در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او میگوید: سر کار «میوه ممنوعه» خواهرم که نقشاش را طناز طباطبایی بازی میکرد از خانه فرار و با مرد مورد علاقهاش ازدواج کرده بود. در حالی که پدرمان با بازی علی نصیریان با این ازدواج مخالف بود. زمانی که قرار بود این خبر را به پدرم بدهم، به او زنگ میزنم و میگویم خواهرم فرار کرده است. بعد از آن پدر به خانه میآید و عصبانی است.
در پلانی که بازی میکردم باید در حیاط شیبدار لوکیشن که چند پله داشت با ترس عقب عقب میرفتم و میگفتم که تقصیری در فرار خواهرم ندارم. در این عقب عقب رفتن شست پایم به پله گیر کرد و ناخن پایم به کل کنده شد. در تکرار پلان، هم پای دیگرم به ناخن مجروح اصابت میکرد و هم پله!
باید این همه زجر را تحمل میکردم و آن را در صورتم نشان نمیدادم. آن هم موقع ایفای یک نقش حسی. کارگردان هم سفارش کرده بود وقتی دیالوگ میگویم زمین هم بخورم و این دردم را بیشتر میکرد. با این حال تحمل کردم. رهبری از حادثه تلخ دیگری یاد میکند و میگوید: در زمان کار در این سریال بود که متاسفانه پدرم به رحمت خدا پیوست، اما من تنها دو روز اجازه داشتم سر کار نروم. خیلی شرایط بدی داشتم چون سریال باید به رمضان میرسید تا به موقع پخش شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: