مثل پنیرسوئیسی

35 سال پیش ، دتمار کرار، نظریه پرداز و مغز متفکر فوتبال آلمان ، در تهران یک دوره کلاس پیشرفته مربیگری برگزار کرد که به گفته شرکت کنندگان ، بسیار آموزنده و مفید بود.
کد خبر: ۵۰۳۲۱

این معلم کارکشته در جریان برپایی این کلاس ، هوس رفتن به امجدیه (شیرودی) را کرد تا از نزدیک ، یکی از بازیهای لیگ ما را ببیند و سایه روشن های آن را به شاگردانش منتقل کند.
وقتی نیمه نخست این بازی به پایان رسید، کرار خطاب به تمامی نفرات شرکت کننده در کلاس که اطراف او نشسته بودند گفت: توجه کنید. دفاع شما مثل پنیر سوئیسی است.
این جمله کوتاه کافی بود تا مربیان وطنی بدانند، دفاع تیمهای ما رسوخ پذیر و از انسجام هارمونی و هماهنگی لازم به دور است.
منظور کرار از پنیر سوئیسی ، سوراخ سوراخ بودنش بود، یعنی مرکز دفاع تیمهای ما مملو از حفره و روزنه است. تیم ما از مانع دوم هم به سلامت گذشت تا بارقه امید را در دلها بتاباند و برای صعود به دور دوم مقدماتی جام جهانی آماده شود.
حالا رقبایی دندان گردتر و صد البته جدی تر پیش رو داریم ؛ حریفانی که برای رسیدن به جام جهانی 2006خوابهای طلایی می بینند و قطعا موی دماغ ما خواهند شد. اردن و قطر در زمره تیمهای درجه اول در عرصه آسیا نیستند، اما این دو حریف با وجود حذف از گردونه جام جهانی ، درسهای آموزنده ای را فراروی کادر فنی تیم ملی قرار دادند.
کسب 9امتیاز از 4بازی با اردن و قطر، نشان از برتری بی چون و چرای فوتبال ایران نسبت به این دو حریف دارد، اما یادمان باشد، هم در تهران و هم در امان و دوحه ، ضعفهای مفرط بویژه در کمربند دفاعی تیم ملی کشورمان بوضوح رویت شد. برانکو ایوانکوویچ که به سیستم 4-2-3-1 اعتقاد و علاقه وافری دارد و این شیوه را برای تیم ملی ما تاثیرپذیر می داند، نیک می داند برای اجرای این سیستم به مجموعه ای توانا نیاز دارد.
شاید به مذاق برانکو خوش نیاید، اما واقعیت این است که تیم ما هنوز به سطحی از توانایی نرسیده که بتواند 4-2-3-1را بخوبی پیاده کند.
او باید این نکته حیاتی را ملکه ذهنش کند که برخی بازیکنان انتخاب شده در قالب این شیوه توانایی اجرای 4-2-3-1 را ندارند. نفراتی که با این سیستم به میدان می روند علاوه بر تاکتیک پذیری می بایست از یک ویژگی بالا نیز بهره مند باشند که این عامل حیاتی ، آمادگی بدنی مطلوب است.
در بازی با قطر همانند دیدار رفت با اردن و همچنین بازی با آلمان ، برآیند عملکرد دفاع ما منفی بود؛ چرا که دفاع خطی هنوز در فوتبال ما جانیفتاده و طبیعی است این نوع راهبرد، نمی تواند جوابگو باشد و خواسته برانکو را برآورده کند.
حتی حسین فرکی پس از پایان بازی با قطر، اذعان کرد تیم ملی در این نوع سیستم (دفاع خطی) همچنان مشکل دارد و باید ابتدا در باشگاه ها اجرا شود تا سپس در تیم ملی مورد استفاده قرار گیرد.
بسیاری از کارشناسان معتقد و متفق القولند که با دفاع خطی نمی توانیم به مراد برسیم و در مرحله دوم شاید تیرمان به سنگ بخورد و کاخ آمال و آرزوهایمان ویران شود.


راه حل
عقل سلیم حکم می کند برانکو دست به کار شود و برای این منظور تدابیر منطقی تری پیشه کند. شاید او بیش از دو گزینه پیش رو نداشته باشد؛ یا این که دست از دفاع خطی بردارد یا مدافعان دیگر مثل سهراب بختیاری زاده ، پیروز قربانی و امثالهم را هم محک بزند.
برانکو از همین حالا باید به فکر ترمیم این منطقه حساس باشد و دفاع تیم ملی را به دژی تسخیرناپذیر بدل کند. دفاعی که مثل پنیر سوئیسی می ماند و با هر تلنگری از هم می پاشد، فردا مقابل تیمهای سرعتی قطعا به مشکل برخواهد خورد و بیش از پیش ، پاشنه آشیل خواهد بود.
اگر بنا باشد کمربند دفاعی ما برابر قطر این گونه شیرازه اش به هم بخورد، فردا برابر ژاپن ، کره ، ازبکستان کم خواهد آورد. خب ، با این شرایط دست روی دست گذاشتن جایز نیست.
بدون تعارف ، برانکو باید اندیشه سنتی را کنار بگذارد و عنایت به یک دسته از مدافعان خاص را فراموش کند. حالا، خرد و کلان و پیر و جوان به ضعف مفرط خط دفاعی وقوف کامل دارند و در هر کوی و برزن از پاشنه آشیل تیم ملی می گویند.
در رقابت های مقدماتی جام جهانی 98با وجود آن که 3-5-2بازی می کردیم ، اما 2تغییر به موقع سبب شد خون تازه ای در شریان های خطدفاعی تیم ملی جاری شود و تیم ما در جاده موفقیت حرکت کند.
حتما به یاد دارید وقتی مهدی پاشازاده و نادر محمدخانی به اردوی تیم ملی فراخوانده و همراه محمد خاکپور در قلب دفاعی به کار گمارده شدند، تا حدودی ، نقاط تاریک این منطقه رفع شد و نفس راحتی کشیدیم.
برانکو باید از این تغییر بهنگام و اثربخش ، الهام بگیرد و از همین امروز برای سر و سامان دادن به خط دفاعی ، نقشه های درست بکشد.
او نباید به اصرار بیهوده خود متکی باشد و به مدافعان فعلی بیش از اینها میدان بدهد. دگردیسی در قلب دفاعی از نان شب هم واجب تر است و حتما برانکو با علم به نقاط تاریک این منطقه ، آستین همت بالا خواهد زد.


چپ غیرفعال
استفاده از بازی ترکیبی در فوتبال امروزی ، حایزاهمیت است و جایگاهی رفیع دارد. تیم ملی ما در جناح راست از ترکیب 2یا 3نفره سود می برد و با مهدوی کیا، کعبی و علی کریمی در این منطقه آقایی می کند.
به واقع منطقه راست ما پایه گذار حملات اساسی است و به دفعات تیم ملی کشورمان از این جناح به اهداف بایسته رسیده و تیرش را به هدف نشانده است.
حضور بالهای متحرک در جناحین قطعا می تواند برگ برنده تیم ملی باشد و برانکو، نفس راحت تری بکشد. برخلاف منطقه راست ، تیم ملی در جناح چپ از برندگی و هارمونی بایسته برخوردار نیست.
نبود یک پیستون و بال متحرک که بتواند زوج مکمل واحدی نیکبخت باشد، تیم ملی ما را در این منطقه دچار مشکلات حادی کرده است.
برانکو در بازی با قطر محمد نصرتی را به پست اصلی بازگرداند. او به این نکته مهم پی برده بود که نصرتی بازیکنی نیست که بتواند در کارهای تهاجمی طولی روی خط و عبور از کناره ها جوابگو باشد، بنابراین به ستار زارع ، بازیکن جوان اما کم تجربه اتکائ نمود و وی با وجود تلاش بسیار، ثابت کرد که مرد بازیهای بزرگ نیست و هنوز به پختگی لازم نرسیده است.
اکنون که کادر فنی تیم ملی به سایه روشنهای تیم ملی وقوف کامل پیدا کرده ، شایسته است با تماشای بازیهای لیگ ، بازیکنان قابل را شناسایی و به اردو فراخواند. محمد نوازی ، داوود سیدعباسی ، امیرحسین یوسفی ، اصغر طالب نسب نفراتی هستند که برانکو می تواند عیار آنان را بسنجد و در صورت غیاب علی بداوی (مرد اول این منطقه)، به عنوان زوج طلایی واحدی نیکبخت در جناح چپ به بازی بگیرد.
شک نداریم اگر دو جناح تیم ملی پرقدرت باشد و بالهای متحرکی داشته باشیم ، اوضاع بر وفق مراد و سازمان کوک خواهد بود.


تبادل اندیشه
فوتبال نتیجه گرای ما هنوز با آداب و رفتار حرفه ای غریبه و همچنان دچار روزمرگی است. نه تنها برانکو بلکه هر فردی که سکان رهبری تیم ملی را عهده دار می شود، حرف خودش را می زند و به انتقادها و راهکارهای اثربخش اهل فن کاری ندارد.
این انحصارطلبی ، نشات گرفته از ساختار غلط و فوتبال دیمی ماست. در هیچ نقطه ای از دنیا، مربی تیم ملی یکه و تنها بار سنگین مسوولیت را به دوش نمی کشد. تبادل اندیشه و بهره مندی از دیدگاه های صاحب نظران بویژه مربیان باشگاه ها از عوامل حیاتی به شمار می آید.
برانکو که به اجرای سیستم 4-2-3-1مصر است ، آیا تا به حال با مربیان وطنی درخصوص سایه روشن های این شیوه و اصولا استفاده از دانش و تجارب آنان در راه اعتلای خطوط سه گانه سود برده است یا نه؛
آیا او راجع به محاسن این شیوه روز دنیا، مواردی را برای مربیان وطنی تشریح کرده است؛ بی هیچ شبهه ای پاسخ به این پرسش منفی است. چه ایرادی دارد که برانکو مانند دیگر رهبران تیم ملی ، با مربیان باشگاه ها پیوند منطقی داشته باشد؛
او باید از همین امروز دست به کار شود و فقط به تماشای لیگ بسنده نکند. حضور در تمرین های باشگاه ها و نزدیکی با مربیان که می بایست در اولویت برنامه های پروفسور باشد. فوتبال ورزشی است جمعی و طبیعت زندگی اجتماعی ایجاب می کند با هم بودن و انسجام را بیاموزیم.
سکاندار هدایت تیم ملی ، نیک می داند که باشگاه های ما با سیستم 4-2-3-1غریبه هستند، پس او باید ابتدا فاصله ها را کم کند و به باشگاه ها نزدیک و سپس نظرات مربیان را جویا شود.
کمک و همفکری با مربیان باشگاه ها و کارشناسان ضریب آشنایی برانکو را مضاعف خواهد کرد و دانش روز مربیان داخلی را بالا خواهد برد تا آنها راحت تر بتوانند به اهدافشان نزدیک شوند.

رضا میرزاییان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها