در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از مهمترین سوالات صنعت چاپ این است که چرا روز صنعت چاپ از تقویم حذف شد و مسئولان فرهنگی هیچ اقدامی برای پیگیری موضوع نکردند؟
روز صنعت چاپ از سال 82 و در زمان ریاست اسدالله جامی بر دفتر امور چاپ در تقویم کشور ثبت شد و پس از آن از سال 83 مسابقه آثار برتر چاپی و مراسم بزرگداشت روز صنعت چاپ در کشور برگزار شد.
این روز سال گذشته به بهانه اینکه تقویم سنگین شده است و باید سبک شود از مناسبتها حذف شد. موضوع جالب اینجاست که وقتی این موضوع از طرف دولت اعلام شد، اصناف فعال در این حوزه هیچ واکنشی نشان ندادند و موضعی نسبت به روزی که متعلق به خودشان بود، گرفته نشد.
فکر میکنید علت بیتوجهی صنف به این موضوع چه بوده است؟
بیتوجهی و عکسالعمل نشان ندادن دستاندرکاران صنعت چاپ ناشی از این است که آنها این روز را دولتی میبینند، در حالی که روز صنعت چاپ روزی ملی است، نباید چنین مناسبتهایی را به دولت منتسب و سهم خود را جدا کنیم. البته سرپرست دفتر امور چاپ قول داده که از سال 92 روز صنعت چاپ بار دیگر در تقویم بیاید و باید منتظر بود که آیا این موضوع عملی میشود یا خیر؟
یکی از دغدغههای دستاندرکاران این صنعت در سالهای اخیر توجه به آموزش بوده است، این موضوع اگر چه با برگزاری یک دوره آموزشی در خارج از کشور (پرینت پرموشن) دنبال شد و در داخل نیز دورههایی با کیفیتهای مختلف برگزار شد، اما نقاط ضعف آن بسیار زیاد بود، علت آن را چه میدانید؟
معتقدم دولت ابتدا باید به عنوان سیاستگذار برنامهریزی خوب و مشخصی انجام دهد و با مامور کردن افرادی برای مطالعه و تحقیق سطح اطلاعات و سواد فعالان این حوزه را بررسی و شرایط آرمانی و ایدهآل را ترسیم کند. اینکه آیا صنعت چاپ امروز نیازمند آموزش اپراتور است یا تکنسین، مدیران چاپخانهها در چه سطحی قرار دارند، آیا باید به هنرستانهای چاپ توجه داشته باشیم یا دانشگاهها، متاسفانه برنامهریزیهایی که در این حوزه انجام میشود بدون در نظر گرفتن این فرضیات است و تنها پیامد این موضوع هدر رفتن سرمایههاست.
اکنون بدنه صنعت چاپ شامل کارگران و مدیران میانی و عالی این صنعت نیازمند فراگیری تخصص اند، اما هیچ دوره یا کلاس آموزشی در زمینه بازاریابی و مدیریت وجود ندارد، موضوع مهم اینجاست که ساز و کار مطالعه و برنامهریزی در این وزارتخانه احیا نشده است و کلا به کارهای سهل و آسان عادت کردهایم، در آغاز سال بودجه بگیریم و به پیمانکاری بدهیم و در کارنامه پایان سال کاری بگوییم این کارها را کردهایم.
تشکلهای صنفی به عنوان رابطان و بازوهای اجرایی بین دولت و صنف نقش مهمی در این صنعت به عهده دارند، به نظر شما اتحادیهها و انجمنهای صنعت چاپ حضور فعالی در این حوزه دارند؟
به نقش تشکلها در این صنعت از دو زاویه میتوان نگاه کرد، نخست ماموریتها و وظایف قانونی و سازمانی و دوم ماموریتهایی که بهصورت عرفی برای آنها تعریف شده است.
بخش عمده فعالیتهای آنان پیگیری مطالبات افراد صنف طبق قانون نظام صنفی و قوانین است و مشکلی که در این میان وجود دارد این است که سطح مطالبات صنف از مسئولان و روسای اتحادیهها پایین است. معمولا در طول چهار سال فعالیت این صنف، سه ماه مانده به انتخابات هیات مدیرهها فعال میشود، شعارها و ایدههای بعضا دستنیافتی میدهند و موضوعات اغلب به صورت کلی و مبهم بیان میشوند، از سوی دیگر صنف نیز در طول این مدت پیگیر این شعارها و سخنان نیست و وقتی صنف مطالبه نمیکند، مسئول خود را پاسخگو نمیداند.
به نظر شما فعالیت این تشکلها باید چگونه باشد تا کارآیی لازم و موثر را داشته باشد؟
در مرحله نخست هیات مدیره اتحادیهها و تشکلهای صنفی باید خود را در قبال اهداف و رای صنف مسئول بدانند و پاسخگو باشند.
ذکایی: سرمایهگذاری در صنعت چاپ، پرهزینه و بسیار گران است. اکنون چاپخانههای بزرگی در کشور فعالند که تجهیزات خوبی دارند، اما به دلیل اینکه از کارگران و اپراتورهای نامناسب استفاده کردند، فعالیت مجموعه رو به ورطه نابودی است
آنها باید در بازههای زمانی مشخصی گزارش عملکرد خود را از طریق رسانهها بیان کنند. استفاده از نیروهای جوان، خلاق و باانگیزه در این صنعت یکی دیگر از ضرورتهایی است که میتواند به پر شدن خلاءهای موجود در این حوزه کمک کند. اکنون اتحادیهها میتوانند برخی از پروژههای صادراتی چاپ را با استفاده از توان و ظرفیت چاپخانههای ایرانی به صورت کنسرسیوم بگیرند. در این زمینه یکی دو پروژه ناموفق انجام شد که اگر چه میتوانست در جذب بازارهای صادراتی و بینالمللی، همچنین ایجاد فضای جدید برای ایران موثر باشد، اما با جدی گرفته نشدن فرصتسوزی بزرگی شد.
وقتی پای صحبت دستاندرکاران صنعت چاپ مینشینیم، اغلب آنها راهکار برون رفت صنعت چاپ از رکود فعلی را اعطای تسهیلات مالی با بازده پایین اعلام میکنند. به نظر شما اگر به صنعت چاپ نقدینگی تزریق شود، میتواند در تند شدن حرکت چرخهای این صنعت نقش موثری داشته باشد؟
سرمایهگذاری در صنعت چاپ، پرهزینه و بسیار گران است. اکنون چاپخانههای بزرگی در کشور فعالند که تجهیزات خوبی دارند، اما به دلیل اینکه از کارگران و اپراتورهای نامناسب استفاده کردند، فعالیت مجموعه رو به ورطه نابودی است، در این میان اما برخی از چاپخانههای کوچک توانستهاند با تمام بحرانها و گرانیها کنار بیایند و کار خود را دنبال کنند. به نظر من نقدینگی تنها عامل برون رفت از وضعیت کنونی صنعت چاپ نیست، اکنون عدهای از فعالان این صنعت تصور میکنند اگر یک دستگاه اضافه کنند موفق میشوند، در حالی که افزایش بهرهوری و توسعه کارآفرینی و ایجاد اشتغال در سایه یک مدیریت قوی و آگاه به همه بخشها متبلور میشود.
گاهی دیده میشود یک چاپخانه با بهرهمندی از بهترین و مناسبترین دستگاهها فعالیت میکند و گاهی یک چاپخانه هنوز به شیوههای قدیمی تکیه کرده و کار خود را ادامه میدهد. وضعیت کنونی ماشینها و دستگاههای کنونی چاپ در کشور را چگونه میبینید؟
اگر چه برخی از چاپخانهها توانستهاند دستگاههای نو و جدیدی خریداری کنند، اما مساله اینجاست که یک رابطه منطقی بین عرضه و تقاضا وجود دارد، فعالان حوزه چاپ فلکسو و بستهبندیهای انعطافپذیر اغلب دستگاههای نو میخرند، زیرا قیمت زیادی ندارد و تولیدکنندگان مواد غذایی و شیرینی و شکلات نیز به کیفیت کالاهای خود اهمیت میدهند.
اما در حوزه نشر بحث کیفیت مطرح نیست و آنقدر تیراژ پایین است که نمیتواند پاسخگوی نیاز هزینههای چاپخانهدار باشد، به همین دلیل مجبور به خریداری دستگاه دست دوم میشود.
در بهترین شرایط یک کتاب در شمارگان سه هزار نسخه چاپ میشود و در این میان چاپخانهدار چگونه یک میلیارد تومان برای سه هزار کتاب هزینه کند؟
یکی دیگر از مشکلاتی که چاپخانهداران از آن گلهمندند، ظهور چاپخانههای دولتی و شبهدولتی است که علاوه بر تامین نیازهای موسسه خود حجم عمدهای از سفارشهای بازار را میگیرد، به اعتقاد شما برای برخورد با این چاپخانهها میتوان اقدامی انجام داد؟
فلسفه شکلگیری چاپخانههای دولتی ابتدا برای تامین نیاز داخلی سازمانها بوده است.
در این سالها چاپخانههای شبهدولتی در کشور زیاد شده و نمیتوان کاری انجام داد. برخی از نهادهای دولتی یک سازمان خصوصی درست کردهاند و ارز خود را از دولت تامین کرده و با خریداری بهترین و مجهزترین دستگاهها علاوه بر انجام سفارشهای چاپی موسسه خود، بازار بخش خصوصی را نیز گرفتهاند.
فکر میکنم در اینجا یکبار دیگر نقش اتحادیهها میتواند پررنگ باشد، آنها به جای استفاده از شیوه نق زدن و گلایه کردن باید با تشکیل تیمهای تخصصی و کارشناسی برای بهبود این وضعیت راهکار ارائه دهند، مثلا به چاپخانههای دولتی پیشنهاد شود که بازار کارهای صادراتی را بگیرند و کارهای داخلی را به چاپخانههای خصوصی واگذار کنند.
موضوع راهاندازی شهرک چاپ از جمله موضوعاتی است که پس از گذشت سالها و خبرهای مختلف هنوز رنگ واقعیت به خود نگرفته است، دلیل اصلی این موضوع را چه میدانید؟
تاسیس و راهاندازی شهرک چاپ تهران تا پایان سال 89 تقریبا قطعی شده بود، طرح اولیه این شهرک در 200 هکتار روبهروی فرودگاه امام خمینی(ره) تصویب شده بود و شرکت شهرکهای صنعتی نیز آن را تایید کرده بود، اما با اعتراض فعالان شهرک شمس آباد به راهاندازی شهرک چاپ در جوار شهرک شمسآباد، وزیر صنعت و معدن وقت، فرصت سه ماهه برای حل مشکل داد که متاسفانه در این مدت هیچ نهادی پیشقدم نشد و ساخت و ساز شهرک منحل شد و هیچ صنفی هم اعتراض نکرد.
اکنون قیمت زمین در این منطقه بسیار بالا رفته است و اگر مسئولان میخواهند شرایط کنونی را برای فعالان تسهیل کنند، باید کارهای راهاندازی شهرک را پیگیری نمایندتا با ایجاد یک بورس صنعتی و رقابت بین دستاندرکاران تمام حرفها و وعدهها از کاغذ به مرحله اجرا برسد.
ساره گودرزی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: