در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در مجموعه مستند آخرین روزهای زمستان شاهد اتفاقات دورههای تاریخی دهههای 30، 40، 50 و زمان جنگ هستیم. مسلماً به تصویر کشیدن این دورههای تاریخی دردسرهای خودش را هم دارد. چطور با دشواریهای کار کنار آمدید؟
با توجه به اینکه موضوع برایم اهمیت داشت، دشواریهایش را هم به جان خریدم. دلم نمیخواست یک کار بیهوده و سردستی انجام بدهم. افرادی که برای کارشان انرژی نمیگذارند به این خاطر است که به اثرشان بهعنوان یک شغل نگاه میکنند. باید آثار جنگی با وسواس زیادی ساخته شود تا اثر ارزشمندی به مخاطبان ارائه گردد.
گاهی نداشتن چنین روحیهای باعث میشود آثار جنگی کلیشهای، خستهکننده و کسالتبار شود، اما من چنین روحیهای ندارم و علاقهمند هستم آثار دیدنی درباره جنگ کارگردانی کنم. حبیب والینژاد هم بهعنوان تهیهکننده با من نهایت همکاری را انجام داد. در مجموع ما تلاش کردهایم و اثری در شأن و قد و قامت شهید باقری تولید کنیم.
به نظرتان چرا برخی کارگردانان به تولید آثار هنری بهعنوان یک شغل نگاه میکنند و از خود خلاقیت نشان نمیدهند؟
هر فردی دغدغه خودش را دارد. نباید انتظار داشته باشیم همه مثل هم فکر کنند. بعضی کارگردانان علاقهمند هستند قبل از تولید کارشان زمان زیادی را صرف تحقیق و نگارش کنند تا اثر خوبی تولید کنند. به همین دلیل دست روی موضوعهای خاص میگذارند.
چه دلیلی باعث شد داستان مجموعه مستند آخرین روزهای زمستان را از دهه 30 آغاز کنید؟
من به تاریخ کشورمان علاقهمند هستم بویژه تاریخ معاصر و 30 سال اخیر. به همین دلیل در طول این سالها تولیداتی در این زمینه داشتهام. راستش این علاقهام به دوران کودکی برمیگردد که سوالات بسیاری در زمینه تاریخ معاصر و جنگ داشتم و همیشه هم به دنبال پاسخی برای این سوالات بودم. به همین دلیل به سمت کارگردانی آثاری در زمینه تاریخ معاصر رفتم.
پس کنجکاوی دوران کودکی شما را ترغیب به ساخت آثار جنگی کرده است.
بله، با ساخت آثار جنگی میخواهم پاسخگوی سوالات و نیازهای دوران کودکیام باشم. این مستند به اندازه چند فیلم سینمایی جدی و سخت از ما وقت و انرژی گرفت. عکسالعملهای مخاطبان تا آنجا که دیدم، خوب است و آنها این درام مستند را باور کردهاند. البته بودجه آثار مستند در مقایسه با کارهای نمایشی کم است، در حالی که ما همان وقت و انرژی حتی بیشتر هم صرف کردیم تا این مستند را تولید کنیم.
گرچه ساختار مستند آخرین روزهای زمستان با آثار نمایشی یکی نیست، اما به لحاظ نحوه تولید همان زمان را برده است، به همین دلیل فکر میکنم بهتر بود در ردیف کارهای داستانی قرار میگرفت. همه عوامل برای تولید این مجموعه مستند زحمت زیادی کشیدند تا این اثر دیدنی شود.
تحقیقات مستند آخرین روزهای زمستان را از چه زمانی آغاز کردید؟
از خرداد 88 تحقیقات را آغاز کردیم و نگارش از اردیبهشت 90 شروع شد. تابستان همان سال هم کار را کلید زدیم.
معمولا تحقیقات از سوی کارگردانان خیلی مورد توجه قرار نمیگیرد. تا چه میزان این مساله برای شما دغدغه بود؟
مهدویان: ما یک گروه سه نفره برای تحقیق بودیم. من خیلی اصرار داشتم جزئیات زندگی شهید باقری را پیدا کرده تا یک مجموعه کامل تولید کنیم. همه فیلمها و صداهای موجود در موسسه شهید باقری را بررسی کردیم
ما یک گروه سه نفره برای تحقیق بودیم. من خیلی اصرار داشتم جزئیات زندگی شهید باقری را پیدا کرده تا یک مجموعه کامل تولید کنیم. بنابراین زمان زیادی برای تحقیق صرف کردیم و از هیچ چیز براحتی عبور نکردیم. همه فیلمها و صداهای موجود در موسسه شهید باقری را بررسی کردیم. حدود یک سال درباره شهید باقری تحقیق کردیم و هر آنچه برای کار نیاز بود، جمعآوری شد. حدود یک سال هم با نزدیکان، خانواده، دوستان و همکاران شهید باقری صحبت کردیم و مصاحبههای مفصل گرفتیم. بعد از تمامشدن این موارد نگارش آغاز شد.
یکی از امتیازات مستند آخرین روزهای زمستان، چینش صحیح مصاحبهها و صحنههای بازسازی شده است. چطور در تدوین به این چینش رسیدید؟
قصد داشتیم از ابتدا این مجموعه را با قصهگویی آغاز کنیم، چون این مجموعه یک درام مستند است، به همین دلیل باید روایت هم دراماتیک باشد. علاقهمند بودم مصاحبهها و صحنههای بازسازی شده در خدمت قصه باشد و هر کدام جایگاه مناسبی داشته باشند، نه اینکه هر بخشی ساز خودش را بزند.
مصاحبهها را قبل از نگارش تهیه کرده بودم و میدانستم هر کدام از آنها را باید در کدام بخش از کار قرار بدهم تا روایت منسجم باشد و برای مخاطبان هم خستهکننده نباشد.
شما برای بازسازی تصاویر از دوربین 16 میلیمتری استفاده کردهاید تا صحنهها رنگ و لعاب همان سالهای جنگ را داشته باشد. چرا از آرشیو بهره نبردید و صحنهها را بازسازی کردید؟
آرشیوی وجود نداشت که استفاده کنیم. دلیل استفاده از دوربین 16 میلیمتری به این خاطر بود تا فضای آن سالها را به نحو مطلوب برای مخاطبان به تصویر بکشم تا صحنهها برایشان قابل لمس و باور باشد. مخاطب باید با اثری که میبیند، همذاتپنداری کند. بنابراین ما هم تلاش کردیم مستند آخرین روزهای زمستان برای بینندگان باورپذیر باشد تا بتواند با صحنههای این مجموعه زندگی کند. امیدوارم این اتفاق افتاده و این مجموعه برای مخاطبان تداعیگر سالهای جنگ باشد.
چطور شد صدای محمد آوینی را برای گویندگی متن استفاده کردید؟
من خیلی اصرار داشتم این جنس صدا را در مجموعه داشته باشیم. بهدنبال صدایی بودم تا حس خوبی به مخاطب القا کند. در ضمن وقتی راوی درباره آن سالها حرف میزند، اتفاقات و شخصیتها برای مخاطب قابل لمس باشد. میتوانم در یک جمله بگویم بهدنبال صدای منحصربهفردی بودم که گرم باشد و مخاطب را یاد صداهای دیگر نیندازد و تازگی داشته باشد.
منظورم این است که نمیخواستم صدای راوی حالت اجرای نمایش داشته باشد تا مخاطب نتواند ارتباط لازم را با آن برقرار کند. فکر میکنم صدای محمد آوینی بهترین انتخابی بود که ما میتوانستیم داشته باشیم.
تیتراژ این مجموعه مستند هم خلاقانه است و نام عوامل از زاویه یک دوربین دیده میشود. این تیتراژ مخاطبان را به یاد رزمندگان اطلاعات شناسایی میاندازد. آیا این طرح خودتان بود؟
نه، این طرح حسین جمشیدی، طراح تیتراژ بود. قبل از اینکه او کارش را آغاز کند، از او خواستم برای طراحی تیتراژ بهگونهای عمل کند که حال و هوای این مستند در تیتراژ هم حاکم باشد و مخاطب را به یاد دهه 60 بیندازد که او چنین طرحی داد.
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: