در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دسته اول پسران و دخترانی هستند که به سنشرعی نرسیدهاند و دسته دوم افرادی هستند که به لحاظ عقلی دچار مشکل هستند.
البته تشخیص این موضوع با پزشکی قانونی است به همین دلیل است که در همه پروندهها متهم از سوی پزشکی قانونی مورد بررسی علمی قرار میگیرد و در صورتی که مجنون یا مهجور باشد مطابق قانون مسوولیت کیفری دربرابر جرمی که مرتکب میشود، ندارد. از نظر قانون افراد مهجور کسانی هستند که قدرت تشخیص ندارند.
مهجوران افرادی هستند که همیشه باید تحت نظر پزشک باشند. به خاطر اینکه آنها نمیتوانند تصمیمات درست بگیرند قانون برای آنها قیم تعیین میکند البته آنها دیوانه یا مجنون نیستند بلکه دچار زوال عقلی هستند. آنها قدرت تشخیص خوب از بد را ندارند و خودکنترلی که دارند بسیار کم است و نمیتوانند مثل افراد سالم خوب را از بد تشخیص دهند.
البته آنها دارای هوش هستند و میتوانند در ظاهر مثل افراد عادی باشند اما قدرت تشخیص خوب را از بد ندارند. یادم میآید چند سال پیش به پرونده اتهامی مردی رسیدگی کردیم که مرتکب قتل شده بود و بعد از بررسی دقیق از سوی پزشکی قانونی مشخص شد او دچار مهجوریت است و مادرش قیم اوست. کیفرخواست علیه این مرد صادر شده بود.
پرونده که به دست من و همکارانم رسید و آن را مطالعه کردیم متوجه شدیم پزشکی قانونی در مورد مهجوریت او اظهار نظر کرده است و البته خانوادهاش هم مدارک را روی پرونده گذاشته بودند اما جالب اینجاست که آنها نمیدانستند فرزندشان مهجور است و تصور میکردند او فقط یک بیماری ساده روحی دارد. در واقع آنها معنای مهجوریت را متوجه نشده بودند.
روز دادگاه فرا رسید و ما از او خواستیم همه آنچه اتفاق افتاده است را توضیح دهد. لازم به ذکر است که گفتههای متهم و صداقتی که در رفتارش دارد و حالات او در تصمیمگیری ما خیلی موثر است چرا که میتوانیم تشخیص دهیم کجای ماجرا را دروغ و کجا را راست میگوید.
مرد متهم بدون هیچ گونه کم و کاست یا مخفیکاری همه آنچه را در روز حادثه اتفاق افتاده بود برای ما توضیح داد و گفت چون با دوستش دعوا کرده از دست او عصبانی شده و برای همین هم از فرط عصبانیت با چاقو او را کشته است.
تحقیقات پلیسی نشان میداد متهم و مقتول از مدتها قبل با هم درگیری داشتند و کینهای قدیمی عامل اصلی این دعوا بوده است. من از متهم خواستم در مورد دعواهای قدیمیاش توضیح دهد.
این مرد جوان گفت دوستش همیشه او را دیوانه میخوانده است و به همین خاطر هم آنها با هم زیاد درگیر میشدند. این مرد گفت: دوستم همیشه به من میگفت تو یک بیمار و دیوانه هستی و همه این موضوع را میدانند اما مادرت نمیخواهد آن را به تو بگوید.
این در حالی بود که مادر متهم در جلسه دادگاه ادعا کرد پسرش دارو مصرف میکند. تحت نظر پزشک است و از زمانی که همسایهها این موضوع را فهمیدهاند بیشتر او را آزار میدهند و مخفیکاریش به خاطر این بوده که همسایهها نفهمند و فرزندش را اذیت نکنند.
حرفهایی در دادگاه زده شد من و همکارانم را بر آن داشت که درخواست کنیم یک کمیسیون پزشکی پسر جوان را مورد بررسی قرار دهد. متهم به پزشکی قانونی فرستاده شد و بعد متخصصان نظر خود را اعلام کردند. آنها گفتند پسرک به حدی از بیماری رسیده است که مهجور شده و قدرت تمیز خود را از دست داده بنابر این وی مسوولیت کیفری ندارد.
جالب اینجاست خانواده پسر جوان هم این موضوع را نمیدانستند و فکر میکردند پسرشان فقط یک بیماری عصبی دارد، مادر متهم با اینکه قیم فرزندش بود اما نمیدانست این قیومیت به خاطر مهجوری اوست و فکر میکرد بیماری روانی او باعث شده قیم پسرش شود. آنها مدارک را ارائه داده بودند اما نمیدانستند این مدارک چقدر مهم است و سرنوشت پسرشان را تغییر میدهد.
مطابق قانون افرادی که مهجور هستند نمیتوانند معامله کنند و قدرت تمیز ندارند و مسئولیت کیفری متوجه آنها نیست. من و همکارانم بعد از گفتوگو با پسر جوان متوجه واقعیت شدیم و او را به پرداخت دیه محکوم کردیم و مادرش به عنوان قیم او دیه را به اولیای دم پرداخت.
درست است قتل عمد در قانون ما مجازات قصاص دارد اما این قانون استثنا هم دارد که در این میان مهجور بودن یکی از آنهاست. برخی از افراد مهجور مثل یک انسان عادی که قدرت تمیز دارد حرف میزنند و کار میکنند و حتی به دانشگاه میروند و در ظاهر آنها چیزی معلوم نیست.
این پسر نیز همین طور بود در ظاهر خیلی عاقل به نظر میرسید اما واقعیت و درون او چیز دیگری را نشان میداد و خوشبختانه ما توانستیم واقعیت را بفهمیم و حکمی شرعی و قانونی در این خصوص صادر کنیم. (جام جم - ضمیمه تپش)
غلامرضا بومی قاضی بازنشسته
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: