در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از آنجا که رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات و وزیر سابق علوم، تحقیقات و فناوری هستید میخواستم نظر شما را در مورد ارز دانشجویی و تصمیمات نهایی در این مورد بدانم؟
پس از رایزنیهایی که بین دولت و مجلس صورت گرفت، همکارانی از مجلس با تعدادی از وزیران و مسئولان کشوری جلسات مرتبی برگزار میکنند تا اوضاع اقتصاد کشور را رصد کنند که در آنجا بحث ارز دانشجویی هم یکی از موارد مطرح شده است. تا الان در مورد حذف ارز تخصیص یافته به دانشجویان صحبتی نشده و در دستور کار جمع مسئولان نبوده، ولی بعد از آن هر تصمیمی بگیرند ما باید تبعیت کنیم. هنوز صحبتی در این مورد نشده است، اما باید منتظر باشیم و ببینیم که مسئولان، چه تصمیمی اتخاذ میکنند و تا الان که این مصاحبه انجام میشود در مورد ارز دانشجویی تصمیمی گرفته نشده است.
آقای بهمنی رئیس کل بانک مرکزی، صحبت از حذف برخی ارزها داشتند که یکی از آنها ارز دانشجویی بود!
بله، خب حذف برخی ارزها باید صورت بگیرد به عنوان نمونه باید ارز همراه مسافر حذف شود. کسی که توان رفتن به خارج از کشور برای گردش و تفریح را دارد، لزومی ندارد که از این ارز استفاده کند یا استفاده از ارز برای واردات کالاهای لوکس منطقی نیست. بنابراین باید ارز برخی از این اقلام لوکس، برداشته شود.
اگر در مورد ارز دانشجویی بخواهند تصمیمی بگیرند، بهترین گزینه را چه میدانید؟
ما باید به دانشجویان توجه کنیم، چون عمده این افراد کسانی هستند که در مقاطع تحصیلات تکمیلی و فوقلیسانس و دکتری تحصیل میکنند. برخی هم فکر میکنند که این افراد به واسطه پولداری، اقدام به ادامه تحصیل کردند که واقعا اینطور نیست و دلیل اصلی، این است که چون ادامه تحصیل در رشته مطلوب آنها در کشور، امکانپذیر نبوده به خارج از کشور سفر کردهاند و 50 تا 60 در صد آنها از توانایی مالی بالایی برخودار نیستند. خوب است که به چنین دانشجویانی که از نیروهای نخبه ما هستند کمک کنیم چون با بازگشت آنان به کشور ثمراتی حاصل خواهد شد که صدها برابر این هزینهها ارزش دارد. دانشجویی که اختراع یا نوآوری را در خارج کشور به اسم جمهوری اسلامی ایران ثبت میکند، اگر حمایت شود، با بازگشت به خاک وطن پشتوانه بزرگی برای فناوری کشور در درازمدت محسوب میشود. البته در نهایت میتوان از این دانشجویان تعهد گرفت که پس از پایان تحصیل به کشور برگردند و به کشور خدمت کنند.
یکی از مباحثی که بتازگی به صورت اجرایی درآمده تغییر نظام آموزشی در آموزش و پرورش است، قبل از اجرایی شدن این تغییرات رئیس قبلی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با این تغییرات بشدت مخالفت کرد. حالا با پیاده شدن این تغییرات، میخواستم نظر شما را در این زمینه بدانم.
هیچگاه رئیس قبلی کمیسیون آموزش و تحقیقات (دکتر علی عباسپور ) هم با اصل تغییرات در آموزش و پرورش مخالف نبود و هیچ کس مخالف تحول نیست چون اگر ما بتوانیم تحول را در سیستم آموزشی کشور که بشدت نیاز است اجرا کنیم، همه از آن استقبال خواهند کرد.
تحول در نظام آموزشی، سندی است که در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب شده و بزرگانی از کشور، حدود چهار سال روی آن کار کارشناسی انجام دادهاند و کسی با آن مخالفتی ندارد، اما چیزی که با آن مخالفت میشود بحث اجرایی شدن سند تحول بنیادین است که خیلی از متخصصان عرصه آموزش، به آن ایراد وارد میکنند.
چندی پیش در یکی از کمیتههای تخصصی شورای انقلاب فرهنگی که بنده هم حضور داشتم، جلسهای با وزیر آموزش و پرورش و تعدادی از کارشناسان امر، ازجمله سه نفر از وزیران آموزش و پرورش قبلی برگزار شد که در این جلسه چند نفر از حاضران بشدت انتقادات اساسی و جدی را به روند اجرایی شدن این تغییرات مطرح کردند.
البته من هم ابهامات و سوالاتی دارم مثلا اینکه آیا روندی که آغاز شده میتواند اهدافی را که در سند تحول بنیادین انتظار داریم محقق کند، یا اینکه ممکن است برخی حرکتهایی که برحسب ظاهر، عجولانه است باعث شود ما نهتنها به اهداف سند نرسیم بلکه از آن دور شویم. لذا این موارد باید به اطلاع مسئولان برسد و روی آنها دقت شود.
در جلساتی که با وزیر محترم آموزش و پرورش داشتم، ابهامات و شبهات را بیان کردم که پاسخهایی داده شد، ولی چون زمان کم بود قرار شد این جلسات ادامه پیدا کند.
قرار است یکی از دستور جلسات کاری کمیسیون آموزش و تحقیقات هم بحث سند تحول باشد که با حضور مسئولان آموزش و پرورش و مرکز پژوهشهای مجلس بررسی شود.
تغییرات زیادی در نظام آموزشی کشور صورت گرفته است. در مقطعی نظام تحصیلی، ترمی واحدی شد، یکبار پیشدانشگاهی اضافه شد، الان هم کلاس ششم اضافه شده است. این همه تغییرات پی در پی چه معنایی دارد؟
همه مسئولان و دستاندرکاران و حتی همه منتقدان در مورد نحوه اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، دلسوز نظام و فرزندان کشور هستند. چه کسی است که دلش نخواهد، بچههای این کشور به طور شایستهای در نظام جمهوری اسلامی تربیت شوند؟ بنابراین ارتقای نظام آموزشی، یک دغدغه همگانی است اما بحث مهم، شیوه اجراست که بتوانیم براساس آن شیوه به اهداف سند برسیم، بنابراین اختلاف نظر در شیوه اجراست نه در سند.
آیا شما موافق گنجاندن کلاس ششم در نظام آموزشی هستید؟
باز هم میگویم ما در شیوه اجرا مشکل داریم. چون در مورد سند تحول بنیادین در کشور هیچکس اعتراض یا نقد ندارد ولی ممکن است اشکالات جزئی وجود داشته باشد. اجرای این سند برای نظام و کشور ضروری است که باید تحولات را شامل شود. اما اتفاقی که الان در آموزش و پرورش افتاده چیزی نیست که در شأن و منزلت جمهوری اسلامی ایران باشد.
در مورد این موضوع بیشتر توضیح میدهید؟
در حال حاضر پیوستگیای که باید بین قبل و بعد از دبستان و حتی دبیرستان، از نظر محتوای درسی، تربیتی، مهارتآموزی، ارزشهای اخلاقی، نحوه تعامل میان اولیا با دانشآموزان، معلمان و مدیریت باشد مشهود نیست و به مدرسه به عنوان یک پایگاه فرهنگی نگاه نمیشود.
در برخی مدارس هم که انجمن اولیا و مربیان وجود دارد، انتظارات بیشتر جنبه مادی گرفته تا جنبه همفکری و مشارکت در امور مدرسه !
بنابراین اشکالات زیاد ساختاری وجود دارد که میطلبد نظام آموزش و پرورش متحول شود و خوشبختانه سند تحول بنیادین، این تغییرات را در اجزا پیشبینی کرده و ما خواهان این هستیم که در یک فرآیند حساب شده، تحولات به صورت حرکتی مرحله به مرحله و نه شتابزده دنبال شود.
این سند تحول بنیادین تا کی باید اجرایی شود؟
اینجا اختلافنظر وجود دارد. در این زمینه یک نگاه تفریطی دارم و معتقدم حداقل برای اجرای این سند 12 سال لازم است. اما برخی که خوشبین هستند عقیده دارند که 12 سال زیاد است و 6 ساله هم میتوان این سند را اجرایی کرد.
تاکید من بر 12 سال این است که طی این سالها، فرآیند گام به گام از کلاس اول شروع، و به پایان دبیرستان ختم شود. لذا با برشی که الان در آموزش و پرورش برای سال ششم دبستان زده شده است، شخصا موافق نیستم.
به نظر من بهتر بود مرحله به مرحله شروع میکردیم و در زمان مناسب هم کلاس ششم ایجاد میشد تا قبل از آن، مطالعات، تربیت معلمان و هماهنگی و تدوین متون درسی و تامین فضای کلاسها صورت میگرفت.
حالا که کلاس ششم اجرایی شده است!
بله، قرار است در کمیسیون آموزش و تحقیقات با حضور مسئولان، بحث جدی در این مورد صورت بگیرد.
در قسمت بعدی سوالاتم به بحث کنکور میپردازم. قرار بود در سال 90 کنکور حذف شود، اما این غول همچنان در سر راه ورود به دانشگاه وجود دارد. چرا؟
نکته: اقتصاد دانشبنیان، اساس به دست آوردن ثروت و در نهایت قدرت، استقلال و حتی امنیت برای یک کشور است و الان، تولید علم و فناوری، حرف اول را در این زمینه میزند
به نظر من هیبت و ابهت کنکور در دولت نهم ریخته شد و کنکوری که به تعبیری یک غول و یک سد بود، شکسته شد. در حال حاضر، ظرفیت پذیرش دانشجو آنقدر بالا رفته که ما در برخی رشتهها صندلی خالی داریم و رقابت در کنکور، بیشتر در مورد رشتههای پرمتقاضی است وگرنه در رشتههای کممتقاضی رقابت معنایی ندارد و حتما یک صندلی خالی برای هر داوطلب هست. من به عنوان وزیرعلوم وقت در سال 87، هنگامی که این طرح قرار بود در مجلس مطرح شود در کمیسیون آموزش و تحقیقات حضور یافتم و عدمموافقت خود را در مورد احتمال اجرایینشدن آن اعلام کردم. البته دلیل آن، ناتوانی وزرات علوم نبود بلکه مشکل این بود که وزارت آموزش و پرورش به لحاظ ساختاری این توان را نداشت که در سال 90 آن را اجرایی کند. اما به صحبتهای من توجهی نشد و در نتیجه در مجلس هشتم بعد از ناتوانی در اجرا، مصوبهای آورده شد که حذف کنکور به سال 93 موکول شد.
میخواهم نگاه دیگری جدا از بحث کنکور داشته باشم. به باور من ما نیازمند یک نظام و سیستم سنجش و پذیرش دانشجو در کشور به صورت عام هستیم و الان وضعیت توسعه علم و فناوری در دنیا به گونهای است که ما باید از این قالب بیرون بیاییم.
ما باید نظام یکپارچه سنجش و پذیرش دانشجو را در همه مقاطع و در اقصی نقاط کشور داشته باشیم و انشاءالله با بررسی این امر در کمیسیون آموزش و تحقیقات، طی چهار سال سعی میکنیم بحث نظام یکپارچه سنجش و پذیرش دانشجو را دنبال کنیم. قطعا در قالب یک طرح، خود به خود بحث کنکور هم قابل حل خواهد بود.
در نظام پذیرش دانشجو، شاید به این نتیجه برسیم که برای انتخاب دانشجو اصلا نیاز به کنکور نباشد و همان سوابق تحصیلی دوران دبیرستان کفایت کند و البته در چنین طرحی برای انتخاب برخی رشتهها باید یک آزمون برگزار شود. لذا باید نظام جامع پذیرش دانشجو در کشور طراحی شود و سازمانی مسئول اجرا باشد که به کمک متخصصان، متناسب با مقطع و رشته معین کند که چگونه عمل شود.
بررسی این بحث از اولویتهای کمیسیون آموزش مجلس است و بنده از مسئول کمیته آموزش عالی خواستهام بررسیهای این مساله را جزو اولویتها قرار دهد تا ما در دوره 4 ساله مجلس نهم، بحث را جمعبندی کنیم. البته امیدواریم در کمتر از دو سال بتوانیم به نتیجه برسیم.
درخصوص دانشگاههای کشور صحبت شد، بیشتر فارغالتحصیلان دانشگاه دوست دارند بعد از اتمام تحصیل در مکانهایی متناسب با رشته خود مشغول کار شوند اما این امکان برایشان میسر نمیشود، سوال اینجاست که آیا شما هم قائل به جدایی دانشگاه از بازار کار هستید؟
هم بله و هم خیر، ما باید هر دو نگاه را داشته باشیم، ما در سند چشمانداز پیشبینی کردیم که در منطقه رتبه اول تولید علم و فناوری را داشته باشیم.
دنیای امروز در قرن 21، دنیای علم و فناوری است که قدرت را به وجود میآورد. الان بحث اساسی دنیا موضوع علم و فناوری است و اگر کشور به جایی برسد که بتوانیم در تولید علم و فناوری، حرف اول را بزنیم مطمئنا در مسائل سیاسی جهانی هم میتوانیم تاثیر آن را در حرفشنوی قدرتها ببینیم.
اگر در مذاکرات هستهای کشور دقت کنیم میبینیم همین مختصر قدرت و علمی که به دست آوردیم باعث شده که یک طرف میز مذاکره ابرقدرتها و طرف دیگر جمهوری اسلامی باشد. این نشستها تاییدکننده این است که جمهوری اسلامی ایران به واسطه علم و دانشی که به دست آورده جایگاهی دارد که یک طرف مذاکره ایران و طرف دیگر چند ابرقدرت باشد. پس ما برای اینکه بتوانیم جایگاه مناسب خود را در نقشه علمی کشور به دست آوریم و بتوانیم جایگاه بینالمللی خود را قوی کنیم باید در علم و فناوری، فارغ از اینکه کسی اشتغال داشته باشد یا نداشته باشد، حرف برای گفتن داشته باشیم.
اما طرف دیگر قضیه، این است که کشور نیازمند نیروی کار و منابع انسانی است و این افراد باید دانش لازم را برای کار داشته باشند. پس حتما دانشگاه باید بخشی از وقت، علم و تحصیل را به سمت مهارتآموزی سوق دهد که بیشتر فارغالتحصیلان دانشگاه با داشتن مهارت وارد عرصه کار شوند و حتی بتوانند شخصا کارآفرینی کنند و این امری است که تا به حال به آن توجهی نشده است.
یکی از حوزههایی که ما در کمیسیون آموزش و تحقیقات دنبال میکنیم توجه به بحث مهارتآموزی در دانشگاهها است. هرچند دانشگاههای علمی ـ کاربردی در کشور نیز فعالیتهای خوبی دارند، اما نمیتوانند پاسخگوی همه خواستها در این زمینه باشد. ما باید تمام مقاطع تحصیلی مختلف آموزش عالی را در کشور با آموزش مهارتی همراه کنیم که اگر این اتفاق بیفتد دانشگاه میتواند برای کارآفرینی و اشتغالزایی به صحنه بیاید.
ارزیابی شما در مورد سطح دانشگاههای کشور در مقایسه با دیگر کشورهای دنیا چیست؟ بتازگی در ردهبندیهایی که صورت گرفته دانشگاههای کشور در درجه بالایی قرار ندارند، دلیل آن چیست؟
اطلاع دارید که رتبهبندیهای مختلفی در دنیا وجود دارد، این ردهبندیها یک وجه مشترک و یک وجه افتراق دارد و در آن مواردی مطرح میشود که با وضعیت موجود ما مطابقت ندارد. برخی از این امتیازات مربوط به دارندگان نوبل یا جوایز معتبر علمی، تعداد استادان خارجی در دانشگاه، و تعداد دانشجویان خارجی است، اما برخی موارد مثل جامع بودن دانشگاه، تعداد استادان، جایگاه علمی استادان و کیفیت آزمایشگاهها و مقاطع مختلف تحصیلی از موارد مشترک میان کشورهاست. پس اگر ما به نقاط مشترک نگاه کنیم و به دنبال شاخصههای انحصاری مثل دارندگان نوبل نرویم، وضع دانشگاههای ما بسیار خوب است و موارد استثنایی که وجود دارد باعث میشود در رتبهبندیها جایگاه پایینتری به دست آوریم.
زمانی که در کشور مالزی سفیر بودم متوجه شدم این کشور کمبود هیات علمی دارد و مجبور است بخشی از اعضای هیات علمی خود را از سایر کشورها دعوت و جذب کند تا بتواند دانشگاههای خود را اداره کند. بنابراین به نظر میرسد که این مساله نباید یک امتیاز ویژه باشد که متاسفانه این امر در امتیازبندیها یک جایگاه ویژه محسوب میشود. این موارد در شرایطی اتخاذ میشود که ایران به لحاظ هیات علمی، خودکفاست و حتی صادرکننده هیات علمی محسوب میشود. در مالزی دانشگاههایی هستند که در رتبهبندی جهانی درجه صد را به خود اختصاص دادهاند. اما اگر بهترین دانشگاه مالزی را با بهترین دانشگاه خودمان مقایسه کنیم به جرات و به عنوان یک متخصص میگویم که آن دانشگاه ما که در رده 400 قرار دارد، کمتر از رتبه 100 نیست و تولیدات علم و فناوری ما بمراتب بیش از آنهاست.
پس چرا اینقدر دانشجویان ما علاقه دارند که در مالزی درس بخوانند؟
این بحث دیگری است که باید بعدا در موردش صحبت کرد.
فارغ از مباحث دانشگاهی میخواهم از شما بپرسم چه شد که بعد از وزارت تصمیم گرفتید به عنوان نماینده مجلس، ادامه کار بدهید؟
زندگی است دیگر !
اگر یکبار دیگر قرار باشد انتخاب دیگری برای خود داشته باشید آیا مجداد تحصیل را انتخاب میکنید یا به دنبال کار میروید؟
یقینا تحقیق و پژوهش را بویژه با تاکید بر کاربردی بودن آن در راس کار خودم قرار میدهم.
یک سوال قدیمی را از شما میپرسم، آیا علم بهتر است یا ثروت؟
این سوال مربوط به دوران و قرون گذشته است و اصلا در قرن 21 معنا پیدا نمیکند. برای اینکه ما وقتی صحبت از اقتصاد دانشبنیان میکنیم، نشان میدهد حتی اگر ثروت میخواهید باید به دنبال علم بروید.
اقتصاد دانشبنیان، اساس به دست آوردن ثروت و در نهایت قدرت، استقلال و حتی امنیت برای یک کشور است و الان، تولید علم و فناوری، حرف اول را در این زمینه میزند.
در دنیای امروز با ساختن یک قطعه کوچک و تبدیل آن به ظریفترین فناوریها میتوان درآمد زیادی به دست آورد. فناوریهای جدیدی مثل موبایل، مباحث مربوط به آی.تی و آی.سی.تی، الکترونیک و هوافضا، سالانه چندین هزار میلیارد دلار در عرصه اقتصاد مبتنی بر دانش به حساب کشورها واریز میکند و بنابراین دنیای الان با قدیم فرق کرده و سوالی که شاید در گذشته مبنی بر اینکه علم بهتر است یا ثروت مطرح میشد در دنیای امروز دیگر جایگاهی ندارد و اقتصاد دانشبنیان است که میگوید «اگر ثروت میخواهی باید به دنبال علم و فناوری بروی.»
فاطمه امیری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: