در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روستاپور از زمانی که وارد عرصه برنامهسازی شده، تلاش کرده برنامههایی تهیه کند که نه تنها جنبه سرگرمکنندگی داشته باشد، بلکه آموزش هم به کودکان بدهد. بچهها در برنامه «گلآموز» او که از شبکه آموزش پخش میشود، در هر قسمت با حل یک مساله آشنا میشوند. همچنین یاد میگیرند چگونه با مشکلاتشان برخورد کنند. او تلاش کرده گام به گام همراه بچهها باشد تا بتواند با آنها بهترین ارتباط را برقرار کند. گرچه تاکنون خاله و عموهای زیادی در برنامههای کودک تلویزیون دیدهایم، اما تعداد خالهها و عموهایی که میان بچهها ماندگار شدند، کم هستند و میتوان بدون اغراق گفت سارا روستاپور یکی از آن خالههای ماندگار برنامههای کودک است. به همین بهانه در این پرونده سراغ او رفتیم تا بیشتر با افکار و دغدغههایی که او برای بچهها دارد، آشنا شویم.
شما جزو اولین خالههای برنامههای کودک تلویزیون هستید. پیش از اینکه خاله سارا شوید، خودتان در زندگی شخصیتان خاله شده بودید تا بتوانید از تجربه زندگی خود استفاده کنید؟
نه، خاله نشدم. یک خواهر دارم که 9 سال از من کوچکتر است و چون به دنبال یک ارتباط عجیب و غریب با بچهها نبودم، توانستم ارتباط خوبی با بچهها برقرارکنم.
دلم میخواست خودم باشم نه اینکه یک شخصیت اغراقآمیز برای بچهها داشته باشم و رفتارهایم تصنعی باشد. بچهها خیلی باهوش هستند و بسرعت متوجه رفتار تصنعی میشوند، به همین دلیل تلاش کردم کارهای عجیب در برنامه انجام ندهم. البته باید بگویم بچهها را خیلی دوست دارم و از همان زمان نوجوانی هم برایشان مینوشتم و عاشق ارتباط با آنها بودم تا اینکه آرام آرام وارد حرفه اجرا شدم و برای ماندن در دنیای زیبا و پاک بچهها همیشه سعی خودم را کردم، چون دنیای بچهها پر از رنگ و به دور از دروغگویی و ریاست. آنها همیشه صادقانه حرف میزنند و دلشان میخواهد با آنها هم همینگونه رفتار شود.
اشاره کردید پیش از اینکه وارد حرفه اجرا شوید، برای بچهها مینوشتید. کارهایتان منتشر شدهاند؟
بله، برای چند نشریه ویژه کودکان کار میکردم و برای آنها مینوشتم. عاشق کار کردن برای بچهها هستم. خوشحالم که امروز توانستم جایگاهی در دلشان داشته باشم.
دنیای بچهها چه جذابیتی داشت که روزنامه نگاری را رها کردید؟
وقتی برای تهیه گزارش به برنامه رنگینکمان رفته بودم و آنجا به من پیشنهاد اجرای این برنامه شد، خیلی خوشحال شدم. با توجه به اینکه از سالها قبل فعالیتم را برای بچهها آغاز کرده بودم، دوست داشتم برای آنها کار کنم. احساس خوبی داشتم. حس میکردم با پذیرفتن اجرای برنامه کودک حتی خودم به دوران کودکیام نزدیکتر میشوم. بنابراین وارد حرفه اجرای کودک شدم.
پس از مدتی هم خودم شروع کردم به نوشتن متن. معتقدم کسی که قرار است برای بچهها برنامهای اجرا کند یا بسازد نیازمند مطالعات گستردهای است، چون دنیای بچهها خیلی حساس است و باید با احتیاط و درست گام برداشت.
دنیای کودکان پر از جذابیت است. وقتی برای بچهها کار میکنم، کلی انرژی میگیرم. دنیای بچهها پر از صداقت و روراستی است. محبت بچهها واقعا انسان را گرفتار میکند و نمیتوان راحت از آن گذشت.
گرچه برخی فکر میکنند کار برای کودک راحت است، اما اصلاً اینگونه نیست. میتوانم در یک جمله بگویم کار برای کودکان همراه با خطرات زیادی است. انگار که فرد روی لبه تیغ راه میرود. بچهها کوچکترین حرفها را یاد میگیرند. به همین دلیل وقتی با آنها حرف میزنیم باید مراقب کلام و رفتارمان باشیم و بدانیم آنها هر لحظه مشغول یادگیری هستند. وقتی ما بهعنوان خاله در برنامه حضور داریم باید بدانیم بچهها ارتباط خوبی با ما برقرار میکنند و تاثیر میگیرند پس باید مراقب باشیم.
بگذارید مثالی بزنم. وقتی بچهها از محیط خانه وارد مدرسه میشوند، چیزهایی را در خانه یاد گرفتهاند که حتی معلمها هم بسختی میتوانند آنها را از ذهن بچهها پاک کنند. حتی میتوان گفت در برخی مواقع غیرممکن است. روح بچهها خیلی پاک است و ذهنشان آماده تاثیرپذیری از محیط اطراف، پاک کردن چیزهایی که آنها یاد گرفتند کار سختی است؛ بنابراین در زمینه ساخت برنامههای کودک باید دقت زیادی کرد.
فکر میکنید این سختگیری میان برنامهسازان وجود دارد؟
متاسفانه نه. برخی مواقع شاهد هستیم برای ساخت برنامههای کودک سختگیری لازم نمیشود و ایرادهایی در کلام و رفتار مجریان و عروسکهایی که در برنامه حضور دارند، میبینیم. من چندی پیش در یکی از برنامههای کودک شاهد بودم مجری خطاب به عروسکها گفت شما جونورها!
درست است در پخش زنده ممکن است اشتباهاتی صورت بگیرد، اما کسانی که برنامه زنده کودک را اجرا میکنند، باید بیشتر دقت کنند. مجریان باید ادبیات درستی داشته باشند، چون کوچکترین کلمهای که از دهان مجری خارج شود، بچهها یاد میگیرند و بعد به مشکلات زیادی منجر میشود.
برنامههای زنده کودک خیلی پر مخاطب است و بچههای زیادی در استودیو و خانه مشغول دیدن برنامه هستند. بنابراین باید نظارت بیشتری صورت بگیرد. کار کودک راحت نیست و باید نسبت به آن حساسیت بیشتری داشت.
با توجه به اینکه مجریان برنامههای کودک باید شناخت زیادی نسبت به ادبیات کودکان داشته باشند، شما چگونه تلاش کردید ادبیاتی که در برنامه استفاده میکنید، صحیح باشد و بچهها از شما یاد بگیرند؟
مرتب مطالعه میکنم و نشریات کودک را میخوانم. سعی میکنم از آثار نویسندگانی که برای کودکان خیلی خوب مینویسند، استفاده کنم. وقتی قرار است برای کودکان کار کرد، باید مرتب آثار مربوط به آنها را مطالعه کرد تا شناخت خوبی در زمینه ادبیات کودک داشته باشیم و بتوانیم بهترین و صمیمانهترین ارتباط را برقرار کنیم.
این مساله برای همه برنامهسازان و مجریان برنامههای کودک باید اهمیت زیادی داشته باشد. البته معضلی که شما به آن در زمینه ادبیات برنامههای کودک اشاره کردید، فقط شامل حال برنامهها نیست و گاهی هم در نشریات بچهها شاهد ادبیات مناسبی نیستیم. به یاد دارم چندی پیش در نشریهای برای کودکان جملهای به نقل از عروسک خواندم که نوشته بود «این آدم بیعقل».
وقتی قرار است نشریهای برای کودکان منتشر شود باید دوستان در زمینه ادبیات مراقب باشند تا مبادا حرفی نوشته شود که بچهها آن را یاد بگیرند و بعد همان کلمات را استفاده و بددهنی کرده یا به بزرگترهایشان بیاحترامی کنند. بنابراین لازم است برنامهها و نشریات کودک با دقت بیشتری برای بچهها ساخته و نوشته شود.
من هم سعی میکنم آثار نویسندگان خوب را در زمینه ادبیات کودک حتما مطالعه کنم. مجری برنامه کودک باید مرتب اطلاعاتش را به روز کند و با آخرین روشهای روز آشنا باشد و با بهره بردن از موارد سازنده، بهترین برنامه را تهیه کند.
ما تلاش کردیم برنامههای گلآموز شبکه آموزش و «اتل متل تماشا» شبکه دو به استانداردها نزدیک باشد. نمیگویم صددرصد موفق شدیم، اما تلاش کردیم خیلی به استانداردها نزدیک شویم.
از روانشناسان کودک برای برنامههایتان استفاده میکنید؟
من برای تهیه برنامه گلآموز سعی کردم ارتباط خوبی با روانشناسان کودک داشته باشم تا بتوانم از نظرات آنها برای برنامه استفاده ببرم. اختلالات یادگیری یکی از مسائل مهمی است که باید مورد توجه برنامهسازان قرار بگیرد؛ بنابراین تلاش کردیم این برنامه متفاوت از دیگر برنامههای کودک باشد.
ما در هر قسمت از برنامه گلآموز یک مساله را گام به گام با بچهها حل میکنیم. روش حل مساله اهمیت زیادی دارد و به بچهها یاد میدهیم که چگونه با مسائل اطرافشان برخورد کنند و چگونه باید خلاقیت داشته باشند تا بتوانند مشکلات را بر طرف کنند.
همیشه برنامهسازان تاکید میکنند برای برنامههایشان اتاق فکر دارند، اما در مورد برنامههای کودک تردید دارم. چرا برخی میگویند اتاق فکر دارند، اما محتوای برنامه به اندازه اتاق فکر غنی نیست؟
فکر میکنم به خاطر این است که از اتاق فکر درست بهرهبرداری نمیشود. باید همه موارد برنامه بویژه متن در اتاق فکر از تمام ابعاد مورد بررسی قرار بگیرد. اتاق فکر در برنامه گلآموز کاملا کاربردی است و تنها اسم اتاق فکر را یدک نمیکشد. متنهای برنامه چند بار مورد بررسی قرار میگیرد تا ایرادی نداشته باشد.
ما در اتاق فکر کارشناس اختلالات یادگیری و تقویت حافظه داریم. آزیتا محمودپور در زمینه تقویت حافظه و اختلالات یادگیری خیلی کار کرده و ما هم سعی کردهایم به بهترین شکل از این موارد بهره ببریم.
در این باره بچهها مشکلات زیادی دارند و باید سعی کنیم در قالبهای مختلف به چنین موضوعاتی بپردازیم تا بتوانیم مشکلات بچهها را در این زمینه کاهش دهیم. در برنامه گلآموز مرتب با کلمات بازی میکنیم. به بچهها یاد میدهیم حافظه کوتاه مدت و بلند مدت چیست. با بازی کلمات سعی میکنیم حافظه بچهها را تقویت کنیم. در هر برنامه دقایقی را به این مساله اختصاص دادهایم تا بتوانیم تاثیرگذاری لازم را در بچهها داشته باشد.
فکر میکنم همیشه به دنبال متفاوت بودن در برنامه هستید. چرا این تفاوت برایتان اهمیت دارد؟
بله، همیشه سعی کردم یک اجرا و یک برنامه متفاوت برای بچهها داشته باشم. به همین دلیل مرتب در برنامه بهدنبال تهیه بخشهای متنوع هستیم. به عنوان مثال بخش مشاعره را قرار دادهایم تا بتوانیم بچهها را با ادبیات ایران مانوس کنیم یا روی مباحث دیگر کار کردهایم که برای بچهها همراه با جذابیتهای فراوان بوده است.
در ماه رمضان هم به آشپزی پرداختید. هدفتان چه بود؟
در ماه رمضان مبحث آشپزی را آغاز کردیم تا به بچهها یاد بدهیم چگونه میتوانند غذاها را تزئین کنند. یادگیری چنین مسائلی نه تنها خلاقیت بچهها را تقویت میکند، بلکه آنها را به سمت تغذیه سالم سوق میدهد و از سوی دیگر آنها یاد میگیرند چگونه باید به پدرها و مادرهایشان کمک کنند تا بتوانند رضایت آنها را جلب کنند.
چرا حیوانات زنده از جمله روباه و... را به برنامه گلآموز میآورید؟ حتی برخی مواقع حیواناتی را میآورید که کمتر نام آنها را شنیدهایم.
بچهها همیشه در کتابها عکس حیوانات مختلف را دیده اند و ما هم برایشان توضیح دادهایم که خزندگان یا پستانداران چه ویژگیهایی دارند، اما آنها فقط تصاویر آنها را دیدهاند، اما ما تلاش کردیم با حضور کارشناس، حیوانات زنده را به استودیو بیاوریم تا بچهها از نزدیک با حیوانات آشنا شوند و بدانند حیواناتی همچون روباه، هزارپا، عقرب و... چه شکلی هستند و چه ویژگیهایی دارند.
بچهها این تصور را دارند که خارپشت خارهایش را پرت میکند، در حالی که کارشناس برنامه برای بچهها توضیح داد که اصلا چنین اتفاقی نمیافتد یا در برنامه حیوانی دوپا آوردیم که کمتر نام آن شنیده شده است. این حیوان شبیه کانگوروست و در بیابانهای ایران زندگی میکند.
برای آوردن حیوانات به استودیو با چه مشکلاتی روبهرو بودید؟
به هر حال مشکلات خاص خودش را داشت. کارشناس، حیوانات را در یک محفظه شیشهای میآورد نه در قفس تا به بچهها آسیبی وارد نشود. به هر حال دیدن حیوانات از نزدیک برای بچهها یک تجربه خاص است، تجربهای که حتی فیلمهای مستند هم در اختیارشان نمیگذارد. در مجموع تلاش کردیم برنامه گلآموز پر از تجربههای متنوع برای بچهها باشد.
همیشه برنامهسازان کودک در ارتباط با بودجه کم گلایه میکنند و میگویند به این علت سراغ ساخت برنامههای کودک نمیروند. شما با مشکل بودجه روبهرو نشدهاید؟
گرچه بودجه کارهای کودک در مقایسه با دیگر کارها کم است، ولی اینطور هم نیست که نتوان کار کرد. خدا را شاکرم که برای تهیه برنامه گلآموز حمایت مدیران شبکه را داشتهایم.
ما موظف هستیم بودجهای را که در اختیارمان گذاشته میشود به بهترین شکل در برنامه استفاده کنیم. این بودجه حق مردم ایران است و همه در آن شریک هستند. بنابراین باید بکوشیم بهترین برنامه را تهیه کنیم تا مدیون مردم نشویم.
مسلما ساخت هر برنامهای هزینهبر است و ما با این هزینهها در برنامه گلآموز روبهرو هستیم، اما تلاش کردیم برنامه برای بچهها تنوع داشته باشد. البته باید بگویم کارشناسان، نویسندگان و دیگر عوامل عاشقانه کار میکنند.
با توجه به اینکه شبکه کودک هم راهاندازی شده است به نظرتان این شبکه تا چه میزان میتواند در رشد برنامههای کودک تاثیرگذار باشد؟
مسلما میتواند تاثیرگذار باشد. سازمان صدا و سیما چند تجربه مختلف و خوب در راهاندازی شبکههای ماهوارهای داشته که در این باره میتوان به شبکههای آی فیلم و نمایش اشاره کرد.
ما به یک شبکه کودک نیاز داشتیم. بچهها باید یک شبکه اختصاصی برای خودشان داشته باشند تا از دید آنها به تمام موضوعات نگاه کنیم. وقتی چند ساعت از برنامههای یک شبکه به کودک اختصاص یابد بقیه برنامهها برای بزرگسالان خواهد بود، اما زمانی که شبکه برای بچهها باشد تمام برنامهها مختص آنها خواهد بود و میتواند تاثیر زیادی در آموزش آنها بگذارد.
مثلا وقتی میخواهیم درباره شهدا حرف بزنیم، میتوانیم در قالب برنامههای مختلف به اهداف و آرمانهای شهدا بپردازیم تا بچهها با اهداف و آرمانهای آنها آشنا شوند. به هر موضوع باید از دید بچهها نگاه کرد، نه اینکه نگاه بزرگسالانه داشته باشیم.
برایتان مثالی میزنم. فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» توانست پس از گذشت چند روز به فروش خوبی دست پیدا کند. این نشان میدهد عروسکها تا چه میزان میتوانند محبوب مردم باشند، به شرط آنکه برنامههای ماندگاری ساخته شود. نه تنها کلاه قرمزی، بلکه عروسکهای دیگری هم میتوانند محبوب و ماندگار شوند. بنابراین با همت و تلاش میتوان به چنین افتخاراتی رسید.
ما برنامهسازان خوبی در زمینه کودک داریم. علاقهمند هستید با کدام یک از آنها کار کنید؟
آرزویم این است که روزی در کنار خانم برومند و ایرج طهماسب کار کنم تا یاد بگیرم. ما برنامهسازان خیلی خوبی در زمینه کودک داریم. کافی است در شبکه پویا از آنها استفاده کنیم تا شاهد کارهای متنوع در زمینه کودکان باشیم.
در زمینه موسیقی کودک هم با معضلاتی روبهرو هستیم. در این باره چه نظری دارید؟
ما در زمینه موسیقی برنامههای کودک ضعف داریم. باید موسیقی کودک درست شود، حتی زمانی من نمیخواستم در برنامه هایم از موسیقی استفاده کنم، چون تعریف درستی در ارتباط با موسیقی کودک وجود نداشت، اما وقتی دیدم همه برنامهها بسیار از موسیقی استفاده میکنند و مخاطب هم عادت به شنیدن آن دارد، بناچار ما هم استفاده میکنیم. معتقدم در این باره باید یکپارچگی وجود داشته باشد تا بتوانیم به یک نتیجه مشخص دست یابیم.
متاسفانه تعداد زیادی از کسانی که در این زمینه فعالیت میکنند، تحصیلات موسیقی کودک ندارند، به همین دلیل چون اطلاعات لازم را ندارند بدون شناخت این کار را انجام میدهند که باید در این باره ساماندهی صورت بگیرد.
یکی از مشکلاتی که این روزها به کرات دیده میشود حضور بیش از اندازه خالهها و عموهاست. در حالی که در دوران کودکی ما برنامههای عروسکی همچون مدرسه موشها، هادی و هدی و... پخش میشد که ارتباط صمیمانهای با بچهها برقرار میکردند، اما امروز با وجود این همه خاله و عمو چنین ارتباطی وجود ندارد. در این باره باید چه تمهیداتی اندیشید؟
ما خیلی خوش شانس بودیم که در آن دوره زندگی میکردیم و برنامههای عروسکی همچون مدرسه موشها، خونه مادربزرگه، هادی و هدی و... را میدیدیم. ولی در حال حاضر بیشتر برنامهها به مجری و عروسک ختم شده است.
به نظرم یکی از معضلاتی که برنامههای کودک دارد، این است که در فواصل یک برنامه که مثلا به موضوع دروغگویی میپردازد، کارتون پخش میشود. این بدترین آفت است، چرا که فاصلهگذاری باعث میشود از تاثیرگذاری موضوع کم شود. در هیچ جای دنیا هم اینگونه به موضوع نمیپردازند. باید در ساخت برنامههای کودک دقت زیادی کرد تا شاهد چنین مشکلاتی نباشیم.
برنامههای مورد علاقهتان در کودکی چه بود؟
کلاه قرمزی، هادی و هدی، مسابقات دوقلوها، مدرسه موشها، خونه مادربزرگه و... همه این برنامهها شاهکار بودند. ای کاش برنامهسازان جوان کنار برنامهسازان پیشکسوت آموزش میدیدند.
آیا تا به حال پیش آمده حالتان خوب نباشد و بناچار اجرا کرده باشید؟
بله، برخی مواقع مشکلاتی پیش میآید و در اجرا هم تاثیر میگذارد. من در این مواقع قبل از برنامه با خودم حرف میزنم تا ناراحتیام در اجرا مشخص نشود. البته وقتی با بچهها هستم کلی از آنها انرژی میگیرم و حالم خوب میشود.
میتوانیم انیمیشنهای خوبی تولید کنیم
چندی پیش شبکه پویانمایی راهاندازی شد. تاسیس این شبکه هم اتفاق مثبتی است. این شبکه در حال حاضر با دیگر شبکههای ماهوارهای رقابت میکند. پخش کارتونهای قدیمی نه تنها برای بچهها جذاب است، بلکه برای بزرگسالان هم حس نوستالژی دارد. البته عمده برنامههای این شبکه میتواند تولیدی باشد تا تامینی، حتی میتواند 20 درصد تامینی و 80 درصد تولیدی شود. در حال حاضر مرکز صبا تولیدات فاخری دارد. جوانان با استعدادی در این مرکز فعالیت میکنند. در این باره میتوان به انیمیشن دانشمندان کوچک اشاره کرد. همچنین انیمیشن شکرستان توانست مخاطبان زیادی را به سمت خودش جلب کند.
این نوع انیمیشنها خیلی خارقالعاده هستند و نشان میدهد ما ظرفیت لازم را برای تولید انیمیشنهای مناسب و متناسب با فرهنگ خودمان داریم. پس بهتر است به سمت تولیدات پیش برویم. معتقدم اگر بودجه مدیریت شود و از افراد نخبه بهره ببریم، این شبکه به رشد خوبی خواهد رسید. اگر این شبکه روی ساختارهای مختلف تمرکز پیدا کند، حتماً در این شبکه میتوانیم شاهد برنامههای خارقالعاده باشیم.
مدیران میتوانند با حمایت از برنامهسازان خوب باعث رشد شبکه پویا شوند تا بتواند ارتباط خیلی خوبی با بچهها برقرار کند. این کار عجیب و غریب نیست و قابل انجام خواهد بود. کافی است همه چیز برنامهریزی شود تا بهترین نتیجه را بگیریم. ما چیزی از کشورهای دیگر کم نداریم و جـوانان با استعداد هم داریم.
پیامکهای بچهها حالم را خوب میکند
زمانی که وارد عرصه اجرا شدم، علاقهمند بودم در برنامهها نظراتم را اعمال کنم، اما با توجه به اینکه در مقام تهیهکننده و کارگردان نبودم، نمیتوانستم این کار را انجام بدهم. به همین دلیل تصمیم گرفتم مستقل شوم و خودم برنامه هایم را تهیه کنم.
از طرف دیگر علاقهمند بودم در عرصه برنامهسازی تجربه کسب کنم. البته شانس هم با من بود و توانستم این کار را انجام بدهم. البته این مساله میسر نمیشد مگر آنکه مدیران از من حمایت میکردند. بدون حمایت آنها من موفق نمیشدم.
دکتر پورحسین، مدیر سابق شبکه آموزش به من خیلی کمک کرد تا برنامه گلآموز رشد کند که جای تشکر از ایشان دارد و در گام بعد هم دکتر قاسمی، مدیر جدید شبکه آموزش در تکمیل این برنامه راهنمایی لازم را به من کرد. برنامه گلآموز به مرور زمان کامل شد و حالا جایگاه خوبی میان کودکان دارد.
خدا را شاکرم که این اتفاق افتاده است. با وجود تعدد شبکهها و برنامههای کودک، اما برنامه گلآموز مخاطبان خودش را دارد و مورد توجه بچههاست. ما روزانه 20 تا 30 هزار پیامک داریم که از طرف بچهها به برنامه ارسال میشود. دیدن پیامکهای محبتآمیز بچهها واقعا لذتبخش و شیرین است. امیدوارم ما هم بتوانیم دین خود را ادا کنیم.
مهدی دهقان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: