در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیلی سخت است که باور کنیم بعضی از ما آدمها که ادعای زرنگی و باهوش بودن هم داریم، گاهی چه آسان اسیر دست دیگران میشویم و چه آسان از داشتههای خود میگذریم و چه آسان عقل و ذکاوتمان را پای احساسات و هیجانات زودگذر قربانی میکنیم.
کم نیست از این دست خبرها که میشنویم برخی دختران سادهدل و پاک و نجیب اسیر دست شیادانی شدهاند که با ترفند رساندن دختران به آمال و آرزوهایشان آنها را با وعده ازدواج فریفتهاند.
کم نیستند پسرانی که اسیر کرشمههای برخی دختران میشوند و آنگاه که در دام افتادند، براحتی از هر آنچه دارند و ندارند باید بگذرند تا خواستههای آنان را برآورده کنند.
این روزها و این سالها گویا شنیدن خبرهایی درباره فریفته شدن و اغفال عادی شده است. تعجب آنجاست که با وجود انعکاس خبرهای اینچنینی در فضای مطبوعات و دهان به دهان شدن این دست خبرها میان مردم، باز هم شاهد چنین اتفاقهایی هستیم.
باز هم شاهدیم و میشنویم و میخوانیم و میبینیم که دختری در خیابان عاشق پسری شد و پایش را در یک کفش کرد که باید با او ازدواج کند. باز هم میشنویم که دختری در فضای مجازی فریفته پسری شد و به خواستههای او تن داد. روی سخن در اینجا با خانوادهها و پدر و مادرها نیست.
روی سخن با جوانان دختر و پسری است که چهبسا خود را عقلکل میدانند و معتقدند خود بهراحتی و بیدخالت والدین و بزرگترها میتوانند شریک زندگی خود را انتخاب کنند و البته براحتی نیز اسیر ترفندهای شیادان میشوند.
روی سخن با جوانانی است که در این باره از کسی جز خود حرفشنوی ندارند. کاش پیش از دلدادگی و دلبستن در خیابان و پارک و فضای مجازی و ازدواجهای سرخود، کمی هم به دور از احساسات صرف، عاقلانه تصمیم بگیرند و بدانند که عقل حکم میکند نظر والدین را درباره شریک زندگی بپرسند تا خدای نکرده اسیر کلاهبرداریها و شیادی ها نشوند. حکایت همان حکایت خشت خام و آئینه و پیر و جوان است.
صولت فروتن - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: