در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از دخترانی که مورد آزار این دو جوان قرار گرفته است اینطور تعریف کرد: روز حادثه با دخترعمویم قرار داشتم، سوار ماشین شدیم که به محل مورد نظرمان برویم، ظاهر ماشین نشان میداد که مسافرکش است اما وقتی سوار شدیم مرد جوانی که راننده بود درها را قفل کرد و ما را دزدید و بعد به باغی برد و در آنجا با یک نفر دیگر ما را مورد آزار قرار داد.
دختر جوان که بشدت تحتتاثیر این اتفاق قرار گرفته است، ادامه میدهد: آنقدر ترسیده بودیم که نمیدانستیم باید چه کنیم، آن روز برای اینکه بتوانیم زنده بمانیم هرطور شد خودمان را از آن باغ بیرون کشیدیم، من شک ندارم اگر میماندیم آنها ما را میکشتند.
قربانی در مورد اینکه چرا قفلها را باز نکردند تا فرار کنند، میگوید: درها قفل بود و نمیشد از داخل در ماشین را باز کرد. ضمن اینکه مرد جوان چاقو داشت و ما را تهدید کرد که با چاقو ما را خواهد زد.
بعد از اینکه متوجه شدم دیگر نمیتوانم از خودم دفاع کنم، تلاش کردم دل مرد جوان را نرم کنم و گفتم اینکار را نکند، التماس کردم و با گریه و خواهش از او خواستم به کارهایش ادامه ندهد و گفتم هرکار بخواهد انجام میدهم، او توجهی نکرد اصلا برایش مهم نبود.
مرد جوان بعد از اینکه ما را وارد باغی کرد، جوان دیگری را هم دعوت کرد و آنها با هم ما را مورد آزار قرار دادند. از صحبتهایشان متوجه شدم که آنها «سیامک» و «خسرو» نام دارند و با هم دوست هستند.
بعد از این اتفاق با دخترعمویم از باغ خارج شدیم و سراغ پلیس رفتیم، هرچه از این دو مرد میدانستیم گفتیم و آنها هم به شکایت ما رسیدگی کردند و دو مرد بازداشت شدند. هردوی آنها به جرم خود اعتراف کردند.
من و دخترعمویم بر ادعای خودمان باقی هستیم و مدارک را هم تحویل دادیم و هیچ وقت به این متهمان رضایت نمیدهیم. آن روز من خیلی التماس کردم و گفتم اینطور ما را بیسیرت نکنید و گفتم با سرنوشت ما بازی نکنید، اما او فقط به خواسته خودش توجه میکرد، گفت که شما ارزش این را ندارید که دلم برایتان به رحم بیاید، حرف های خیلی زشتی زد و به خشنترین شکل ممکن با ما برخورد کرد.
قربانیان با پای خودشان آمدند
با اینکه دختر جوان همچنان روی حرفهایش تاکید دارد و میگوید از شکایتش صرفنظر نمیکند، اما متهم این اتهام را قبول ندارد و ادعا میکند که دو دختر جوان خودشان همراه او رفتهاند.
تو متهم هستی دو دخترعمو را مورد آزار قرار دادی، قبول داری؟
نه قبول ندارم ما اینکار را نکردیم و این حرفها تهمت است.
اما مدارک موجود نشان میدهد شما دخترهای جوان را مورد آزار قرار دادید؟
مدارک را قبول ندارم، این ادعایی است که آن دخترها مطرح کردند و من قبول ندارم.
اگر اینکار را نکردید پس چرا در بازجوییها قبول کردید که شما اینکار را کردید؟
در آن زمان نمیدانستیم چه کاری انجام میدهیم و منظورمان این نبود که این دخترها را مورد آزار قرار دادیم.
اگر اینکار را نکردید پس چه کردید و آنها شما را چطور شناسایی کردند؟
ما با آنها روابطی داشتیم اما به خواسته خودشان، این آزار نبود و فقط یک رابطه بود.
اگر اینطور است چرا علیه شما شکایت کردند؟
من نمیدانم، شاید به این خاطر که میخواهند ازما پولی بگیرند.
مگر شما ثروتمند هستید؟
نه، من مسافرکشم و از این راه خرجی خودم را در میآوردم.
پس این فرضیه نمیتواند درست باشد؟
به هرحال ادعایشان درست نیست.
همدیگر را میشناختید؟
نه، اصلا آنها را نمیشناختم اما وقتی پیشنهاد دادم قبول کردند.
میدانی که نظریه پزشکی قانونی این موضوع را تائید کرده است؟
بله میدانم اما فرد آزاردهنده من نبودم ضمن اینکه فقط یکی از آن دخترها مورد آزار قرار گرفت.
قبول داری که این دو دختر را سوار ماشین کردی؟
بله قبول دارم، اما آنها را مورد آزار قرار ندادم.
همدستت اعتراف کرده و گفته است تو آن دو دختر را آوردی و بعد هم او را دعوت کردی که با هم آنها را مورد آزار قرار دهید، باز هم منکری؟
منظور من آزار نبود، من فقط با آنها رابطه دوستی برقرار کردم و دختر دوم هم برای دوستم اینکار را کرد.
میدانی چه مجازاتی در انتظار شماست؟
علاوه براینکه ما را به آزار متهم کردهاند من را به آدم ربایی هم متهم کردهاند و فکر نمیکنم دفاعیات من را قبول کرده باشند. میدانم مجازات مرگ در انتظار من است و به خاطر کاری که کردم خیلی پشیمان هستم و متاسفم اگر میدانستم کاری که میکنم آنقدر مجازات سنگینی دارد، هرگز اینکار را نمیکردم.
تلاشی برای جلب رضایت متهمان کردهاید؟
نه، چون وکیل به ما گفته است که رضایت آنها اصلا تاثیری ندارد، البته من فکر نمیکنم آنها رضایت بدهند. اگر عذرخواهی من کارساز است از آنها درخواست بخشش دارم و از مادرم هم میخواهم که برای جلب رضایتشان اقدام کند.
خانوادهات چه نظری در این خصوص دارد؟
آنها حرفم را باور کردند و میدانند که من اینکار را نکردم، گفتههایم در بازپرسی اصلا صحت ندارد.
به التماسهای ما توجهی نشد
زیبا دومین قربانی این حادثه هم ادعای متهمان را قبول ندارد. او میگوید: این حرفها را میگویند برای اینکه خودشان را تبرئه کنند. دختر جوان میگوید: مرا مورد آزار قرار دادند و آنقدر وحشیانه این کار را کردند که من از هوش رفتم. به زحمت توانستم خودم را از دست این دو مرد دیوانه نجات دهم.
آنها وقتی ما را دیدند حتی حاضر نشدند به التماسهایمان توجه کنند. البته من جوانی که ما را ربود مقصرتر میدانم و فکر میکنم او عامل اصلی است. اگر او ما را از خیابان به سمت باغ نمیبرد و با تهدید چاقو وادار به سکوت نمیکرد، این اتفاق نمیافتاد. او درها را قفل کرد و فکر میکنم اتهام او خیلی سنگینتر است.
این دختر ادامه میدهد: وقتی دیدم نمیتوانم حریف آن مرد جوان (نگهبان باغ) شوم به او گفتم فکر کن من هم خواهر تو هستم و التماس کردم با سرنوشت من بازی نکند. آنقدر از کارهایش وحشت کرده بودم که هیچ کنترلی روی خودم نداشتم و مرتب فریاد میزدم. اما اصلا به من رحم نکرد. او کاری کرده که بیمار شدم و داروی اعصاب مصرف میکنم.
نمیتوانم زندگی عادی داشته باشم و حالم اصلا خوب نیست. تحت نظر پزشکان هستم و آنها گفتهاند باید مدتها بگذرد تا بتوانم دوباره به خودم مسلط شوم.
چطور این مرد انتظار دارد او را ببخشم و اصلا چرا باید چنین فردی را بخشید تا دوباره به جامعه برگردد و قربانی دیگری را بگیرد و دختر دیگری را بدبخت کند. میخواستم ازدواج کنم پسری را دوست داشتم و او هم گفته بود که بزودی به خواستگاری من میآید. اما بعد از این ماجرا او دیگر کنار کشید. این مرد با کاری که کرد ضربه سنگینی به زندگی من زد در حالی که کاری با او نداشتم و فقط به عنوان مسافر سوار ماشین دوستش شده بودم.(جام جم - ضمیمه تپش)
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: