کلاهبرداران بزرگ

فرانک ویلیام ابگنیل؛ اگه می‌تونی منو بگیر!

فرانک ویلیام ابگنیل جونیور، صاحب کلکسیونی از انواع کلاهبرداری‌ها تحت عنوان قاضی، خلبان، جراح و استاد دانشگاه است که حداقل هشت هویت جعلی جداگانه در پرونده‌اش ثبت شده است. بعدها او زندگی خود را در کتابی با عنوان «اگه می‌تونی منو بگیر» به رشته تحریر درآورد که سال 2002 دستمایه ساخت یکی از فیلم‌های استیون اسپیلبرگ با نام همین کتاب شد. در این فیلم لئوناردو دی‌کاپریو در نقش فرانک ابگنیل بازی کرده است. فرانک که سال 1948 در آمریکا به دنیا آمد، بیشترین شهرتش را به خاطر سابقه فعالیتش به‌عنوان جاعل چک، کلاهبردار و حقه‌های فرارش از دست ماموران دارد، اما سرانجام به‌عنوان یکی از مشاوران امنیتی ایالات متحده آمریکا منصوب شد. او دهه 60 میلادی توانسته بود چک‌های جعلی را که در مجموع چهار میلیون دلار آمریکا ارزش داشت، ظرف پنج سال در ۲۶ کشور جهان نقد کند.
کد خبر: ۵۱۹۳۳۱

وقتی فرانک 14 ساله بود، پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند که این ضربه روحی بزرگی برایش بود. دو سال بعد از خانه فرار کرد و به نیویورک رفت و در آنجا بود که فهمید برای امرار معاش چاره‌ای جز کلاهبرداری ندارد. زمانی که تنها ۱۶ سال داشت، این کار را شروع کرد و پس از مدت کوتاهی به یکی از حرفه‌ای‌ترین جاعلان چک بدل شد. وی چنان در کار خود مهارت پیدا کرد که هیچ بانکی قادر به تشخیص جعلی‌بودن چک‌های او نبود.

فرانک برای آن‌که بتواند بدون پرداخت پول بلیت با هواپیما سفر کند، ‌با جعل کارت‌های شناسایی و مدرک خلبانی، ‌خود را به عنوان خلبان خط هوایی پان‌امریکن جا می‌زد و از امتیاز خلبان‌ها برای مسافرت مجانی استفاده می‌کرد. پیش از این که این شگرد لو برود، فرانک توانست در بیش از 250 پرواز و حدود یک میلیون و 600 هزار کیلومتر به طور مجانی از خدمات هوایی استفاده کند و به 26 کشور برود. زمانی که راز این کار فاش شد او علاوه بر استفاده از امکان پرواز رایگان توانسته بود در تمام مدت از خدمات رایگان دیگری مانند اقامت در بهترین هتل‌ها و خورد و خوراک رایگان استفاده کرده و قبل از آن‌که دست پلیس به او برسد، به شهر جورجیا فرار کند. پس مدتی با هویت جعلی تازه‌ای تحت عنوان فرانک کانرز به گرجستان رفت و به‌عنوان یک دکتر در یک آپارتمانی ساکن شد. از قضا در همسایگی فرانک یک دکتر واقعی زندگی می‌کرد و به فرانک پیشنهاد داد تا در بیمارستان محلی شهر مشغول به کار شود. فرانک این پیشنهاد را پذیرفت و 11 ماه به عنوان متخصص جراحی اطفال به درمان بیماران پرداخت. در دوران فعالیتش هیچ‌یک از پزشکان و پرستاران بیمارستان به او مشکوک نشدند، اما وقتی به‌عنوان پزشک باعث مرگ یک نوزاد شد، این شغل را ترک کرد و بار دیگر در ظاهر یک خلبان کلاهبرداری‌های خود را آغاز کرد. پس از رفتن به شهر لوئیزیانا خلبانی را هم کنار گذاشت و با جعل مدرک حقوق از دانشگاه هاروارد به‌عنوان دادستان در دادگاه محلی لوئیزیانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط یکی از فارغ‌التحصیلان واقعی هاروارد شناخته شد. او حتی بارها در آزمون حقوق شرکت کرد که در سومین بار و پس از هشت هفته مطالعه موفق شد مدرکی واقعی را برای خود دست و پا کند. در ادامه، فرانک پس از هشت ماه فعالیت در دادستانی که با مدرکی تقریبا قانونی آن را به‌دست آورده بود، قبل از آن‌که دستگیر شود با استعفای نابهنگام به کار خود پایان داد و از آنجا به ایالت یوتا گریخت و با جعل مدرک دانشگاه کلمبیا در دانشگاه بریگام در رشته جامعه‌شناسی شروع به تدریس کرد.

سرانجام او سال 1969 از سوی سرپرست خطوط هوایی فرانسه شناسایی و در خاک فرانسه دستگیر شد. زمانی که پلیس فرانسه این موضوع را اعلام کرد، 26 کشور خواستار محاکمه او شدند؛ با وجود این فرانک به آمریکا منتقل و در آنجا به 12 سال زندان محکوم شد، ولی پس از گذراندن پنج سال حبس آزاد شد؛ با این شرط که فرانک به‌عنوان کارشناس خبره جعل اسناد و چک با پلیس آمریکا همکاری کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها