در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید اولین دوپینگهای به ثبت رسیده در المپیکها، زودتر از دهههای 1950 و 60 رخ نداده باشد، اما اگر دقیقتر شویم، میبینیم که شروع تقلبهای رفتاری و شیمیایی به قصد کسب مرغوبترین مدالهای المپیک به 1904 و به بازیهای تابستانی آن سال برمیگردد.
بزرگترین نمونه که واقعهای غریب و ناب بود، به «دوی» ماراتن مردان آن بازیها مربوط میشود. ابتدا اعلام شد «فرد لورز» یک دونده آمریکایی در این رشته اول شده، اما ساعاتی بعد مشخص شد که وی نیمی از راه را در حاشیه جاده اصلی و دور از چشم سایر دوندهها و پلیسها با یک اتومبیل طی کرده و فقط در وسط مسابقه وارد جمع دوندهها شده است. در نتیجه عنوانش را گرفتند و به توماس هیکز دادند که یک آمریکایی متولد انگلیس (هفتم ژانویه 1875) بود.
با این حال، هیکز هم از عوامل بیرونی و جنبی برای پیروزیاش سود جسته بود و کاری که او انجام داده بود با معیارهای کنونی دوپینگ قطعی و محرز و وسیع و شرمآور به حساب میآید.
اگر در آن زمان دوپینگ محسوب نشد، به این سبب که علم و دفتر و حساب و کتابی در این خصوص وجود نداشت و قانونی تصویب نشده بود و صریحتر بگوییم چیزی به اسم دوپینگ در محاسبات ورزش جایی نداشت.
آنچه در مسیر آن مسابقه روی داد، کمکرسانی وسیع پزشکی و شیمیایی به هیکز توسط مربیاش چارلز لوکاس بود. وقتی هیکز در اواسط مسابقه دچار بیحالی مفرط شد و بر اثر پایین آمدن غلظت خونش تا مرز زمین خوردن و غش کردن پیش رفت، لوکاس که سوار بر اتومبیل در جادهای موازی حرکت و بر نحوه کار شاگردش نظارت میکرد، از اتومبیل پیاده شد و مقداری داروی استریکنین در کنار جاده به او تزریق کرد.
هیکز با نیروی برخاسته از این طریق مدتی دوید و همچنان پشت سر لورز نفر دوم بود، ولی شش کیلومتر به خط پایان، یک مرتبه تزریق دیگر برای او الزامی شد.
در نهایت هیکز با این ابزار و ادوات بعد از لورز از خط پایان گذشت و بسیار خوشحال شد که شنید لورز به سبب ماشینسواری از عنوانش خلع شده و طلا را به او میدهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: