با منصور ابراهیم زاده، سرمربی تیم فوتبال نفت تهران:

رویکرد احساسی در فوتبال ما حاکم شده است

منصور ابراهیم‌زاده از معدود مربیانی است که با فکر و برنامه جلو می‌رود و برای هر روز و هر هفته خود برنامه دارد. این مربی برخلاف بسیاری از همتایانش بر اساس طی‌کردن سلسله‌مراتب کاری به این مرحله رسیده است و هرگز عجله و شتابزدگی را با اهداف خود عجین نکرده است.
کد خبر: ۵۱۷۳۴۲

او که پیش از این به عنوان مربی‌ای شناخته می‌شد که فقط می‌تواند در اصفهان کار کند، این روزها در نفت تهران دوره دیگری از مربیگری خود را دنبال می‌کند. ابراهیم‌زاده اهدافی فراتر از مربیگری در لیگ برتر دارد، اما پیش از این‌که این اهداف بزرگ را عملی کند، می‌خواهد در سال اول حضورش در این تیم تهرانی نتایج خوبی به دست بیاورد و حتی نیم‌نگاهی نیز به کسب سهمیه آسیایی دارد، هر چند بصراحت برنامه‌های خود را در این رابطه بر زبان نمی‌آورد. منصور ابراهیم‌زاده به جام‌جم آمد تا از هر دری سخن بگوید؛ از وضع کنونی فوتبال و تیم ملی گرفته تا نفت تهران، اهداف بزرگش و مسائل کلان فوتبال ایران. این گفت‌و‌گو پیش روی شماست.

نگاه کلی به فوتبال ایران نگاه کلانی نیست. برای مثال، فدراسیون فوتبال چندی پیش اعلام کرد جام حذفی دیگر برگزار نمی‌شود، اما رضایت مربیان در رابطه با برگزاری این جام باعث شد تا فدراسیون دوباره تصمیم بگیرد این جام را برگزار کند. چنین وضعی برای فوتبال کشور ما که زمانی مدعی شماره یک آسیا بود، زیبنده نیست. شما در چنین شرایطی چه رویکردی را برای تغییر این وضع در نظر دارید؟

برای پاسخگویی به این سوال باید دو نکته را در نظر بگیریم، نخست این‌که قبلا چه بودیم و اکنون چه هستیم. این‌که بگوییم ما زمانی تیم اول آسیا بودیم کاملا غلط است، چرا که فقط باید این را در نظر بگیریم که اکنون در چه وضعی قرار داریم، چه چیزی داریم و چه کاری باید انجام بدهیم. طی سال‌های اخیر، دیگر کشورهای آسیایی کارهای زیادی انجام دادند تا فوتبالشان رشد کند، اما ما توقف‌هایی داشتیم و در برخی مقاطع هم حتی ترمز کردیم. عناصر مختلفی روی فوتبال ما تاثیر می‌گذارند؛ سیاست، اقتصاد، اجتماع و... اما باید برخی از القائات جامعه را از فوتبال جدا کرد و از آنچه در اختیار داریم استفاده بهینه کنیم. ما از نظر نیروی انسانی موجود در فوتبال کمبودی نداریم، از نیروی جوانی قابل توجهی برخوردار هستیم و در اقصی نقاط کشور از توانایی‌های مثال‌زدنی در فوتبال بهره می‌بریم که البته همه این موارد با یک برنامه‌ریزی خوب و اصولی باید جمع‌بندی شود و در کنار یکدیگر قرار بگیرد. به طور مسلم ما در برنامه‌ریزی‌هایمان مشکل داریم و شما هم روی یکی از این مشکلات دست گذاشتید؛ جام حذفی. هنگامی که بحث حذف این جام پیش آمد تفکراتی پشت سر آن قرار داشت که یکی از آنها بر مبنای موفقیت تیم ملی شکل گرفته بود. برای توضیح بیشتر در این زمینه باید عقبگردی داشته باشم تا جام‌جهانی 98 فرانسه را برای شما مثال بزنم. به نظر شما تیم ملی ایران در این رقابت‌ها چطور بود و چگونه بازی کرد؟!

بازی‌های خوب و محکمی را از سوی تیم ملی شاهد بودیم.

بله، آن تیم به یک نسل خاص تعلق داشت. در همان جام‌جهانی، خداداد عزیزی راحت توپ را کنترل می‌کرد و پاس می‌داد تا از این لحاظ جزو 14 بازیکن برتر رقابت‌ها قرار بگیرد. کریم باقری، علی دایی، مهدی مهدوی‌کیا، محمد خاکپور و احمدرضا عابدزاده جزو همان نسل خاص بودند. پیش از جام‌جهانی، ایویچ سرمربی تیم ملی بود که پس از یک شکست سنگین در دیدار تدارکاتی مقابل آث رم ایتالیا از کار برکنار شد. الان همه بازیکنان آن نسل نقش ایویچ را در ارائه بازی‌های محکم تیم ملی در جام‌جهانی 98 فرانسه بارز و تاثیرگذار می‌دانند. آن زمان بازی‌های لیگ را تعطیل کردند تا تیم ملی برای حضور در جام‌جهانی فرصت بیشتری برای آماده‌سازی داشته باشد. ایویچ، تفکرش این بود که فوتبال به آلمان و یوگسلاوی نمی‌رسد، اما او شرایط جسمانی را در نظر گرفت تا حداقل از این لحاظ تیم کم نیاورد. او می‌گفت بازیکنان اروپایی در هر بازی 8 تا 10 کیلومتر می‌دوند، اما بازیکنان ایرانی میزان دوندگی‌شان به 6 کیلومتر می‌رسد. ایویچ با در نظر‌گرفتن این مشکل تیم را به بروجرد برد تا تمرینات ویژه‌ای را به لحاظ بدنسازی اعمال کند. در اردو بازیکنان تیم ملی یاد گرفتند که چگونه همانند بازیکنان اروپایی در روز بیش از 8 کیلومتر بدوند.

در همان اردو فشار بیش از اندازه‌ای روی بازیکنان تیم ملی وارد آمد؛ از جمله علی دایی که حالش بد شد.

بله، بسیاری از بازیکنان تیم ملی به خاطر فشار سنگین تمرینات به ایویچ اعتراض می‌کردند، اما بعد از بازگشت از جام‌جهانی فرانسه از فواید و تاثیرات تمرینات ایویچ گفتند. در جام‌جهانی تیم ملی ایران واقعا خوب بازی کرد. به آلمان و یوگسلاوی باخت، اما واقعا بازی‌های خوبی ارائه داد. پیروزی مقابل آمریکا هم حاصل همان تمرینات ایویچ بود.

شکست مقابل یوگسلاوی هم فقط روی یک ضربه ایستگاهی رقم خورد. تعطیلی لیگ و تمرینات ویژه ایویچ باعث شده بود تیم ملی اینچنین خوب بازی کند.

بله، جاگیری اشتباه نکیسا باعث شد تیم ملی آن گل را دریافت کند. آلمان هم تا دقیقه 75 نتوانست به ما گل بزند و تنها بر اساس خستگی بازیکنان ما و ارسال سانترهای بلند به گل رسید. الان تیم ملی در راه جام‌جهانی قرار دارد، اما شرایط مثل آن زمان نیست. ما 18 تیم در لیگ برتر داریم که با درنظر گرفتن این تعداد تیم و دیدارهای حساس پیش روی تیم ملی، باید برنامه‌ریزی دقیقی وجود داشته باشد. فدراسیون می‌خواهد فشار زیادی روی تیم ملی وارد نشود و کرش نیز قبل از هر مسابقه‌ای می‌خواهد بازیکنان مورد نظرش را برای چند روز در اختیار داشته باشد که البته برگزاری لیگ و جام حذفی و تداخل برنامه‌های تیم ملی با این رقابت‌ها مشکل‌ساز است.

کرش با تفکر حرفه‌ای وارد فوتبال ایران شد،اما به نظر می‌آید با تفکراتی که سال‌ها با آنها خو گرفته در حال فاصله‌گرفتن است. چرا؟

او روزهای اولی که به ایران آمده بود، اعلام کرد پنج روز قبل از آغاز هر مسابقه بازیکنان مورد نظرش را باید در اختیار داشته باشد، اما وقتی بی‌برنامگی فوتبال ایران را دید تحت تاثیر این جو قرار گرفت و تغییراتی در تفکرات خود اعمال کرد. او نمی‌توانست و نمی‌تواند فشار دیگر مربیان فوتبال ایران را تحمل کند. حالا همین مربیان اصرار به برگزاری جام حذفی دارند. البته نباید فراموش کرد که جام حذفی، جایگاه شکوفایی پدیده‌هاست. ایرانجوان بوشهر، فولادگستر تبریز و مس رفسنجان از همان تیم‌هایی است که در جام حذفی شکوفا شدند و نام خود را به عنوان یک پدیده مطرح کردند. قاسم دهنوی و رشید خلیل‌زاده در همین جام حذفی به فوتبال ایران معرفی شدند و از همان مس رفسنجان خود را نشان دادند. بی‌تردید جام حذفی را به عنوان جایگاهی که بازیکنان زیادی به فوتبال ایران معرفی می‌کند، نباید از دست داد.

AFC هم اعلام کرده تیم‌های خارج از چارچوب جام حذفی را برای لیگ قهرمانان آسیا نمی‌پذیرد.

طبق معیارهای کنفدراسیون فوتبال آسیا، فوتبال کشوری فوتبال حرفه‌ای شناخته می‌شود که هر تیم در یک فصل حداقل 34 بازی انجام بدهد. آماری که ما برای تیم‌هایمان داریم مطابق معیار کنفدارسیون فوتبال آسیا است، اما اگر قرار باشد لیگ 12 تیمی برگزار شود باید دومرحله‌ای شود تا تعداد بازی‌ها به حدنصاب برسد. یعنی همین روالی که در فوتبال عربستان، قطر و امارات وجود دارد. معیارهای کنفدراسیون فوتبال آسیا باعث شده که در این شرایط مدیریت فوتبال ما بر مبنای آمار باشد. آمار فدراسیون فوتبال ما به تیم‌های ملی فوتبال بستگی دارد، این‌که آیا تیم ملی به جام‌جهانی می‌رود و تیم‌های ملی جوانان و نوجوانان چه عملکردی از خود در مسابقات مختلف نشان می‌دهند. اگر اکنون آمار فدارسیون فوتبال را آنالیز کنیم، می‌بینیم نه تیم ملی فوتبال جوانان ایران به جام‌جهانی راه یافت و نه تیم ملی فوتسال در جمع هشت تیم برتر جام‌جهانی قرار گرفت. حالا مسئولان فدراسیون برای این‌که آمار قابل توجهی از خود بر جای بگذارند، می‌آیند و پیشنهاد تعطیل‌کردن جام حذفی را می‌دهند تا از این طریق تیم ملی فرصت بیشتری جهت آماده‌سازی برای کسب مجوز جام‌جهانی داشته باشد. در جام‌جهانی 2006 آلمان همه انتظار داشتند تیم ملی ایران از گروه خود صعود کند که این انتظار فقط به خاطر نتایج جام‌جهانی فرانسه بود، اما کسی این را در نظر نگرفت که برای جام‌جهانی فرانسه لیگ تعطیل شد. برای همین برنامه‌ریزی بهتری در این زمینه باید مورد توجه باشد. اگر همه نیروها با یکدیگر کار و هم‌اندیشی کنند، اثرات مثبتی بر فوتبال می‌گذارد.

نگاه ما برای اجرای برنامه‌ریزی‌های بلند‌مدت ضعیف است و در این زمینه خلاء داریم. در حقیقت، رویکرد فوتبال ایران بیشتر به برنامه‌های کوتاه‌مدت خلاصه می‌شود. در این زمینه چه نظری دارید؟

علتش این نیست که ما ثبات مدیریت نداریم. ببینید در همین مدت چقدر روی کفاشیان فشار وارد آمد که این‌کاره نیست. خوب این وضعی که برای کفاشیان به وجود آمد و فشاری که تحمل کرد عواقبی دارد. ما باید به دوردست‌ها نگاه کنیم. خود من قرار نبود سرمربی تیم ملی باشم، اما در مقطعی کوتاه‌مدت این وظیفه را بر عهده گرفتم و قرار بود پس از آمدن مربی خارجی من به عنوان نفر دوم کار کنم، اما همان زمانی که در تیم ملی تنها بودم نگاه به آینده را در نظر داشتم. نفراتی که من به تیم ملی دعوت می‌کردم متشکل از بازیکنانی نظیر احسان حاج‌صفی بود که در آن زمان تنها 18 سال داشت. سیدمهدی رحمتی همان زمان من به تیم ملی آمد و پس از بازی با سوریه تبدیل به گلر یک تیم‌ملی شد. خسرو حیدری و مجتبی جباری، بازیکنان جوان دیگری بودند که من آنها را دعوت کردم و در کنار آنها نیز از چند بازیکن باتجربه همانند مهدی مهدوی‌کیا استفاده کردم. اینها همه آینده‌نگری بود، اما آینده‌نگری شرایط خود را می‌خواهد. فکر می‌کنید چرا ژاپن و کره جنوبی الان از ما جلوتر هستند؟ کره جنوبی چهار سال در هیچ مسابقه‌ای شرکت نکرد و در این مدت سعی کرد زیرساخت‌هایش را تقویت کند. ژاپن نیز در جزئی‌ترین موارد نیز برنامه داشته و دارد. آنها برای هرکدام از بازیکنانی که درتمرین یا مسابقه حضور دارند یک دوربین گذاشته‌اند تا شرایط جسمانیآنها را زیر نظر بگیرند. به طور قطع، شرایط جسمانی یک هافبک راست با مهاجم فرق می‌کند. ژاپنی‌ها این اشکالات جزئی بازیکنان‌شان را در نظر گرفتند و آنها را اصلاح کردند.

اما در ایران، نه فدراسیون برنامه‌ای برای رفع این اشکالات جزئی دارد و نه باشگاه‌ها.

برای این‌که امکانات نیست و در فوتبال به اصول مدیریتی بی‌توجه هستیم.

در فوتبال ایران تا دلتان بخواهد به جای جاذبه، دافعه وجود دارد. مثلا اگر منصور ابراهیم‌زاده مطرح شود سعی می‌کنند او را پایین بکشند. یعنی حب و بغض‌ها باعث می‌شود هر کس بخواهد دیگری را کنار بزند. این شرایط انرژی مثبت را از فوتبال ما می‌گیرد. با این نظر موافق هستید؟

همه‌جا این اتفاق می‌افتد. رقابت بد نیست، اما باید دید این رقابت چگونه بر مجموعه فوتبال تاثیر می‌گذارد؛ مثبت یا منفی. اولین نکته‌ای که مهم است درست‌کردن اندیشه‌هاست، اگر این وضع درست شود به بهبود فرهنگ فوتبال ما کمک می‌کند. البته این را هم باید در نظر گرفت، فراهم‌نبودن شرایط کار همگان به چنین وضع نامطلوبی دامن می‌زند. خیلی‌ها می‌خواهند در لیگ برتر کار کنند و در بطن فوتبال باشند، اما باید دید شرایطش هست یا خیر. فاصله پولی موجود بین لیگ برتر و لیگ دسته یک زیاد است و همه ـ اعم از بازیکن و مربی و مدیر ـ می‌خواهند به لیگ برتر بیایند. مربی تیم بزرگسالان یک باشگاه از مربی تیم جوانان باشگاه پول بیشتری می‌گیرد و همین عوامل است که رقابتی ناسالم به وجود می‌آورد.کسانی که می‌خواهند جایگاه اول‌بودن را به دست بیاورند، ممکن است در مسیر غلطی حرکت کنند. من اعتقاد دارم وقتی کاری را شروع می‌کنید آنقدر زمان دارید که به نتیجه برسید. من بیش از 20 سال کار کردم و زمان‌های زیادی به عنوان نفر دوم کار کردم، اما هرگز شتابزده نشدم.

یعنی این‌که مرحله به مرحله بالا رفتید تا به اینجا رسیدید؟

بله، من در رده‌های نونهالان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالان مربیگری کردم. یکجا سرمربی بودم و یکجا مربی. من از همان ابتدا فکرم فقط کار‌کردن بود و برای خودم استراتژی خاصی داشتم که بر مبنای آن می‌دانستم چه زمانی سرمربی می‌شوم. زمانی که به عنوان سرمربی مطرح شدم خیلی‌ها گفتند من برای نفر دوم‌بودن مناسب هستم. همین اظهار نظر به من انگیزه بیشتری داد. پنج سال که از سرمربیگری من گذشت این بار گفتند ابراهیم‌زاده فقط به درد این می‌خورد که در اصفهان سرمربیگری کند، اما من به تیم ملی رسیدم و اکنون هدایت تیم نفت تهران را بر عهده دارم. من فقط کارم را انجام دادم و خود را وارد مسائل دیگر نکردم.

شما همیشه جوینده بودید و دنبال یادگیری بیشتر. بسیاری از مربیان این رویه و رویکرد شما را ندارند و برخی نیز با شتابزدگی خود را سوزاندند. الان درد ما این نیست که تیم جوانان به جام‌جهانی نرفته است یا این‌که فوتسال ما از جام‌جهانی حذف شد، درد فوتبال این است که نگاه کلانی به مسائل وجود ندارد و فوتبال دست فوتبالی‌ها نیست. رویکرد فوتبال علمی نیست و آسانسوری بالا و پایین می‌رود.

ما در مجموعه فوتبال کار می‌کنیم و همه باید حمایت شویم. من همین نفت تهران را مثال می‌زنم. این باشگاه سال سومی است که در لیگ برتر حضور دارد. این تیم سال اول حضورش در لیگ با فرکی، روز آخر با گلی که به شاهین بوشهر زد در لیگ ماندنی شد. در تمام آن هفته‌های پایانی که نفت در خطر سقوط قرار داشت، فرکی از کار خود برکنار نشد و با قدرت به کار خود ادامه داد، یعنی این‌که از او حمایت کردند. اگر باشگاه دیگری بود چه کار می‌کرد؟ سریع فرکی را برکنار می‌کردند. تیم در سال دوم حضورش در لیگ به مقام پنجم لیگ رسید که این نتیجه اعتماد‌کردن است. معتقدم باید فرصت کافی در اختیار همه مربیان قرار بگیرد.

البته خواسته‌های جامعه فوتبالی ما نیز از فدراسیون مشخص و شفاف نیست. موافق هستید؟

خواسته ما این است که یک فوتبال خوب داشته باشیم و در مسابقه‌های مختلف خوب باشیم. وقتی از یک شهروند در رابطه با نظافت خیابان مسئولیت می‌خواهند باید در خیابان به طور منظم سطل آشغال بگذارند تا آن شهروند نیز به بهترین شکل به وظایفش عمل کند. برای فوتبال هم همین وضع باید وجود داشته باشد. یک مربی باید برنامه و امکانات مناسبی داشته باشد تا بتواند موفق باشد و قوی عمل کند. یک چیزی را مغرورانه بگویم؟

می‌شنویم.

در این چهار سال که من در ذوب‌آهن بودم، بازیکنان زیادی از تیم من به تیم ملی دعوت شدند؛ شهاب گردان، حسین ماهینی، فرشید طالبی، محمدرضا خلعتبری، محمد قاضی، قاسم حدادی‌فر، محسن مسلمان و... از تیم نفت تهران هم تا امروز یعقوب کریمی و سوشا مکانی به تیم ملی دعوت شده‌اند.  من تلاش می‌کنم وظیفه خود را انجام دهم تا تیم تحت هدایتم را تاکتیک‌پذیر کنم. مربی تیم ملی به رقابت‌های لیگ نگاه می‌کند و می‌بیند که بازیکنان من چقدر تاکتیک‌پذیر هستند، بنابراین آنها را دعوت می‌کند. این وظیفه من است که بازیکنانم را به مرحله‌ای برسانم که به تیم ملی برسند. اگر مربی تیم ملی ما حرفی می‌زند به او اعتماد کنیم و انرژی بدهیم، همان‌طور که یک مربی باشگاهی نیاز به اعتماد و انرژی دارد. یک نکته اساسی دیگر این است که من به عنوان یک مربی باید خودم را باور داشته باشم، باور کنم که می‌توانم کار کنم تا از این طریق به خودم اعتماد به نفس بدهم. مربی و بازیکن نیز باید یکدیگر را باور داشته باشند،همان‌طور که مدیر و مربی باید باور متقابلی نسبت به یکدیگرداشته باشند. بازی ایران و کره جنوبی یک نتیجه برای جامعه فوتبال ایران داشت و نشان داد با وجود همه فشارهایی که بر فوتبال ایران وارد و انتقاداتی که مطرح می‌شود، فوتبال ورزش اول کشور است.

کرش قبل از این‌که به ایران بیاید در کنار فرگوسن کار کرده و سرمربیگری رئال مادرید را نیز بر عهده داشته است. مسئولان فدراسیون اگر هوشمند باشند امثال منصور ابراهیم‌زاده را کنار کرش قرار می‌دهند تا از این طریق، مربیان ما هم ارتقا یابند و دانش‌افزایی کنند. غیر از این است؟

خب مدیریت فعلی فدراسیون حتما به این موضوع فکر می‌کند، اما این احتمال را می‌دهد که دیگر نباشد و این برنامه بی‌سرانجام بماند. من هم اگر برای مسابقه‌ای باید هر روز تمرین کنم، تنوعی در این تمرینات به وجود می‌آورم و از این شاخه به آن شاخه نمی‌پرم و سعی می‌کنم همان شاخه‌ای را که روی آن قرار دارم تقویت کنم. هر کسی برنامه خودش را دارد و بر همین اساس برنامه تدوین‌شده‌ای در فدراسیون وجود ندارد.

شاید بهتر این است مجمع فدراسیون متشکل از افرادی باشد که دارای ایده‌ای واحد باشند تا مشخص شود در یک منحنی رشد می‌خواهیم از کجا حرکت کرده و به کجا برسیم. آفت فوتبال ما این است که نگاه‌ها به آن مقطعی است. قطر برای جام‌جهانی 2020 میزبان می‌شود و نگاه ما هم باید مانند آنها شود.

بله همین‌طور است، در حال حاضر کار فدراسیون شده باشگاهداری. از تیم‌های باشگاهی برای رده‌های ملی مختلف بازیکن می‌گیرد و سپس باید آنها را سازماندهی و تقویت کند.این کار تقویت باید در باشگاه‌ها انجام شود، نه در اردوی تیم ملی. مشکل دیگر این است که بازیکنان جوان ما در طول سال خیلی کم بازی می‌کنند و خیلی کم دیده می‌شوند. با وجود این، فدراسیون کارهای زیادی برای تیم‌های نوجوانان و جوانان انجام داد و اردوهای مختلفی برای این تیم‌ها برگزار کرد. اکنون باید بررسی شود فوتبال جوانان ما چرا راهی برای صعود به جام‌جهانی پیدا نکرد. به نظر می‌آید احساس بر منطق چیره شده است. من تجربه چیره‌شدن احساس بر منطق را در فینال لیگ قهرمانان آسیا به دست آوردم، فینالی که ما درآن شکست خوردیم. زمانی که منطق نیاز بود احساسی شدیم، مثل بازی با لبنان. اما در مقابل کره جنوبی، تیم ایران منطقی‌تر بازی کرد. تیمی می‌برد که بیشتر گل بزند، اما این‌که چطور تمرین کنیم تا بیشتر گل بزنیم نیز پس از منطقی بازی‌کردن اهمیت زیادی دارد.

در حال حاضر این تفکر شکل گرفته که ما از ژاپن و کره جنوبی عقب‌تر هستیم. این تفکر به طور کامل به بازیکنان تیم ملی هم سرایت کرده است؟

امروز بازیکنان خودشان بخوبی می‌دانند ما از کره و ژاپن عقب‌تر هستیم و نیازی نیست که به آنها بگوییم. ژاپنی‌ها بسیار حرفه‌ای هستند و من چند مورد از این حرفه‌ای‌بودن را در جزئیات دیده‌ام. مثالی می‌زنم؛ در لیگ ژاپن بازیکنان وقتی تعویض می‌شوند به هرکدام از آنها یک آتروپات می‌دهند تا خودشان را گرم نگه دارند. آنها قبل از این‌که گام به رختکن بگذارند، کف کفش خود را با پمپی مخصوص بادکش می‌کنند و آب کفش خود را می‌گیرند. بازیکنان ما زمانی که روی نیمکت نشسته‌اند در فصل سرما دور خود پتو می‌پیچند، اما در ژاپن نیمکت‌های ذخیره سیستم گرمایشی دارند تا بازیکنان از سرما دور خود پتو نپیچند. فکر می‌کنید چرا کرش از بازیکنان دورگه‌ای همانند نظری، قوچان‌نژاد یا دژاگه استفاده کرد؟ برای این‌که می‌دانست آنها با فوتبال حرفه‌ای اروپا کاملا منطبق هستند تا فاصله تیم ایران با ژاپن یا کره جنوبی را به نوعی از بین ببرد. مشکل مربیان خارجی همین است که در بدو ورود به ایران با شرایطی غیرحرفه‌ای روبه‌رو می‌شوند. مربی حرفه‌ای به دنبال بازیکنی است که حرفه‌ای پول می‌گیرد، در لیگ حرفه‌ای بازی می‌کند و آمادگی بدنی‌اش نیز طوری است که اگر به او گفت به دفاع راست برو سریع بپذیرد و از عهده آن هم بربیاید. قبل از انقلاب، مربیانی حرفه‌ای مثل رایکوف به ایران آمدند و با تیم‌های جوانان و نوجوانان کار کردند که همان بازیکنان به مرور بسیار آبدیده شدند. مربیان خارجی همیشه به دنبال کار‌کردن با جوانان هستند، چرا که بازیکن جوان همیشه تلاش می‌کند. ما هم باید تفکراتمان را بر همین اساس تغییر بدهیم. اگر تغییر بدهیم، می‌توانیم هر کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم.

نگاه به فوتبال ایران سنتی است یا علمی؟

تجربه هم جزئی از فوتبال سنتی است. از تجربه هم باید استفاده کرد. تجربه جواد نکونام و توانایی او در جمع‌کردن تیم باعث شد مقابل کره جنوبی به پیروزی برسیم. اگر مربی و مدیر منظمی هم داشته باشیم همین علی کریمی در 35 سالگی می‌تواند منظم‌ترین و بهترین بازیکن تیم ملی باشد.

شما با علی کریمی در تیم ملی کار کردید. او بازیکن پرخاشگری است؟

انسان‌ها فی‌البداهه پرخاشگر نیستند. کریمی بانظم‌ترین بازیکن است، البته به شرط این‌که مربی‌اش با برنامه باشد. ما باید برای بازیکنان هم یک بخش مجزا داشته باشیم به نام روان‌شناسی تا رگ خواب بازیکنان از نظر روحی ـ روانی دستمان بیاید.

همین علی کریمی اگر به نفت تهران بیاید می‌تواند باز هم بهترین لیگ شود. نظر شما چیست؟

بله، او می‌تواند به نفت بسیار کمک کند. علی کریمی در هر تیمی باشد هم‌تیمی‌هایش همیشه او را «علی آقا» صدا می‌زنند و این یعنی این‌که او را باور دارند. ما هادی شکوری را هم به عنوان یک بازیکن باتجربه در اختیار داریم.

کریمی حتی توانایی بازی‌کردن در پست‌های مختلف را هم دارد؛ مثل فصل گذشته که در دفاع آخر توپ زد.

بله، او به عنوان یک بازیکن حرفه‌ای باید هر جایی که می‌تواند کار کند. مهدوی‌کیا هم با تغییر پست اکنون به عنوان هافبک وسط به میدان می‌آید. اگر یک بازیکن نسبت به وظایفی که برایش تعریف می‌شود، آگاه باشد می‌تواند موفق باشد. این وظایف باید همراه برنامه باشد. ممکن است به او برنامه بدهند یا این‌که خود این بازیکن برای خودش برنامه‌ریزی کند. در این میان، نقش خلاقیت‌ها نباید نفی شود. بازیکن هنرمند کسی است که در برنامه تاکتیکی تیم خلاقیت نشان بدهد. یک بازیکن خلاق در طول بازی ده انتخاب دارد که باید چیزی را انتخاب کند که هیچ‌کس فکرش را نمی‌کند. البته وقتی یک بازیکن تحت فشار است باید به‌موقع پاس بدهد و خلاقیت به خرج بدهد. بازیکن نمی‌تواند هر کاری خواست انجام داده و اسم آن را خلاقیت بگذارد.

با وجود شکست از ازبکستان، شما شانسی برای حضور تیم ملی در جام‌جهانی برزیل می‌بینید؟

پتانسیل این را داریم که در این رقابت‌ها حضور داشته باشیم، اما دو جا راه را اشتباه رفتیم و آن شکست‌هایی بود که مقابل لبنان و ازبکستان متحمل شدیم. این شکست‌ها کار ما را سخت کرده است. قبل از بازی با کره‌جنوبی هم گفتم تیمی موفق است که روی ضربات ایستگاهی کار کند و دیدید که چنین هم شد.

از بحث تیم ملی خارج شویم. سخت نبود که پس از این همه سال کار در اصفهان، این‌بار در تهران مربیگری کنید؟

وقتی یک مربی می‌خواهد کار کند باید توانایی کار‌کردن در هر جایی را داشته باشد. بهتر بود آن مسیر قبلی را ادامه می‌دادم تا بیشتر رشد کنم، اما وقتی شرایط کار‌کردن مهیا نباشد نمی‌توانید ادامه دهید.

مسائل مالی که در جدایی‌تان از فوتبال اصفهان نقش اساسی نداشت؟

خیر، من دو فصل پیش هم می‌دانستم که ذوب‌آهن مشکل مالی دارد اما به تعهدی که به این تیم داشتم پایبند بودم و برای خودم، ذوب‌آهن و طرفدارانش ارزش قائل شدم. امسال شرایط کار‌کردن مهیا نبود و صلاح ندانستم در این تیم بمانم. من پس از جدایی از این تیم چند پیشنهاد دیگر به غیر از پیشنهاد نفتی‌ها دریافت کردم.

دورنمای نفت تهران را چطور ترسیم کرده‌اید؟

زمانی که هدایت این تیم را قبول کردم، می‌دانستم توانش را دارم که نفت را از یک تیم خوب به یک تیم بهتر تبدیل کنم. من به نفت آمدم تا آرامش داشته باشم.

خانواده را هم همراه خودتان به تهران آوردید؟

 بله، من آرامش نفت را دوست داشتم. از طرفی این تیم بازیکنان جوان و خوبی دارد و مدیریتی که تیم و بازیکنان را حمایت می‌کند. من به فینال جام باشگاه‌های آسیا راه یافته‌ام، بنابراین دوست دارم در تیمی کار کنم که در آن بتوانم به موفقیت برسم. ما در آسیا به همراه ذوب‌آهن در گروه مرگ قرار گرفتیم و سخت‌ترین بازی‌ها را تجربه کردیم. سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا نام تیم ما را بارسلونای کوچک گذاشته بود. من تا این مراحل رسیدم و حالا هم دنبال موفقیت‌های بیشتر هستم.

درهمین سال اول حضورتان در نفت به دنبال سهمیه آسیایی هستید؟

سخت است. وقتی تیم‌هایی نظیر استقلال، تراکتورسازی، پرسپولیس، سپاهان، فولاد و مس را می‌بینم بیشتر به سختی کار پی می‌برم.

تیم یکدست خود را نمی‌خواهید بیشتر تقویت کنید؟

ما در تیم خلأ داریم و باید بازیکنانی پیدا کنیم که این خلأ را پر کنند.

این بازیکن خارجی است یا داخلی؟

فرقی نمی‌کند. من وقتی به اینجا آمدم به خاطر جوان‌بودن تیم چندان به ترکیب تیم دست نزدم و حالا آنها روزبه‌روز بهتر می‌شوند.

اگر استقلال و پرسپولیس با این حاشیه‌های کمرشکن، پیشنهاد همکاری بدهند قبول می‌کنید؟

من برنامه‌های خودم را ارائه می‌دهم، اگر قبول کردند آن‌وقت زمانی می‌رسد که باید با تک‌تک بازیکنان صحبت کنم. چرا نتوانم پرسپولیس و استقلال را هدایت کنم؟ البته تا الان خودم خواسته‌ام که در آرامش به کارم ادامه بدهم. اگر بخواهید داخل دهان شیر بروید باید خودتان را مجهز کنید. برای رفتن به پرسپولیس و استقلال هم باید همین کار را انجام داد.

چشم‌انداز فوتبال شما در تهران است یا اصفهان؟

هرجایی که مناسب کار‌کردن باشد. البته طبیعی است که پایتخت امکانات بهتری دارد.

شما مرد روزهای سخت هستید؟

بله، این لقبی است که من خودم به خودم داده بودم.

از حواشی بیزار هستید؟

بله، اما نمی‌توان منکر وجود حواشی در فوتبال شد.

رویکرد شما در قبال کنترل حاشیه‌ها چیست؟

کنترل و درستش می‌کنم حتی اگر لازم باشد، می‌جنگم.

می‌گویند در مقابل بازیکنان‌تان بیش از اندازه نرمش به خرج می‌دهید؟

بله، می‌گفتند خلعتبری در ذوب‌آهن هر کاری دلش می‌خواهد انجام می‌دهد و ابراهیم‌زاده بی‌برنامه است. مدیریت را هر کس بنابر ذهنیت خودش تعریف می‌کند، اما خروجی من برای باشگاه مهم است. بازیکنی با باشگاه قرارداد می‌بندد و 350 میلیون تومان دریافت می‌کند. یک بازیکن حداقل 34 بازی برای تیمش انجام می‌دهد؛ یعنی به ازای هر بازی 10 میلیون می‌گیرد. اگر من به خاطر یک حرکت قابل بخشش، سه جلسه بازیکن تیم را محروم کنم یعنی این‌که 30 میلیون به باشگاه ضربه زده‌ام. خلعتبری در یک بازی وقتی تعویض شد واکنش نشان داد و به بطری آب کنار زمین ضربه زد. برخورد با این قضیه در حیطه من نیست. اگر در بازی بعدی او خوب کار کرد یعنی این‌که کار من درست بوده، در غیر این صورت باید پاسخگو باشم.

پس معلوم است که درکارتان صداقت دارید.

بله، ذوب‌آهن با استقلال در تهران بازی داشت. در دقیقه 30 بازی متوجه شدم قاسم حدادی‌فر روی فرم نیست، بنابراین دست به تعویض او زدم. هنگامی که قصد داشتم با او دست بدهم، دست من را پس زد و به رختکن رفت و از همان‌جا از طریق تلویزیون دید که بازیکن جانشین‌اش یک گل زد و یک پاس گل داد تا تیم ما برنده شود. این نشان داد بخش فنی کار من درست بوده است. اما پس از پایان همان مسابقه در کنفرانس مطبوعاتی به من گفتند چه عکس‌العملی در رابطه با حرکت حدادی‌فر خواهم داشت که من گفتم قاسم را می‌شناسم و می‌دانم که بازیکن خوبی است. حدادی‌فر آن زمان احساس می‌کرده می‌تواند به تیمش کمک کند، اما تعویض من او را عصبانی کرده است. فکر می‌کنید اگر در آن لحظه که حدادی‌فر در اوج عصبانیت بود من هم چیزی به او می‌گفتم چه اتفاقی می‌افتاد.

سیاست مدیریتی شما را می‌پذیریم. ابراهیم‌زاده خیلی دیر عصبانی می‌شود. این‌طور نیست؟

بله، دیر عصبانی می‌شوم، اما وقتی هم عصبانی بشوم حرف بی‌ربط نمی‌زنم.

از چه چیزی بیشتر ناراحت می‌شوید؟

دروغ و عدم صداقت.

یعنی اگر بازیکن به شما دروغ بگوید عصبانی می‌شوید؟

بله، مثلا اگر به اندازه کافی نخوابیده باشد، ولی به دروغ به من بگوید که خوابیده عصبانی می‌شوم. حتی فریاد می‌زنم که صدای من را بشنود. این دروغ است که بیشتر من را عصبانی می‌کند، نه اشتباهات فردی. گاهی اوقات تمایل بازیکنان به ایجاد خلاقیت دردسرساز می‌شود. مثلا ما تاکتیکی را به تیم محول می‌کنیم و یک بازیکن می‌آید و برخلاف آن تاکتیک شروع به دریبل‌‌زدن می‌کند. تازمانی که خوب پیش برود چیزی به او نمی‌گویم، اما به محض این‌که توپ را خراب کرد بر سرش فریاد می‌کشم.

در بازی استقلال با نفت، داور دو بازیکن شما را در آن واحد اخراج کرد و در واقع سر تیم‌تان را برید. چرا اعتراض چندانی نکردید؟

چون کاری نمی‌توانستم بکنم.

با یعقوب کریمی در رابطه با اخراجش صحبت نکردید؟

اخراج او بازهم به بحث احساسات مربوط می‌شود. وقتی داور تصمیم به اخراج او گرفته دیگر نمی‌توان کاری کرد.

تیم شما قبل از آن اتفاق خیلی خوب بازی می‌کرد.

حتی بعد از اخراج‌ها هم خوب بودیم. در بازی با سپاهان هم بازیکنانم احساساتی شده بودند. ما بازی را 3 بر یک جلو بودیم، اما در 10 دقیقه، سه گل خوردیم و 4 بر 3 شکست خوردیم. من از این عصبانی شدم که بازیکنانم در آن بازی از فرصت‌هایشان استفاده نکردند.

الگوی شما در مربیگری کیست؟

الگوی خاصی ندارم. البته فوتبال اروپایی زیاد نگاه می‌کنم و کار مربیان را زیر نظر دارم.

فوتبال آلمان را بیشتر می‌پسندید یا اسپانیاا؟

هر دو. من نظم فوتبال آلمان و خلاقیت موجود در اسپانیا را می‌پسندم.

در فوتبال آلمان «لو» نشان داده مربی کاردانی است.

بله، البته او زمانی در سراشیبی قرار داشت. من در بین مربیان، ثبات آرسن ونگر و فرگوسن را می‌پسندم البته از ریسک‌پذیری مورینیو هم نمی‌توانم عبور کنم. زمانی به گاس هیدینک هم علاقه داشتم.

در مورد مورینیو به نظر می‌آید غرورش بر او غلبه کرده است.

بله، ولی زمانی که فهمید در حال مواجه‌شدن با بن‌بست است خودش را اصلاح کرد.

در مورد گواردیولا هم گفته می‌شود در جایی به غیر از بارسا نمی‌تواند نتیجه بگیرد.

نه، این‌طور نیست. این نکته را باید یادآور شوم هرکس با برنامه وارد فوتبال اصفهان شود، می‌تواند به موفقیت برسد، چرا که فوتبال در اصفهان مدیرانی قوی دارد. البته برخی از مربیان در هر تیمی نمی‌توانند موفق باشند.

یک مربی باید مغرور باشد؟

قبل از آن باید شخصیت قهرمانی و موفقیت را داشته باشد.

منصور ابراهیم‌زاده می‌تواند در خارج از کشور مربیگری کند؟

اگر تمام مسائل سیاسی، اجتماعی و ارتباطی دست در دست یکدیگر بدهند امکان‌پذیر است، اما فعلا این شرایط مهیا نیست و حتی در بسیاری از کشورها حتی دیگر بازیکن ایرانی هم نمی‌خواهند. در حال حاضر مربیگری در کشورهایی مثل بنگلادش و سریلانکا امکان‌پذیر است.

ولی مربیگری در این کشورها که رشدی ندارد.

بله، همین‌طور است.

تا به حال از تیم‌های اماراتی پیشنهاد داشته‌اید؟

زمانی که با ذوب‌آهن نایب قهرمان آسیا شدم، پیشنهادی بود. مدیربرنامه‌هایم باید این مسائل را پیگیری کند.

سقف آرزوهای شما کجاست؟

برای آرزوها سقف نمی‌توان گذاشت. هر چیزی به مرور زمان تغییر می‌کند.

برای مربیگری تیم ملی دورخیز کرده‌اید؟

بله، چرا که نه.

الان اگر پیشنهاد هدایت تیم ملی را بدهند قبول می‌کنید؟

نه، من برای خودم زمانی برای رسیدن به تیم ملی تعیین کرده‌ام. من تصمیم گرفتم زمانی مربیگری را شروع کنم که از آموزش و پرورش بازنشسته شوم و قبل از آن تمام تمرکزم روی کارم به عنوان دبیر تربیت بدنی بود. زمانی که بازنشسته شدم تمام هم و غم خود را روی کار مربیگری گذاشتم. از طرفی یک نسل خاص از فوتبال باید کنار می‌رفت تا من بتوانم مربیگری را از اول با یک عده جوان شروع کنم. زمانی که مربیگری را شروع کردم، نسل خاص فوتبال کنار رفته بود و بزرگ‌ترین‌شان همان نکونام بود که در تیم ملی جوانان شاگرد خودم بود. از طرفی در بدو ورود به مربیگری با مربیانی کار کردم که قبلا نسبت به آنها شناخت داشتم یا این‌که مدرس آنها در کلاس‌های مربیگری بودم. می‌توانستم مربیگری را خیلی زودتر از این شروع کنم، اما اگر می‌خواستم این کار را انجام بدهم زمانی وارد فوتبال می‌شدم که هیچ‌کس من را نمی‌شناخت. رسیدن به نیمکت تیم ملی فوتبال ایران زمان خود را می‌خواهد و از طرفی نیازمند حمایت معنوی بازیکنان است. اگر نکونام و کریمی فوتبال را کنار بگذارند و پس از آن در رابطه با سرمربیگری من در تیم ملی از آنها نظرخواهی کنند، مرا مورد حمایت قرار می‌دهند؛ چرا که شناخت خوبی نسبت به من دارند.

فوتبال ما تا چه زمانی می‌تواند از علی کریمی استفاده کند؟

کریمی هنوز جا برای کار‌کردن دارد. هنوز می‌توان از او به بهترین شکل استفاده کرد.

به نظر می‌آید کریم باقری خیلی به کار تیم شما می‌آید.

بله، من سال گذشته هم به او پیشنهاد دادم که به ذوب‌آهن بیاید، اما بنا به دلایلی میسر نشد. او می‌توانست کاپیتان خوبی برای نفت باشد. البته هادی شکوری در نفت به عنوان کاپیتان خوب کار می‌کند و مدیریتش بسیار عالی است. ما نیاز به چنین بازیکنانی داریم که تاثیرگذار بوده و مدیریت خوبی در زمین داشته باشند.

حجت‌اله اکبرآبادی - هیلدا حسینی‌خواه / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها