در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مردی که ابتدا «برابهام» یکی از تیمهای موفق و بزرگ فرمول یک را در سال 1971 خریداری کرد و سپس وارد هیات رئیسه تشکیلات فرمول یک شد و آن گاه در سال 1978 به ریاست این سازمان ارتقا یافت.
تا آن زمان رسم بود که مدیران و مالکان پیستهای محل برگزاری مسابقات فرمول یک طراح و مجری روند تقسیم درآمدهای رقابتها باشند و آنها رأسا با تیمها و رانندهها گفتوگو و در این زمینه تفاهم میکردند، ولی با آمدن اکلستون اوضاع عوض شد و وی بازی را از دست مدیران فوق در آورد و درآمدها و مدیریت و تقسیم آن را به خود تیمها و به واقع به نهاد تحت ریاست خود انتقال داد.
طبق قواعد او که مدیران پیستهای مشهور اتومبیلرانی مجبور به پذیرش و اجرای آن شدند، حق تبلیغات کنار زمین که یک منبع بزرگ کسب درآمد بود به سازمان فرمول یک منتقل شد و فقط درصدی از آن به مالکان پیستها داده میشد.
او در شکلگیری و قدرت گرفتن «اتحادیه تیمهای فرمول یک» که با نام اختصاری Foca شناخته و نامیده میشد رل مهمی را بازی کرد و هر چند سال 1979 سازمان تازهای با نام فدراسیون بینالمللی ورزشهای ماشینی (FISA) که با فدراسیون بینالمللی اتومبیلرانی (FIA) فرق داشت ایجاد شد و با طراحی رئیس جاهطلب و فرانسویاش به نام ژان ماری بالستره برسر پول با Foca به ستیز پرداخت، اما به نظر میرسید در هر جنگی اکلستون دست پیش داشت و راه خود را میرفت.
جنگهای Fisa و Foca حتی به چگونگی قواعد فنی برگزاری مسابقات فرمول یک نیز مربوط میشد و بحث ظرفیت و توان موتورهای مسابقهای نیز از مباحث اصلی جاری بین گروه اکلستون و باند بالستره بود.
دعوای دو طرف سرانجام به تفاهمنامه موسوم به کنکورد در سال 1987 منجر شد که طی آن Fisa پذیرفت حق پخش تلویزیونی این مسابقات را بـه Foca بسپرد و از آن پس سرازیر شدن پول به دامان فرمول یکیها بیشتر و وسیعتر شد و آنان تبدیل به ماشین پولسازی و ثروتاندوزیای شدند که سالهاست میبینیم.
سپس مکس موزلی به عنوان رئیس فدراسیون بینالمللی اتومبیلرانی (FIA) هم وارد این جنگ قدرت شد، اما او همسو با فرمول یکیها بود و بازوی قدرتمندی برای آنان بود و تقریبا مشابه با اکلستون اقدام و عمل میکرد.
نسخههای دوم و سوم قـراردادهای کنکورد در سالهای 1992 و 1997 امضاء و اجرا شد، ولی امروز اثری از آن نیست زیرا Fisa دیگر در صحنه حضور ندارد و هیچ نهادی نمیتواند با اتحادیه فرمول یک و FIA بر سر اداره این مسابقات رقابت و چالش کند و اگر پولی هست (که البته زیاد هم هست!) با مدیریت همین نهادها تقسیم میشود.
میتوان تا حدی توضیح داد که پول گراندپریهای اتومبیلرانی از کجا میآید، اما این که چطور این چرخه در درازمدت تبدیل به صنعتی بزرگ با نامی شد که میشناسیم، مساله دومی است که حتی اکلستون به عنوان کلیددار رازهای فرمول یک حاضر به تشریح دقیق آن نیست.
فقط محرز است که در آستانه سال 2013 حدود 80 سازمان تجاری و صاحبان کالاها از پپسی گرفته تا مسترکارد و حتی شرکتهای بزرگ هواپیمایی با فرمول یک همکاری تجاری میکنند و آخرین برآورد نشریه معتبر اقتصادی فورچون این است که سال 2011 گردش مالی در فرمول یک به رقم 4.3 میلیارد دلار رسید که حتی بالاتر از واگذاری امتیاز شرکت بزرگ فیلمسازی جورج لوکاس مشهور به والت دیسنی در اواسط نوامبر 2012 بوده است و تصور کارشناسان این است که سود خالص مالی فصل تازه پایان یافته 2012 فرمول یک از 4.5میلیارد دلار هم بیشتر باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: