دوربین و لنز و عوامل، دستیار، تدارکات، جلوههای ویژه، میزانسن، دکور، اسباب گریم و پروژکتور و میکروفن و دکوپاژ و حتی هنرپیشهها یک طرف، همه تن سینما است، در طرف دیگر اما داستان و دیالوگ است که جان سینماست که خیال آفرینش و آفرینش خیال میشود و دیالوگ ضربان قلب این غول مهیب قرن، سینما است!
اگر بگوییم دیالوگ دشوارترین، حساسترین و هنریترین بخش سینما ـ یا هر هنر دراماتیکی ـ است، اغراق نیست. دیالوگ است که به داستان، جان میبخشد، جانی که باید تا انتها، با فیلم بماند، دیالوگ است که شخصیتها را میشناساند، هر کلمهاش تکهای از زندگی نود دقیقههای ما و سینما است.
کمخرجترین و فقیرانهترین فیلمها اگر داستان و دیالوگ جاندار داشته باشند، ماندنی هستند و پرخرجترین و اشرافیترین فیلمها اگر دیالوگ ماندگار نداشته باشند، فراموش میشوند و این البته بیرحمی نیست!
اینکه هنرپیشهای در بهترین گریم و دکور و لباس و صحنه و زاویه فیلمبرداری قرار بگیرد اما دیالوگهایش گویا نباشد، زیبا نباشد، بر جان ننشیند، انگار طاووسی بسیار زیبا اما بیجان داشته باشید که سرنوشتش گندیدن و فراموش شدن است.
دیالوگنویس باید احاطهای همه جانبه و همزمان بر فرهنگ، تاریخ، ادبیات و حتی روانشناسی داشته باشد و همین کار را دشوار و البته زیبا میکند، دیالوگنویس بدون افتادن در گوی پرگویی، باید کلمات را مـــانند دانههای مروارید و یاقوت ابتدا در ذهن خودش انتخاب کند، بتراشد، آرایش کند، خلاصه کند و در نهایت در دهان بازیگر قرار دهد و داستان را از زبان بازیگران پیش ببرد.
علی حاتمی دیالوگنویسترین سینمایی ایران بود و این «دشوارترین» را به زیباترین و ماندگارترین تبدیل میکرد.
او چون هم نویسنده و هم کارگردان آثار خود بود، این فرصت را داشت که همه این زیبایی تن، تکنیک و ابزار سینما را در خدمت آن جان و روح قرار دهد.
فیلمهای حاتمی حاصل زیبایی تام و کمال بود و هست، زیباییهایی که در هماهنگی کامل، در جهان ذهنی حاتمی ساخته میشد و بعد بر پرده نقرهای سینما و ذهن مخاطبانش در هر نسلی نقش میبست و میبندد.
علی حاتمی به مدد دیالوگهای ماندنیاش، به یکی از فراموشنشدنیترین فیلمسازان ایرانی بدل شده است، فیلمسازی که بخاطر نوع دیالوگهایش، کمتر رقیبی در سینمای ایران دارد.
از آن بالاتر، دیالوگهای علی حاتمی آنقدر موزون و پر معنا و لطیف است که بعید نیست روزی تبدیل به ضربالمثل شود.
علی حاتمی در فیلم کمالالملک از زبان استاد نقاش میگوید: «من آرزو طلب نمیکنم، آرزو میسازم» آرزو ساختن کاری بود جانانه که حاتمی خوب بلد بود.
بهمن هدایتی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم