خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 42

دوشنبه 16 اسفند ماه 1372 صبح از بخش روابط عمومی سازمان بازدید داشتم و در جریان نحوه ارتباط مخاطبان با روابط عمومی قرار گرفتم.
کد خبر: ۵۰۴۴۸

به دوستان گفتم با استفاده از روش رایانه ، با نیروی انسانی کمتر می توانید این کار را انجام دهید.
مدیر شبکه یک تماس گرفت و از کمبود فیلم سینمایی گله داشت. به ایشان گفتم گله فایده ای ندارد; اینها کار شماست که باید حل کنید; از طریق بنیاد سینمایی فارابی پیگیری کنید. بنا شد من با آقای {سیدمحمد} بهشتی صحبت کنم.
کارها در صداوسیما خیلی متمرکز است. معاونت های صف امکانات کافی برای حرکت با شتاب ندارند.
رئیس صداوسیما که باید بیشتر به سیاستگذاری و نظارت بپردازد، درگیر امور روزمره است ، که خیلی وجهی ندارد. مثلا چرا برای سفر یک همکار به خارج از کشور، باید فرم آن را رئیس سازمان امضا کند؛
این روزها در کنار بازدیدها در فکر این هستم که ساختار صداوسیما را تغییر دهم تا مجالی برای فکر کردن در راس سازمان ایجاد کنم. بخش برنامه ریزی سازمان ضعیف است.
از طرفی استراتژی سازمان مدون نشده و معاونت های صف ، افق آینده را دقیق نمی دانند; بنابراین ، این امور مرتبا ذهن مرا درگیر می کند. از طرف دیگر کسانی که بخواهند این امور را بر عهده گیرند، باید حتما با رسانه آشنایی داشته باشند.
صداوسیما امتزاج فن و هنر است. حیثیت فنی حداقل 50 درصد کار را به خود اختصاص می دهد. آنچه امروز از 3 R&D سخن گفته می شود، بیشتر در سطح بنگاه های اقتصادی است. در عرصه فرهنگ ، باید با ساز و کار خود آن، چنین پژوهش هایی را سامان داد.
کارهای اداری سازمان را تا ساعت 4 انجام دادم. روزنامه کیهان مصاحبه ای با آقای احسان نراقی کرده درباره «تساهل و مدارا» که یونسکو آن را شعار خود قرار داده. مصاحبه ، معمولی نیست. این مصاحبه را خواندم.
تلاش کیهان این است که نشان دهد این شعار، همان شعار فراماسونرهاست. افطار منزل مادرم دعوت بودیم. با خانواده خدمت ایشان شرفیاب شدیم.

خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 41
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها