خاطره 4 فرد مشهور

از ارتفاع افتادم پایم شکست

گیتی معینی از بازیگران قدیمی عرصه رادیو، سینما و تلویزیون است؛ کسی که او را به ویژه در آثار طنز بیشتر تماشا کرده‌اید.
کد خبر: ۵۱۴۴۱۰

یکی از مطرح‌ترین نقش آفرینی‌های او حضورش در سریال «خانه به دوش» به عنوان مادر شخصیتی است که نقش آن را رضا عطاران بر عهده داشت.

شاید برایتان جالب باشد که بدانید او از 10 سالگی در رادیو فعالیت کرده و در جوانی خود که همزمان با ایام جنگ بود، به عنوان بهیار در جبهه‌ها حضور داشته است.

حادثه‌ای که او تعریف می‌کند به همین دوران برمی‌گردد: برای پرستاری از مجروحان جنگی به جبهه رفته بودم؛ روی یک تپه که ارتفاع چند متری داشت، رزمنده‌ای زخمی افتاده بود، بالا رفتم که به او برسم و بر زخم‌هایش مرهمی بگذارم اما تعادلم را از دست دادم و از ارتفاع افتادم.

نتیجه این ماجرا برای من شکستگی پایم بود، به خاطر این حادثه نزدیک یک ماه در بیمارستان 502 ارتش بستری بودم اما بلافاصله بعد از بهبودی نسبی به جبهه برگشتم.

این دوران برای من حوادث دیگری نیز در خود داشت و بعد از حضور دو ساله در جبهه به دلیل حوادثی که شاهد آن بوده‌ام روحیه شکننده‌ای پیدا کرده بودم به طوری که ناچار شدم برای مدتی در بیمارستان بستری شوم.

به تدریج که حالم روبه بهبودی گذاشت به زندگی عادی برگشتم. حالا پس از سالها به روزهایی که مددکار هموطنانم بودم افتخار می‌کنم.

لحظه‌ای که دوستم غرق شد

با مدال طلایی که به دست آورد تعداد طلاهای کاروان ایران را در بازی‌های آسیایی به عدد 20 رساند، حکم چهارمی ایران را در بازی‌های آسیایی برای اولین بار امضا کرد و همین باعث شد تا مدال او خاطره‌ای متفاوت با سایر طلاهای این دوره از رقابت‌ها داشته باشد.

جاسم ویشگاهی کاراته‌کار باتجربه ایران که در رقابت‌های مختلف در بالاترین سطح ایستاده، و افتخارات زیادی را تجربه کرده، در حالی به مدال بازی‌ها رسید، که از مصدومیت رنج می‌برد. اما با این حال طوری روی تاتامی قرار گرفت که کمتر کسی مصدومیتش را باور می‌کرد.

او طلای با ارزش گوانگجو را به دست آورد او می‌خواهد در عرصه مدیریت تجربه‌اش را در اختیار رشته کاراته قرار دهد.

سوال ما از جاسم ویشگاهی، او را به چند سال قبل می‌برد؛ زمانی که هنوز نوجوان بوده و تازه پا در این عرصه پرخطر و البته پرخبر گذاشته بود: «هنوز روزهای زیادی از حضورم در ورزش قهرمانی نمی‌گذشت که بدترین حادثه زندگی‌ام رقم خورد. در ورزشگاه آزادی تمرین می‌کردیم. دوستی به نام محمد ربیعی داشتم که در دریاچه آزادی غرق شد. من صحنه غرق شدن او را از نزدیک ندیدم اما همین موضوع تا مدت‌ها من را تحت تاثیر قرار داد.»

جاسم با مرور سایر اتفاق‌های زندگی‌اش دوباره به این حادثه برمی‌گردد: «زندگی یک ورزشکار یعنی روزهای تلخ و شیرین زیادی که با هم آمیخته می‌شود.

این را می‌گویم برای این‌که بدانید حادثه‌های زیادی داشتم که البته بیشتر آنها اتفاق‌های شیرین بوده است. من قهرمانی‌های زیادی داشتم و به واسطه همین قهرمانی‌ها روزهای شیرین زیادی پشت سر گذاشته‌ام اما در کنار تمام اینها خاطره‌ای که در نوجوانی در ذهنم نقش بست را فراموش نمی‌کنم. روز تلخی که آن روز چشیدم، هنوز هم در کامم است. ربیعی بتازگی قهرمان جوانان جهان شده بود و وقتی در آن حادثه از دست رفت، تا مدت‌ها تحت‌تاثیر قرار داشتم».

سر صحنه سریال بودم که خبر تلخ را شنیدم

امیرعلی دانایی را با نقش اصلی سریال کلاه پهلوی؛ با نام فرخ به یاد می‌آورید. حدود دو ماه از پخش این سریال به کارگردانی سیدضیاءالدین دری گذشته است و با گذشت این مدت شاید لااقل چند قسمت از این سریال فاخر را دیده باشید. اثری که علاوه بر حضور پررنگ بازیگران مطرح سینما و تلویزیون، چهره‌های جدیدی چون دانایی را نیز در آن می‌بینیم.

او که مدت زمان طولانی تولید درگیر بازی در سریال بوده‌است، به حادثه‌ای اشاره می‌کند که در این زمان برایش رخ داد: دو سال از فیلمبرداری سریال کلاه پهلوی می‌گذشت که پدرم فوت کرد، پروژه طولانی و سنگینی در دست داشتیم و امکان غیبت طولانی مدت من به عنوان نقش اصلی وجود نداشت، این بود که من یک هفته بعد از مرگ ایشان به صحنه بازگشتم. مدت زمان طولانی تولید باعث شده بود من با این گروه و نقش خودم زندگی کنم و با درگذشت پدرم نیز به این زندگی ادامه دهم.

در شرایطی بودم که هم باید داغدار مرگ پدر می بودم و هم باید نقش خود را به نحو احسن بازی می کردم. شرایط سختی بود با تجربه ای که از نقش خود در سریال داشتم مرگ پدرم را توانستم تحمل کنم و نگذارم کار فیلمبرداری با مشکل برخورد کند.

در حمام گیر کردم

نیما کرمی متولد خرداد 1356 در تهران است و 15 سالی می‌شود که در رادیو و تلویزیون اجرای برنامه‌های مختلفی را بر عهده داشته است.

او آنقدر تلاش کرده و به قول خودش دست به آزمون و خطا زده تا سرانجام موفق شده به شیوه و سبک اجرای خودش برسد. اجرایی که نه خیلی رسمی و خشک است و نه به مرز لودگی می‌رسد.

او درباره حادثه‌ای که آن را هولناک‌ترین اتفاق زندگی اش می‌خواند، می‌گوید: هیچکس خانه نبود. بعد از حمام کردن، تصمیم داشتم بیرون بیایم که دستگیره در کنده شد و من در حمام حبس شدم. من نزدیک به یک ساعت آنجا ماندم.

نه تلفن داشتم، نه کسی دور و برم بود و دستگیره هم که کنده شده بود و اصلا به ذهنم نمی‌رسید چطور می‌توانم از این فضای بخارآلود و سنگین خارج شوم. امیدوارم این اتفاق هیچ وقت برای هیچ کس نیفتد. من آن روز همانطور حبس شده بودم تا این که سرانجام دستگیره را برای آخرین بار داخل در قرار دادم و شانس با من یاری کرد و در باز شد!

در آن لحظات وحشت سراپایم را فرا گرفته بود. وقتی انسان در چنین شرایطی قرار می‌گیرد فکر می‌کنم ذهن کارکرد طبیعی خود را از دست می‌دهد و افکار منفی مانند مرگ غیر منتظره به سراغ انسان می‌آید.

من نیز در چنین شرایطی بودم و نمی‌دانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد که خوشبختانه به خیر گذشت. (جام جم - ضمیمه تپش)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها