در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تماشاخانه سنگلج که از سال 1344 جهت حفظ و اشاعه هنر نمایش ایرانی تاسیس شد و در گذر زمان به خاطر خلق آثار ماندگار و درخشان در ادبیات نمایشی ایران لقب خاستگاه تئاتر ملی ایران را به خود گرفت به عنوان مرکز نمایشهای ایرانی دارای شخصیت و هویت خاص شده است. شناسنامه داشتن یک تماشاخانه، ویژگی منحصربهفرد آن به شمار میرود؛ یعنی اینکه تماشاگر و هنرمند وقتی اسم سنگلج را میشوند تکلیفشان روشن است که به تماشای تئاتر صرفا ایرانی به سنگلج میروند. دقتکنید که تشخصداشتن سالنها در بیشتر کشورهای خارجی دارای اعتبار تئاتری به امری معمول بدل شده است یعنی یک ساختمان تئاتری برای مخاطب تعریفی از محصولات خود دارد؛ مثلا سالنهای کمدی ـ موزیکال، تئاترهای تراژدی و کلاسیک، تئاترهای باله و... مشخصا در طول سال آثار تعریفشده خود را ارائه میدهد. متاسفانه در تئاتر ما، چنین تعاریفی را جز در تماشاخانه سنگلج نداریم.
اما سنگلج چیست؟ متاسفانه، در سالهای گذشته به خاطر تعریف نابهجای هنرمندان و بهرهوری نادرست مدیریتهای فرهنگی، تماشاخانه سنگلج را محل اجرای نمایشهای آیینی و سیاهبازی و کمدی معرفی کردهاند و عدهای هنوز هم براین باور نادرست خود تاکید میکنند؛ حال آنکه سنگلج پایگاه نمایشهای ایرانی بوده و هست؛ نمایشهای ایرانی در تمام ابعاد گستردهاش؛ کمدی و غیرکمدی. مگرنه این که نمایش «هاملت با سالاد فصل» نوشته اکبر رادی و کارگردانی هادی مرزبان، نمایش «رویاهای رام نشده» نوشته ایوب آقاخانی و کارگردانی سیاوش طهمورث و... جزو اجراهای موفق غیرکمدی سنگلج بودهاند؟ اما طرح توسعه سنگلج را به همین دلیل مطرح کردیم تا مردمی که مشتاق نمایش ایرانی هستند، کارها را در سالنهای با کیفیتتر و مناسبتر دنبال کنند. در نمایش ایرانی تحولات بزرگی صورت گرفته و برای اجرای نمایشهای گوناگون ایرانی نیاز به سالنها و مکانهای فیزیکی متفاوتتر هستیم. از سال 1389 طرح توسعه تماشاخانه سنگلج به عنوان خاستگاه تئاتر ملی ایران توسط استاد انتظامی به شهرداری تهران ارائه شد. در این طرح الحاق ساختمان جنب تماشاخانه سنگلج به این مجموعه خواسته شد تا با تغییر کاربری این ساختمان اداری به یک مجموعه با سالن بلکباکس (بدون صحنه) و پلاتوهای تمرین نمایش و موزه تئاتر تهران در دیگر طبقات آن و استفاده از حیات ساختمان برای اجراهای میدانی و معرکهای سنگلج به یک مرکز حرفهای با امکانات بالا برای تئاتر ایرانی تبدیل شود. بیشک در اجرای این طرح توسعه، هم تماشاگر حرفهای نمایش ایرانی ذینفع خواهند بود و هم نسل جدیدی از هنرمندان جوان ـ حدود 1300 نفر در سال ـ فرصت بیشتری برای اجرا پیدا خواهند کرد. این طرح هماکنون پس از اعلام حمایت 397هنرمند سرشناس تئاتر همچون استاد رشیدی، نصیریان، مشایخی و ایرج راد توسط شوراهای مختلف کارشناسی در شهرداری بررسی شده و طی این دو سال به نتایج مثبتی رسیده است و در دستور اجرا قرارگرفته تا راه عملی برای داشتن مکان حرفهای تئاتری ـ تاریخی طی شود؛ به امید آن روز.
اتابک نادری / مدیر پیشین تماشاخانه سنگلج
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: