در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گفتیم نکند القای شبهه میکند و نشر اکاذیب؛ فلذا پنجره را گشودیم، دیدیم نه، مثل این که واقعا هوا دلپذیر شده است. بیخود که جناب سهراب از مردم و مسئولان نخواسته است که: «پرده را برداریم/ بگذاریم که احساس هوایی بخورد...». باری، تا پنجره باز نشود که هوای تازه احساس نمیشود.
خواستیم در راستای تمیز شدن هوای پایتخت از مسوولان عزیز شهری و دولتی و غیره بشدت تشکر نماییم؛ اما راستش هر چه کلاهمان را قاضی کردیم، دیدیم که نخیر، اینجا جاش نیست. هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. مسئولان در این مورد خاص هیچکارهاند. فقط نشستهاند و تماشا کردهاند. البته با وجود هزار و یک گرفتاری دیگر، باز هم لطف کردهاند.
باری؛ هر چه بیشتر دقیق و رقیق شدیم، دیدیم که مدیریت جهانی این قضیه در دستان نامحسوس خود خداوند تبارک و تعالی قرار دارد که این لطف پرهوادار را در قالب رحمت خاص الهیاش در حق ما ـ با هر گرایش فکری و جناحی که داریم ـ نازل فرموده تا چند روزی هوای شهر، شسته رفته گردد و مردم و مسوولان زحمتکش بتوانند نفسی تازه کنند.
اهالی کوهستان میدانند نفس تازه یعنی چه. ما پایتختنشینها اکسیژن خالص را فقط در کپسول مخصوص آن دیدهایم. آن هم در مواقع ضروری و به تشخیص پزشکی که خودش نیز به هوای تازه نیاز دارد.
بسته پیشنهادی:
گرچه بهترین پیشنهاد در مواقع بارانی این است که آدم چترش را تا دسته ببندد و شخصا به زیر باران برود تا عرضه مستقیم آن را به بهترین وجه ممکن احساس کند، اما چون که ترک عادت موجب مرض است؛ فلذا طبق عادت همیشگی، دو فقره پیشنهاد راهبردی و کاربردی هم در این راستا داریم که تقدیم میداریم:1 ـ همکاری مسوولان:
مسوولان شهری و دولتی و محیط زیستی هم تلاش نمایند تا یک وقت به دلیل پارهای ضعفهای مدیریتی محتمل یا در نظر نگرفتن برخی امکانات لازم، خدای نکرده این «رحمت» وارده از سوی خدا به «زحمت» صادره از سوی ما تبدیل نگردد. بگذاریم مردم حالش را ببرند. با یک بارش مختصر، تمام پایتخت به یک پارکینگ زیبا، جادار، مطمئن تبدیل نگردد که چنان اشک شهروندان با قطرات باران قاطی شود که نفهمیم چی به چی هست!2 ـ همیاری مردمان:
وقتی خدا اینطوری در رحمتش را بیهیچ چشمداشتی و بدون هیچ جنبه تبلیغاتی خاصی به روی ما باز میکند و قبلش حتی یک کلمه هم از هیچکس سوال نمیکند که آیا گناهی کردی یا نکردی؟ (با این که تمامی تلفنهای ما را شنود میکند و پیامکها و ایمیلهای ما را هم میبیند) و بارش رحمتش به شرط چاقو نیست؛ پس ما خودمان هم در مواقعی که شهر بارانی میشود، هوای همدیگر را داشته باشیم. حالا آن «بنی آدم اعضای یک پیکرند» جناب سعدی هیچ؛ لااقل شما که تک سرنشینی و بحمدالله ماشینت هم جا دارد، خب لااقل یک چند نفر از این ماندگان و خیسشدگان در زیر باران را در سطح خیابان و در مسیر خود سوار کن. باور کن که جای دوری نمیرود!رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: