آهنگ و شعرکودکانه در گفت‌وگو با مصطفی رحماندوست

سرودن شعر کودک سخت‌تر است

مصطفی رحماندوست نیازی به معرفی ندارد. تاکنون اشعار و داستان‌های زیادی را به قلم او و برای کودکان خوانده‌ایم. او شعر گفتن برای کودکان را به مراتب از شعر گفتن برای بزرگسالان سخت‌تر می‌داند و معتقد است کسی که برای کودکان شعر می‌سراید و داستان می‌نویسد باید زبان آنها را بداند. به همین میزان هم معتقد است که ساخت موسیقی مناسب برای کودکان کار آسانی نیست و نباید با آن ساده برخورد شود. موضوع گفت‌وگوی ما با او شعر و موسیقی کودک است که پیش رو دارید.
کد خبر: ۵۰۱۲۱۸

موضوع گفت‌وگوی ما درباره موسیقی و شعر برنامه‌های کودک تلویزیون است اما بد نیست ابتدا در خصوص ویژگی‌های شعر کودک و سادگی در آن صحبت کنیم.

از ویژگی‌های مهم شعر کودک، پیچیدگی خیال و عاطفه و سادگی کلام است که همان سهل و ممتنع می‌شود. اما این سادگی به معنی ساده و راحت سروده شدن نیست، بلکه سرودن برای کودک و با زبان کودک خیلی سخت‌تر از شعر بزرگسال است.

خیلی‌ها تصور می‌کنند با توجه به سادگی ظاهری شعر کودک، سرایش آن هم ساده است. نظر شما چیست؟

به نظر من آنها که تصور می‌کنند ساده است خب بروند بسرایند. اصلا این طور نیست. به نظر من در شرایط فعلی جامعه که خیلی‌ها تصور می‌کنند شعر سرودن راحت است، شاعر شدن خیلی سخت است و جایی که تصور می‌کنند شعر سرودن برای کودک راحت است، شاعر کودک شدن بسیار سخت‌تر است.

این سختی‌ها چیست؟

اولین گام در سرودن شعر کودک پیدا کردن توانایی نگاه به هستی از زاویه دید بچه‌هاست. اگر این را پیدا کنیم می‌توانیم راحت شعر کودک بسراییم، این امر مستلزم پیدا کردن جهان‌بینی کودکانه در گام اول است که یک بحث فلسفی و روانشناختی است.

شاید خیلی‌ها بتوانند به زبان ساده شعر بگویند، ولی شعر کودک نباشد و نگاهشان نگاه بزرگسالانه است. پیدا کردن جهان‌بینی و نگاه کودکانه و نگاه کردن از زاویه دید بچه‌ها سخت است و کار هر شاعری نیست.

مثلا یک بچه سه‌ساله که مادرش از اتاق بیرون می‌رود، حس می‌کند مادرش برای همیشه رفته و شاید دیگر برنگردد و در نتیجه شروع می‌کند به داد و فریاد و گریه کردن و اینجاست که با نصیحت کردن به کودک سه ساله نمی‌توانیم او را تغییر دهیم. باید ما هم بپذیریم مادر رفت و دیگر برنمی‌گردد. این امر مستلزم شناخت و درک جهان‌بینی اوست تا از این طریق و با نگاه خودش با او ارتباط برقرار کنیم.

در خصوص موسیقی بگویید؛ بویژه موسیقی‌ای که از طریق تلویزیون برای او به نمایش گذاشته می‌شود.

به طور کلی ما در موسیقی کودک مشکلات زیادی داریم و در این حوزه هنوز می‌لنگیم، چون آهنگساز متخصص کودک و نوجوان نداریم یا دست‌کم آنچنان شناخته شده نیست و در این ژانر کسی نیست که بگوید من آهنگساز کودک هستم و فقط در این حوزه کار می‌کنم و برای بزرگسالان کار نمی‌کنم.

کسانی هستند که تخصص آموزش موسیقی کودکان را دارند، اما تخصص آهنگسازی برای آنها را ندارند یا من سراغ ندارم. حدود 11 سالی که عضو شورای شعر و موسیقی صداوسیما بودم، ندیدم کسی مدعی باشد آهنگساز ویژه کودک است.

دلیل این مساله را در چه می‌دانید؟

به نظرم موسیقی الان ما وضع 40 سال پیش ادبیات کودکان را دارد. در آن مقطع برخی نویسنده‌های بزرگسال گاهی از سر ذوق اشعاری را هم برای کودکان در کنار سایر کارهایشان می‌سرودند، اما چندان موفق نبودند که بعدها با گذشت زمان کم‌کم یکسری نویسنده کودک که فقط در این حوزه می‌سرودند، ظهور کردند و به این مرحله از شعر کودک رسیدیم که الان شاهد حضور بسیاری از شاعران خوب در این حوزه هستیم و کماکان هم به صورت تخصصی در این حوزه هستند.

در حوزه موسیقی هم الان تقریبا همین وضع را داریم. کسانی که در حوزه موسیقی بزرگسال کار می‌کنند گاهی از سر سیری هم شده کارهایی را برای کودکان می‌سازند اما شاهد حضور آهنگسازان کاملا متخصص نیستیم.

از جنبه‌های خیالپردازانه و تصویرگری در شعر کودک بگویید. این تصویر بیشتر در شعر می‌تواند نمایان شود یا در موسیقی؟

ما انواع شعر داریم. شعر آموزشی برای کودکان که به نظم نزدیک‌تر است و شعر ناب که براساس ویژگی‌های روان‌شناسی کودکان مطرح شده و حاوی نوعی عاطفه کودکانه است. حال شعری با این شرایط داریم که لازم است در تلفیق با موسیقی به تکامل برسد. در شعر چون اصل کلام تاثیر معنوی دارد، معنی آن مطرح و مهم است و در موسیقی ریتم اهمیت دارد. در گذشته‌های نه چندان دور هر ملودی و آهنگی که در جامعه و میان بزرگسالان به اصطلاح می‌گرفت را برمی‌داشتند و روی آن شعر کودک می‌گذاشتند و تصور می‌کردند این می‌شود ترانه کودکانه. من حدود 80 ترانه از این دست را در آرشیو دارم که آن زمان به این شکل ساخته شده‌اند و از رادیو پخش می‌شدند. کودکان روی ملودی‌های ماندگار خوانده‌اند، در حالی که در این مقوله فقط به ملودی و ریتم توجه شده و اهمیت چندانی به کلام و محتوای آن نداده‌اند که همین مساله باعث شده در مجموع موفق نباشند.

اصل و درستش این است که ملودی و ریتم و کلام براساس ویژگی‌ها و جهان‌بینی کودک باشد و از تلفیق این دو به شکل استانداردش شاهد تولید یک کار موفق باشیم.

در مجموع می‌توانید بگویید در ساخت یک کار موسیقایی کودک تاثیر کدام بیشتر و پررنگ‌تر است، ملودی یا شعر؟

به نظرم چه در موسیقی کودک و چه بزرگسال فرمول یکی است. همان طور که در موسیقی بزرگسال می‌گوییم شعر جای خود و موسیقی جای خود و از ترکیب و چفت و بست شدن این دو شاهد خلق یک اثر خوب خواهیم بود در کار کودک هم همین طور است که از ترکیب و هماهنگی این دو به یک اثر خوب و ماندگار برای کودکان می‌رسیم.

حال می‌توانید مقایسه‌ای داشته باشید میان موسیقی کودک در تلویزیون بین دهه‌های 60، 70 و دهه 80 تاکنون؟

متاسفانه در این خصوص نمی‌توانم نظر بدهم. این امر مستلزم تحقیق و بررسی دقیق در این سه دهه است که تاکنون انجام نداده‌‌ام و بدون بررسی دقیق و پژوهش نمی‌توانم به صورت دقیق نظر بدهم.

برنامه‌هایی را که در حال حاضر پخش می‌شود، چگونه می‌بینید؟

در حال حاضر برخی برنامه‌های کودکان از شبکه‌های مختلف پخش می‌شود و می‌بینم عمدتا برنامه‌سازان ما از فشار کمبود کارهای شاد برای کودکان به یکسری اشعار و ملودی‌های دم‌دستی روی آورده‌اند که به اسم موسیقی کودک مطرح شده است. چه در کلام و چه در ملودی آن ویژگی‌های لازم را که باید داشته باشند، ندارند و برگرفته از تم‌های غربی و غیرایرانی و گاهی تم‌های عربی است و تاثیرات منفی و مخرب آنها بیشتر از اثرات مثبت آنها بر کودکان است. یکی از اصلی‌ترین مشکلات این موسیقی‌ها را در استفاده نکردن از دستگاه‌ها و سازهای ایرانی می‌بینم که در حال حاضر بشدت نیازمندیم با استفاده از ظرفیت‌های بالای این نوع موسیقی ضمن آشناسازی ذهن بچه‌ها با این سازها از تاثیرپذیری بالای آنها هم به نحو مطلوبی استفاده کنیم.

چرا در حوزه موسیقی کودک آثار ماندگار بسیار کمی داریم؟

شاید چون کسی در موسیقی ما آنچنان که باید این دغدغه را ندارد که موسیقی ماندگار بسازد. به همین دلیل ما طی 30 سال اخیر کاری نداشته‌ایم که مردم سال‌ها آن را زمزمه کرده باشند. در حوزه موسیقی کودکان، تعداد کارهای ماندگار انگشت‌شمارند شاید به این علت که برنامه‌سازان ما بیشتر به فکر پر کردن آنتن هستند. از طرف دیگر این مساله در نگاه کلان ما به موسیقی کودک ریشه دارد. شما به کارهایی که غرب در این خصوص انجام داده نگاهی بیندازید. آنها آثار کلاسیک خود را برای سنین مختلف کودکان بازسازی کرده‌اند (مانند آثار باخ، بتهوون و...) و پشت این کار تفکر عمیقی نهفته است. ما هم باید با این نگاه در خصوص خلق آثار عمیق برای کودکان و حتی بازسازی و شناساندن آثار تاریخی و اسطوره‌ای و فرهنگی گذشته‌مان بیشتر تلاش کنیم.

برنامه کودکان باید تخصصی ساخته شود

با توجه به گستردگی و دامنه نفوذ بالای تلویزیون میان کودکان، باید دقت و ظرافت بیشتری صورت پذیرد و کارهای قوی‌تری انجام شود. خاطرم هست در سال‌های ابتدایی انقلاب که به عنوان مدیر گروه کودک و نوجوان در صداوسیما حضور داشتم برنامه‌ای به نام «سه سامی استریت» بود؛ برنامه‌ای متشکل از چند عروسک و چند مجری با دکوری ساده اما بسیار پرمحتوا که برای ایجاد تفکر و خلاقیت در کودکان تلاش می‌کرد. و بتازگی گزارشی خواندم مبنی بر این‌که هنوز هم این برنامه در حال ساخت و پخش است و به صورت بومی هم ساخته خواهد شد، مثلا در مصر، افغانستان و... که مختص همان منطقه بوده و برای تفکر شهروندی و جامعه‌پذیری کودکان متناسب با فرهنگ همان منطقه، فعالیت و برنامه‌سازی می‌کنند و جالب این‌که حدود 80 متخصص از جامعه‌شناس، روان‌شناس، بازیگر، نویسنده، کارگردان و... آن را برنامه‌ریزی و سازماندهی می‌کنند و در برنامه‌های مختص بومی هر منطقه حدود 18 متخصص بومی آنها را همراهی می‌کنند که قطعا این نوع نگاه باعث شده طی سال‌ها موفق باشد و همچنان هم ادامه داشته باشد.

ما هم اگر تلاش کنیم به آن می‌رسیم و تا وقتی برنامه سازان ما بدون برنامه‌ریزی شعری سطحی را بگیرند و ملودی دم دستی روی آن بگذارند تا آنتنی پر شود به جایی نمی‌رسیم و مطمئن باشید اگر ما هم در این خصوص سازماندهی و برنامه‌ریزی داشته باشیم می‌توانیم برنامه‌های موفقی بسازیم و هم در جامعه‌پذیری صحیح کودکان نقش داشته باشیم و هم با تولیدات ماهواره‌ای که روز به روز در حال افزایش است، مقابله کنیم.

حمید حیدرپناه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها