در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آینهای که یکی از ویژگیهایش این است که نیاز به تفسیر و تشریح ندارد. عدد، زبان گویایی است که بسیاری از مفاهیم را به دنبال خود میکشاند. همین بینیازی به تفسیر هم هست که آن را در میان همگان مقبول میکند. با این وصف به سراغ آمار مطبوعات ایران میرویم.
نخستین طرح آماری در مورد مطبوعات توسط مرکز آمار ایران در سال 1344 اجرا شده است. از آن سال به بعد از آمار کشوری مطبوعات خبری نیست تا این که معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد سال 1384 آماری تفصیلی و جزءنگر از مطبوعات ایران منتشر کرد. در حال حاضر نیز طرح بررسی نشریات کشور در دست تهیه معاونت مطبوعات داخلی وزارت کشور است.
تعداد کل مطبوعات مجوزدار تا سال 1384، 3367 نشریه بوده است. به گفته معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد در طول دوره دولت نهم و دهم، 1719 نشریه دیگر هم به جمع نشریات مجوزدار پیوستهاند.
اما چه تعداد از این نشریات فعال و در حال انتشار هستند. در آمار سال 1384، 1705 نشریه در حال انتشار بودهاند در حالی که به گفته معاون مطبوعاتی امسال 3267 نشریه منتشر میشود.
سالانه 700 تقاضای مجوز
پای حرف مدیران مطبوعات ایرانی که بنشینی اغلب از اوضاع مطبوعات بخصوص در بخش مالی گلایه دارند. با این حال معلوم نیست دلایل اشتیاق زایدالوصف برای اخذ مجوز نشریه چیست.
تعداد تقاضاهای سالانه، به طور متوسط 700 تقاضاست. هیات نظارت بر مطبوعات برای بررسی تقاضای این نشریات و البته موارد قانونی دیگر، به صورت متوسط سالانه 30 جلسه برگزار میکند و این به آن معناست که در هر جلسه تقاضای حدود 25 نشریه باید مورد بررسی قرار گیرد.
همین صف طویل اخذ مجوز باعث شده است که طبق یک آمار حدود 3000 نشریه برای مدتها در صف هیات نظارت بر مطبوعات بایستند. این در حالی است که طبق قانون، مدت انتظار برای اخذ مجوز نباید از سه ماه بیشتر شود.
جالب است بدانید تعداد کل درخواستهای مجوز از سال 1375 تا 1384، 6800 مورد بوده است که به نیمی از آن پاسخ مثبت داده شده است. طبق نمودار، شکاف بین تعداد تقاضاها و میزان صدور مجوز در این سالها در حال افزایش بوده است.
مطبوعاتیهای ماهنامهدوست
مشهور است میان مطبوعاتیها که کار کردن در ماهنامه آرامش خاصی دارد و امکان فعالیت عمقی را به فرد میدهد. شاید همین عامل باعث شده است بیشتر افراد خواهان این باشند که ماهنامه منتشر کنند و علاقهمندان فصلنامه و هفتهنامه در رده بعدی قرار داشته باشند.
کمترین میزان تقاضا مربوط است به نشریات 9 روز یک بار که هیچکس خواهان مجوز آنها نبوده است. در فضای نشر هم ماهنامهها حدود 30 درصد فضا را به خود اختصاص دادهاند و کمترین میزان هم مربوط به نشریهای است که سه شماره در سال منتشر شده است.
زنان در اقلیت
آمارها نشان میدهد 88 درصد متقاضیان مجوز تا سال 1384 مرد بودهاند و 12 درصد زن. در حوزه مدیریت رسانه، 91 درصد مدیران آقا و 9 درصد از آنها خانم بودهاند. طبق آمار معاونت مطبوعاتی در سال 1384، این 9 درصد معادل 311 خانم مدیر بوده است.
در حوزه خبرنگاری هم آمار معاون مطبوعاتی خبر از حضور 3600 خبرنگار زن در فضای کشور میدهد. این رقم برای مردان حدود 6000 نفر است.
بیتوجهی به رسانههای محلی
بیشترین میزان تقاضا در مورد گستره توزیع نشریات سراسری است و بعد از آن محلی. 16 درصد متقاضیان نشریه تا سال 1384 هم خواهان توزیع بینالمللی بودند.
این در حالی است که به غیر از چند روزنامه معدود که در امارات متحده توزیع میشوند؛ رسانههای ایرانی، عملا در خارج از ایران توزیع نمیشوند.
از نظر روزنامههای محلی، استان آذربایجان شرقی با هشت روزنامه در جایگاه نخست ایستاده در حالی که 9 استان در سال 1384 روزنامه محلی نداشتهاند. در سال جاری اعلام شده است که تمام استانهای کشور دارای مجوز حداقل یک روزنامه استانی شدهاند.
خصوصی شدن مطبوعات؟
96 درصد متقاضیان نشریه در ایران از بخش غیردولتی هستند و چهار درصد برای بخش دولتی مانده است. وقتی مرحله مجوز رد میشود آمار بخش خصوصی 92 درصد میشود و آمار بخش دولتی هشت درصد و این به آن معناست که تقاضای دولتیها کمتر رد میشود.
در حال حاضر پرتیراژترین مطبوعات کشور یعنی روزنامه جامجم و همشهری متعلق به بخش دولتی (عمومی) هستند. به این ترتیب میتوان گفت اگرچه تعداد مطبوعات خصوصی بالاست، اما نباید وزن آنها را هم به تبع این کمیت بالا برد.
گرایش نشریات چیست؟
معین کردن گرایش خاص نشریات کشور نیاز به پژوهش عمیق میدانی دارد. با این حال طبق آمار سال 1384، 84 درصد متقاضیان نشریه هم به نشریات عمومی گرایش داشتند و 16 درصد تقاضاها مربوط به نشریات تخصصی بوده است. از نظر زبانی هم بالطبع نخستین زبان فارسی، بوده است و بعد از آن نشریات انگلیسی فارسی و نشریات سایر زبانها قرار گرفتهاند. زبان عربی در میان زبانها کمتر از همه خواستار داشته است.
تیراژ؛ راز مگو
مطبوعات طبق قانون موظفند تیراژ خود را به وزارت فرهنگ و ارشاد اعلام کنند و به نظر میرسد این وزارت هم باید طبق قانون دسترسی آزاد به اطلاعات، این آمار را منتشر کند. با این حال تیراژ، هم برای مدیران مطبوعات و هم برای مدیران دولتی به خط قرمز تبدیل شده است.
بتازگی این خط قرمز تا حدی کمرنگ شده است و معاون مطبوعاتی از تیراژ کمتر از دو میلیونی مطبوعات سخن گفته است.
آمار سال 1384 وزارت ارشاد هم نشان میدهد تیراژ کل مطبوعات ایران در سال یک میلیارد و یکصد میلیون نسخه بوده است یعنی معادل هشتاد روز تیراژ روزنامه پرتیراژ یومیوری در ژاپن! اقتصاد رسانه البته فقط تیراژ نیست.
آمارها نشان میدهد مطبوعات ایرانی در سال 1384، شش میلیارد آگهی دولتی و 27 میلیون دلار ارز دولتی دریافت کردهاند که البته باید در کنار سهمیه کاغذ دولتی گذاشت و از سهم بزرگ دولت در چرخیدن چرخ مطبوعات نگذشت، هرچند دولت نهم و دهم در زمینه کاغذ و یارانه مطبوعات نظرات خاص خود را داشته است.
وضع مطبوعات در عدد و ارقام بد نیست. گفته میشود ایران در زمره ده کشور با تعداد مطبوعات بالا قرار دارد. آنچه مهمتر از آمار و ارقام است کیفیت مطبوعات است که بسیاری از آن راضی نیستند و دلخوش کردن به آمار را گمراه کننده میدانند هرچند در آغاز گفتیم خود عدد، زبان گویایی است که بسیاری از مفاهیم را به دنبال خود میکشاند.
مصطفی مسجدیآرانی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: