمش را بازنده دید در مسیر در خروجی ورزشگاه دچار شوک قلبی شد و پر کشید. صرفنظر از اظهارنظرهایی که دیروز پیرامون این اتفاق این طرف و آن طرف شنیده شد، باز هم یک سوال تکراری و در عین حال حیاتی در اذهان نقش بست که به احترام این علایق و این تماشاگر چه باید کرد؟ چه امکانات و تسهیلاتی برای این جوانان در سراسر کشور فراهم میشود، همه آنهایی که به اکثر استادیومهای سراسر کشور رفتهاند بخوبی جواب این سوال را میدانند؛ هیچ !
یک جوان دچار حمله قلبی شده و به خاطر ازدحام جمعیت در مسیر خروج از ورزشگاه بموقع به بیمارستان نرسیده و جان میدهد. چه کسی باید پاسخگوی خانواده داغدار آن مرحوم باشد؟ بر فرض پاسخگو بودن هم مگر آن جوان ناکام به آغوش خانوادهاش برمیگردد؟ اینکه نباید در مواقع این چنین شتابزده عمل کرد و آرامش خود را حفظ کرد درست، اما همه باید خود را جای بستگان و همراهان غلامرضا بگذارند؛ آیا او میتوانست دست روی دست بگذارد؟ بههیچوجه. حرف ما این است در محیطی که قریب 15 هزار تماشاگر حضور دارند، آیا نباید پیشبینی چنین اتفاقاتی شده و اطلاعرسانی دقیقی برای مردم صورت گیرد؟ براستی پیشبینی یک مسیر ویژه برای تردد خودروهای امدادی خیلی کار سختی است؟ حال که غلامرضا رفعتی چشم از جهان فروبسته، خوب است به این جزئیات که اهمیتی به قیمت جان انسان دارند توجه کنند تا خانواده جوانی که دوست داشت کنار استقلال مورد علاقهاش عکسی به یادگاری بگیرد ، براحتی عکس او را در سینه قبرستان با روبانی مشکی، نبینند!
امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: