در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنها در جریان تحقیقات پی بردند مجتبی از مدتی قبل با یکی از دوستان و هممحلیهای خود به نام یونس اختلاف داشته و آن دو چند بار با یکدیگر درگیر شده بودند. به این ترتیب یونس تحت تعقیب قرار گرفت و معلوم شد وی از زمان وقوع قتل فراری شده است.چندی بعد ماموران مرزبانی در سلماس مردی را بازداشت کردند که قصد داشت به صورت غیرقانونی، کشور را ترک کند. او خودش را فردی افغان به نام عبدالرحمن معرفی کرد و گفت: مدتی قبل به صورت غیرقانونی از افغانستان به ایران آمدم تا شاید کاری پیدا کنم و اوضاع زندگیام رو به راه شود ولی به خواستهام نرسیدم. برای همین تصمیم گرفتم به کشوری دیگر بروم و این بار هم باید به صورت غیرقانونی این کار را انجام میدادم.
ماموران حرفهای این جوان را باور نکردند و بازجوییها از وی ادامه یافت تا این که او بالاخره هویت واقعیاش را فاش و به قتل دوستش در تهران اقرار کرد.
یونس بعد از انتقال به پلیس آگاهی تهران بار دیگر اتهام قتل را گردن گرفت و گفت: مدتی بود به دختری به اسم سارا علاقه داشتم و میخواستم با او ازدواج کنم. سارا هم مخالفتی نداشت، اما فهمیدم مجتبی هم به سارا علاقهمند شده و درصدد است با او رابطه دوستی برقرار کند. به همین دلیل با مجتبی صحبت کردم و از او خواستم سارا را فراموش کند، ولی او دستبردار نبود. ما چند بار سر این موضوع با هم دعوا کردیم و با وجود این که او را تهدید کرده بودم اما به حرفهایم اعتنایی نکرد تا این که روز حادثه بار دیگر با هم درگیر شدیم و من با چاقو او را زدم. البته قصد قتل نداشتم.
متهم بعد از اعتراف به قتل روانه بازداشتگاه شد و پرونده اتهامیاش در مرحله تحقیقات مقدماتی بود که اولیای دم مقتول با حضور در دادسرای جنایی از قصاص گذشت کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: