در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کلاه پاپ
تاج پاپ، کلاه او، کلاه زوکتو و کلاه میتر، از کلاههای خیلی معروف جهان هستند. زوکتو عرقچین سرخ رنگ کوچکی است که در کلیسای کاتولیک و انگلیکن و ارتدکس شرقی کاربرد دارد و رنگ سفید آن را نیز پاپ بر سر میگذارد. میتر یا کلاه مهری نیز کلاهی است که اسقفها و اعضای رده بالای معینی از کلیسای کاتولیک رم، آنگلیکن، لوتری و همین طور کاتولیک و ارتدکس شرقی بر سر میگذارند.
کلاه مهری که مشابه آن را برخی نظامیان اروپایی نیز بر سر میگذارند در قدیمیترین شکل آن در آیین مهر یا میترا به کار میرفته که نام آن نیز نشانگر این مساله است. مهر در همه پیکرهها کلاه کیسه مانندی به گونه کلاه درویشان یا عرق چین نوکدار که نوک آن شکسته و به طرف جلو (یا در برخی پیکرهها عقب) برگشته است بر سر دارد. پیروان آیین میترا نیز به همین علت پس از رسیدن به مقام هفتم (پدر، پاپا یا بابا) کلاه بر سر میگذاشتند.
همین کلاه به عنوان نماد الهه لیبرتی (آزادی) نیز دیده میشود که نیزهای در دست دارد و بر فراز آن نیزه کلاهی دیده میشود که کلاه فریجی نام گرفته و عینا بر سر نگارههایی از مهر که موجود است حجاری شده است. این نیزه و کلاه در قالب مشعلی به دست مجسمه آزادی نیز رسیدهاند، چرا که در انقلاب فرانسه کلاه سرخ لیبرتی نماد آزادی شمرده میشد به این ترتیب کلاه بلند مسیحی که میتر نامیده میشود و کلاه فریجی سمبل جمهوری فرانسه هر دو ریشه در کلاه میترا دارند.
کلاه پهلوی
کلاه پهلوی، نام کلاهی گرد و لبهدار بود که به دستور رضا خان، تمام اتباع ایران باید آنرا بسر میگذاشتند.
تا پیش از سلطنت رضا خان، انواع پوشش سر برای مردان معمول بود. معمولترین پوشش سر در میان بازاریان عمامه شیرشکری و دستار و در میان کارمندان کلاه بدون لبه بود. علاوه بر این، در میان شاهزادگان و اروپادیدگان، کلاه سیلندر نیز مرسوم بود. سال ۱۳۰۶ ابتدا به وزرا و روسای ادارات و کارمندان دولت دستور داده شد تا از کلاه لبهدار پهلوی استفاده کنند. در مرحله بعد به مدارس دستور داده شد که از ورود دانشآموزان بدون کلاه پهلوی جلوگیری شود. مرحله بعد تصویب قانون لباس متحدالشکل (یونیفرم) توسط مجلس شورای ملی (جلسه ۱۴ مورخ چهارم دیماه ۱۳۰۷) بود. در ماده اول این قانون آمده بود که کلیه اتباع ایران که برحسب مشاغل دولتی دارای لباس مخصوصی نیستند در داخله مملکت مکلف هستند با لباس متحدالشکل کلاه پهلوی و نیمتنه بافته شده در ایران ملبس گردند. در ماده دوم این قانون روحانیون و طلاب از اجرای آن مستثنی شدند. ماده سوم متخلف را به حبس تا هفت روز محکوم نموده و ماده چهارم تاریخ آغاز اجرای آن را در شهرها ۱۳۰۸ و در روستاها ۱۳۰۹ معین کرده بود.
«کلاه پهلوی» نام یک مجموعه تلویزیونی هم هست که داستان زندگی مردمانی در شهر ی به نام سامان را با پس زمینه رویدادهای سیاسی ایران از سال ۱۳۰۹ تا ۱۳۲۰ (پهلوی اول) نشان میدهد و بویژه به سیاستهای یکسانسازی پوششی حکومت رضاشاه (از جمله کشف حجاب) میپردازد. کلاه پهلوی پس از کیف انگلیسی، دومین سریال تاریخی سیدضیاءالدین دری است که به تهیهکنندگی محمدرضا تختکشیان برای پخش از شبکه اول سیما تولید شده است. قسمتهایی از این فیلم در شهرک سینمایی غزالی و بخشهایی از آن در شهر ساوه تصویربرداری شده و پخش آن بازتابهای مختلفی را
به دنبال داشته است.
کلاه ناپلئون
بایکورن، کلاهی با دو لبه بزرگ است که جلو و عقب آن تا شده و به هم دوخته شدهاند. بایکورنها اگرچه امروزه با تصویر ذهنی از ناپلئون گره خوردهاند، اما در واقع در دوران ناپلئون به طور وسیعی در یونیفرم نیروهای نظامی و دریایی اروپا استفاده میشدند و عملا بیشتر افسران نظامی از این کلاه استفاده میکردند و دستکم تا سال 1914 نیز کاربرد داشتند. با این حال این کلاه آنچنان با نام ناپلئون گره خورده که در بسیاری کاریکاتورها تنها این کلاه کشیده میشد و مخاطب بخوبی درمییافت منظور کاریکاتوریست چه کسی است. ناپلئون به حدی شیفته این مدل کلاه بود که برای خودش از این مدل 170 کلاه ساخته بود و تا روز مرگش این نوع کلاه را بسر داشت. او زمانی که به آخرین تبعیدگاهش فرستاده شد، چهار عدد از این کلاه را به همراه داشت که یکی از آنها هنوز در تابوتش در پاریس با اوست و تعدادی دیگر را نیز در نمایشگاههای وسایل زندگی ناپلئون میتوان دید.
کلاه ناپلئونی هنوز هم توسط افسران آکادمی فرانسه در مراسم این آکادمی همراه با ژاکتی تیرهرنگ پوشیده میشود. دانشجویان دانشکده فنی پاریس هم در یونیفرم اصلیشان این کلاه را به سر دارند. مقاماتی در نظام سلطنتی بریتانیا نیز همچنان از این مدل کلاه استفاده میکنند.
کلاه چارلی چاپلین
چارلی چاپلین که مدل لباس معروف شخصیتش را خودش انتخاب کرده درباره این لباس این طور توضیح میدهد: «میخواستم همه چیز متناقض باشد: شلوار گشاد، کلاه کوچک و کفشهای بزرگ. یک سبیل کوچک هم اضافه کردم و این طور برای خودم استدلال میکردم، سنم را زیاد نشان بدهد اما اداهایم را پنهان نکند. هیچ ایدهای درباره این شخصیت نداشتم. اما وقتی لباس را پوشیدم، لباسها و گریم باعث شد شخصیتی که این آدم بود را احساس کنم. شروع کردم به شناختنش و وقتی روی صحنه پا گذاشتم، او کاملا زاده شده بود.»
سال 2006، یک نمونه عصا و کلاه او که هنوز برچسب جزئیات کارخانه مجاری سازنده کلاه و برچسب استودیو چاپلین را نیز بر خود داشت در یک حراجی به قیمت 140 هزار دلار به فروش رفت. فروردین امسال نیز فردی برای یکی از کلاههای او در حراجی لسآنجلس 58 هزار دلار پرداخت.
کلاه قرمزی
کلاه قرمزی از همان نخستین بار که روی پرده تلویزیون آمد آنقدر ادا و اطوار و شیطنت داشت که کسی یادش نباشد نام آن مجموعه تلویزیونی «صندوق پست» است. اوج محبوبیت کلاه قرمزی در دهه 70 بود، اما از سال 1388 هر سال نوروز هم ویژه برنامهای با به کارگیری کلاه قرمزی، جوانمرد همراهش پسرخاله و شخصیت همیشگی همراه او، آقای مجری، از شبکه دو سیمای جمهوری اسلامی پخش میشود. با این حال و حتی با وجود سه فیلم سینمایی کلاه قرمزی و پسرخاله، کلاه قرمزی و سروناز و کلاه قرمزی و بچه ننه، هنوز هم نامی که مردم، این عروسک را با آن میشناسند از کلاه قرمز او گرفته شده است. کلاه قرمز کوچکی که شاید لا به لای اداها و لهجه او کمتر فرصتی برای توجه به آن بوده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: