در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حادثهای که اوجانی تعریف میکند مربوط به زمان بازی در سریال شهید تندگویان است. طی این حادثه متفاوت که به اعتقاد او، حاصل نوعی معنویت است، گره از یک پرسش ذهنی او برداشته میشود. اوجانی در این باره میگوید: یک روز سکانسهای مربوط به زندان را ضبط میکردیم. همینطور که همه عوامل، مشغول کار خودشان بودند، من به تنهایی در زندان نشسته بودم و قرآنی در دستم بود.
تنهایی و حس معنوی زیادی بر من حاکم شده بود و در آن لحظه فکر کردم خودم را جای شهید بگذارم و ببینم آیا ارتباطم با قرآن برقرار میشود یا خیر؛ این سوال نیز همیشه ذهنم را درگیر میکرد که زمانی که انسان میخواهد از دنیا برود چه اتفاقی برایش میافتد و چگونه میمیرد؟ در آن لحظه خواستم این سوال را از قرآن بپرسم و ببینم آیا پاسخ میگیرم یا نه. نیت کردم و اولین جملهای که به چشمم خورد این بود: «همانطور که متوجه نشدی چطور به دنیا میآیی همانطور هم از دنیا میروی.» در آن لحظه پاسخ سوالم را از قرآن گرفتم و این را به حساب تلاشم برای نزدیک شدن فکری و اعتقادی به شهید تندگویان گذاشتم و احساس کردم با بازی در این نقش، این شهید نیز گوشه چشمی به من داشته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: