فاطمه مرادزاده / گروه ایران

صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی

واژه‌ها هم برای خود عالمی دارند. اگر سری به دنیای آنها بزنید شاید پشت هر کدام از آنها تاریخی نهفته باشد،‌ تاریخی که با فرهنگ و آداب و رسوم یک قوم و ملت گره می‌خورد. بار نوستالژی بعضی از آنها هم آنقدر زیاد است که با شنیدنشان دنیایی از خاطرات داشته و نداشته آدم زنده می‌شود. مثلا همین واژه خورجین یکی از آنهاست.
کد خبر: ۵۰۱۴۹۸

شاید برای من و شما شنیدن این واژه بلافاصله تداعی‌کننده تصویر اسب و الاغی باشد که تکه‌ای فرش‌مانند روی پشتش سوار است، یا گروهی دیگر از مردم را یاد موتور و دوچرخه‌ قدیمی‌شان می‌اندازد که خورجینی ترک آن سوار بود و به جای صندوق عقب ماشین‌های امروزی،‌ کار حمل کالا را برایشان انجام می‌داد.

احتمالا اگر یک ادیب هم این واژه را بشنود، فکرش بلافاصله می‌رود سمت شعر مولانا که می‌گوید: یار تو خورجین توست و کیسه‌ات / گر تو رامینی مجو جز ویسه‌ات

یا این‌ که ردیفی از ضرب‌المثل‌ها جلوی چشمانش رژه می‌رود؛ ضرب‌المثل‌هایی مانند «دزد خورجین را نمی‌توانی بگیری» که یک ضرب‌المثل بختیاری و کنایه از دزد خانگی است، «خر ندارند خورجین می‌خرند»، «ناراحت نشوید دم الاغ در خورجین است» یا «خورجین سرخ» که کنایه از ظاهری فریبنده و باطنی ناباب است.

با همه اینها خورجین، بافته‌ای عشایری است که برای حمل آذوقه بر پشت چهارپایان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اما این دستباف که اکنون وسیله‌ای بسیار ساده و پیش پا افتاده محسوب می‌شود، در روزگاری نه‌چندان دور نه‌تنها وسیله مهمی برای حمل کالا به شمار می‌رفته، بلکه وسیله اشتغال افراد زیادی در اکثر استان‌های کشور بویژه مناطق عشایرنشین بوده است. شاید همین کارکردهای گوناگون در کنار دستباف بودنش باعث شده که از سوی میراث فرهنگی و گردشگری استان کهگیلویه و بویراحمد به عنوان یک اثر معنوی و یکی از مهم‌ترین دستبافت‌های عشایر این استان برای ثبت ملی پیشنهاد شود؛ پیشنهادی که به نظر برخی، چندان حساب شده نیست و می‌تواند باعث تنزل جایگاه فهرست دیگر آثار ثبت شده باشد، ولی مجتبی گهستونی،‌ سخنگوی انجمن میراث دوستان خوزستان در این باره نظر دیگری دارد؛ به عقیده وی، اگرچه این وسیله که یک صنعت و دانش بومی است، اکنون کارایی خود را از دست داده،‌ اما نه‌تنها روزگاری کارایی‌های فراوانی داشته، بلکه سهم مهمی نیز در اشتغالزایی داشته است. گهستونی با بیان این‌ که عناصری همچون نوع، قدمت و شرایط موجود اثر در ثبت ملی آن دخالت دارد، به جام‌جم می‌گوید: حس نوستالژیکی که این وسیله اکنون ایجاد می‌کند، به علاوه خطر انقراض آن می‌تواند دلیل خوبی برای ثبت ملی آن باشد تا از این پس مانع انقراض و حفظ این صنعت بومی و دستی کشور شود.

در هر صورت چنانچه این اثر بتواند نظر موافق کارشناسان را به خود جلب کرده و خود را در فهرست آثار ملی کشور ماندگار کند، براساس ضرب‌المثلی که می‌گوید: «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی» گواهی است بر این ادعا که ظاهر، ملاک مناسبی برای سنجش نیست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها