در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قضاوت و وکالت هر دو بالهای عدالت هستند و هرکدام نباشند عدالت به درستی اجرا نخواهد شد. به همین دلیل هم هر دو شغل مقدس و محترم هستند و برای کشف حقیقت بسیار کارآمد. چند سالی بود که من بازنشسته شده بودم و قضاوت نمیکردم و از این سوی میز به آن سوی آمده بودم و در جایگاه وکالت ایستاده بودم که یک پرونده تسخیری در اختیارم گذاشتند و از من خواستند که وکالت متهم پرونده را بر عهده بگیرم.
پرونده را که خواندم متوجه شدم متهم برای دفاع از ناموس خود چارهای بجز اینکه قتل انجام دهد نداشته است. آنچه این پرونده را با مشکل روبهرو میکرد این بود که به اندازه کافی مدرک برای تبرئه متهم از قتل عمد جمعآوری نشده بود.
بعد از خواندن پرونده اولین کاری که باید انجام میدادم ملاقات با متهم پرونده بود. او را در زندان دیدم و بعد از اینکه وکالت گرفتم از او خواستم که جزئیات پرونده را بهطور کامل برایم بگوید.
ماجرا از این قرار بود که مرد جوان برای مهمانی به خانه یکی از دوستانش رفته و در آنجا مانده بود. اینطور که خودش میگفت نیمه شب دوستش که در تهران با هم آشنا شده بودند به سراغ او رفته و میخواسته او را مورد آزار قرار دهد که با مقاومت مرد جوان روبه رو شده است. دوستش که مست بوده روی او چاقو کشیده و تهدید به قتل کرده بود.
مرد جوان نیز برای اینکه بتواند از دام او رهایی یابد طوری وانمود کرده بود که انگار قصد دارد به خواسته دوستش تن دهد؛ اما او را غافلگیر کرده و یک ضربه به بدنش وارد میکند که همین ضربه هم باعث مرگ او شده بود.
مرد جوان از اتفاقی که افتاده بود خیلی ناراحت بود و میترسید. به او قول دادم هر کاری که از دستم برمیآید برایش انجام دهم.
به محل زندگی متهم رفتم و تحقیقات کاملی در مورد او انجام دادم و استشهاد نامهای جمع کردم. بعد وضع اخلاقی مقتول را بررسی کردم و متوجه شدم مقتول پیش از این چنین مواردی داشته است و فردی خوش نام نبوده. ضمن اینکه باید نواقص پرونده را هم برطرف میکردم.
به پزشکی قانونی رفتم و از آنها خواستم وضع مقتول را به لحاظ تحرک جنسی بررسی کنند. آنطور که گزارش شد شواهدی به دست آمد که نشان میداد مقتول واقعا قصد تعرض را داشته است.
روز محاکمه فرا رسید و من در کنار متهم و افراد دیگری که در پرونده باید حضور میداشتند در دادگاه حاضر شدیم. بعد از اینکه اولیایدم آمدند و تقاضای قصاص کردند، متهم در جایگاه حاضر شد و از خود دفاع کرد.
پسر جوان هر آنچه را که در مورد مقتول به من گفته بود دوباره تکرار کرد. من هم بعد از او دفاعیات خود را مطرح کردم و مدارکی که از پزشکی قانونی داشتم به دادگاه ارائه دادم ضمن اینکه یافتههای خود را در مورد اینکه مقتول و قاتل چه افرادی با چه خصوصیات شخصیتی بودند به دادگاه ارائه دادم. بعد از پایان جلسه دادگاه با توجه به مدارکی که من ارائه دادم عمل متهم دفاع مشروع محسوب شد و او با پرداخت دیه از زندان آزاد شد.وکلا به مانند پزشکان که قسم میخورند تحت هر شرایطی بیماران را درمان کنند در آغاز کار خود قسم میخورند که تا زمانی که موکل بخواهد از او دفاع کنند.
من در این پرونده وکیل تسخیری بودم و پولی دریافت نمیکردم؛ اما نجات جان موکلم برایم از همه چیز مهمتر بود و خدا را شاکرم که توانستم این کار را بکنم.
در پروندههای کیفری تحقیقات کامل بسیار مهم است یک نکته ریز میتواند همه چیز را تغییر دهد و اگر نکات را جمعآوری نمیکردم ممکن بود این جوان با قصاص مواجه شود و خونی به ناحق ریخته میشد.
منصور یاورزاده ـ قاضی بازنشسته
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: